<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss'><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672</id><updated>2009-10-13T18:04:18.644-07:00</updated><title type='text'>نواي ني</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://navaney1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>93</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-1976251427525862122</id><published>2009-05-03T08:56:00.000-07:00</published><updated>2009-05-03T09:05:33.223-07:00</updated><title type='text'>كارگر - كودك كار و استثماري به نام قرا داد كار موقت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;با عرض تبريك دوباره به مناسبت روز كارگر&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و همچنين با آرزوي رهايي همه همرزمانم در جنبش دانشجويي . جنبش كارگري و كمپين يك ميليون امضا و فعالين حقوق بشر&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/mayday.php"&gt;ويژه نامه روز جهاني كار كميته گزارشگران حقوق بشر منتشر شد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و دو نگاشته اين حقير دراين ويژه نامه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/spip.php?page=marticle&amp;amp;id_article=3989"&gt;&lt;strong&gt;قرار داد موقت = استثمار = زندگي براي نمردن&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پير مرد گوشه اي مي نشيند و دستمالي از جيب بيرون مي كشد . عرق از جبين پاك مي كند و دوباره بر مي خيزد و كار را از سر مي گيرد . حدود 60 سال سن دارد و نسبت به سنش بسي شكسته شده . بيش از بيست سال سابقه كار دارد و هنوز هر سال بايد منتظر باشد كه آيا كارفرمايش قرارداد را تمديد مي كند يا خير ؟ ياد دخترش مي افتد كه امسال بايد عروسي كند و ناگهان غول جهازيه مانند آواري بر سرش خراب مي شود .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/spip.php?page=marticle&amp;amp;id_article=3989"&gt;ادامه ...&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_______________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a style="COLOR: navy; TEXT-DECORATION: none" href="http://www.chrr.us/spip.php?article3991"&gt;&lt;strong&gt;در شهر خبر ديگري است&lt;/strong&gt; &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;كوچك بود . به 15 سال نمي رسيد . بارها و بارها در كنار دوستانش خنديده بود . در تئاتر دوستانش بازي كرده بود . نقش آدمهاي خوب و بد . آدمهايي كه دور و برش بودند و آنها را مي ديد و شايد ! شايد با گوشت و پوست لمسشان مي كرد .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/spip.php?page=marticle&amp;amp;id_article=3991"&gt;ادامه ...&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087069.php"&gt;مراسم ناتمام کارگران ایران، شکوفه آذر، سرمایه&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087085.php"&gt;بازداشت مهدی آميزش و اسعد ابراهيمی، دو تن ديگر از شرکت کنندگان مراسم روز کارگر، کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087095.php"&gt;خانواده های بازداشت شدگان روز کارگر: می گويند برويد به خانه هايتان خودمان خبر می دهيم، تغيير برای برابری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087074.php"&gt;سوء استفاده از خبرنگاران در بازی های سياسی محکوم است، نامه روزنامه نگاران و وب نگاران ايرانی خطاب به مسوولان در خصوص پرونده رکسانا صابری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a class="contentpagetitle" href="http://www.hra-iran.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=974:1388-02-12-15-52-02&amp;amp;catid=96:107&amp;amp;Itemid=235"&gt;تجمع فعالان صنفی معلم و فعالان حقوق بشر در ابن بابویه / همراه با تصویر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/05/post_12564.php"&gt;حمایت جنبش های اجتماعی از هم طبیعی است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/05/post_12576.php"&gt;سه سال با دلارا دارابي&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/05/post_12578.php"&gt;پرونده سياسي شده&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-1976251427525862122?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1976251427525862122'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1976251427525862122'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/05/blog-post_03.html' title='كارگر - كودك كار و استثماري به نام قرا داد كار موقت'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-7732937631402349423</id><published>2009-05-01T12:15:00.000-07:00</published><updated>2009-05-01T12:23:15.611-07:00</updated><title type='text'>به جای نان به تساوی گلوله قسمت شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;همه ایستاده اند دور آب نمای پارک لاله . آشنایان می آیند و می روند . همه فقط راه می روند و هنوز کسی حرکتی انجام نداده . منهم دوری بدور آب نما می زنم و کناری می نشینم . ناگهان&lt;br /&gt;ضلع جنوب شرقی آب نما . هجوم ماموران . فریاد و جیغ دختران و فرار همه . می زنند . چون قوم مغول می زنند . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.bwire.co.uk/cms/site/images/features_torment_large.jpg"&gt;&lt;img height="160" src="http://www.bwire.co.uk/cms/site/images/features_torment_large.jpg" width="240" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انگار اینجا فلسطین است و بار دیگر اسرائیلی ها را میبینی که مردم را می زنند و می برند . دختر و پسر ، زن و مرد ، کوچک و بزرگ ندارد . همه را می زنند و بر زمین می کشند . و بعد بازداشت می کنند . سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی از سویی بازداشت می شوند . از سویی دیگر هم مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند و همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده به تیغ بازداشت سپرده می شوند . همه را می زنند . چون مغولان زدند و خون ریختند و بردند .&lt;br /&gt;همه بودند . از فعالین کارگری تا حقوق بشری ها و فعالین حوزه زنان و کودکان و دانشجویان . همه درد کشیدگان از حکومت ولایی بودند تا به یک ظلم آشکار اعتراض کنند . تا فریاد زنند که زنده باد جنبش کارگری&lt;br /&gt;خواسته هایشان چه بود ؟ دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد! اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد/ حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی – اجتماعی باید برابرباشد/ بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند/ کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند/ کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است. ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم&lt;br /&gt;./ منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد. و.....&lt;br /&gt;همینها بود خواسته هایشان . نه برانداز بودند و نه به مقدسات آقایان توهین کردند . تنها قصدشان گرامی داشت یک روز بین المللی بود و جشنی و شادی . همین .&lt;br /&gt;اما زدند و فحش دادند و خون ریختند و بردند . مغولان نیروی انتظامی لباس مردم را تا میانه خیابان راندند . از پارک اخراج کردند و این اخراجی ها را به بند کشیدند . بانوان را در وزرا و مردان را در کلانتری وصال و اوین و هر جای دیگری که خدا می داند&lt;br /&gt;می زدند و فریاد کافر گفتنشان بلند بود . کافرانه می زدند و آی دزد آی دزد می کردند . جنایت کارانه می زدند نا مردان روزگار&lt;br /&gt;پارک لاله هم از خون فرزندان مردم سیراب شد . سنگ فرشش گلگون شد و دیده اش به شجاعت فرزندان مردم ایران روشن . این رزم هست تا حذف هر گونه تبعیض از مردم ایران . تا رهایی مردم ایران . حتی اگر فرعونانه همه را بند بکشید . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://shaadi.persiangig.ir/image/Copy%20of%20zendani.ghaleb.bmp"&gt;&lt;img height="213" src="http://shaadi.persiangig.com/image/Copy%20of%20zendani.ghaleb.bmp" width="210" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;به جای نان به تساوی گلوله قسمت شد&lt;br /&gt;اما انتخابات چیان ! جان مردم به جهنم . خون انسانها به درک . آزادیشان فدای سرتان ! به انتخابات بچسبید . به شما چه که روز کارگر به خون کشیده می شود و همه را بازداشت می کنند . به شما چه که پلی تکنیکی ها بیش از دو ماه است در بند اند . به شما چه که بازداشت شدگان اول و دوم اسفند 87 هنوز در بند اند . همایش برگزار کنید و شعر جنبش فدائی یعنی سر اومد زمستون را به نام خود مصادره کنید و خوش باشید ! مطمئن باشید مردم با شما همان می کنند که قرار این با فرعون بکنند . راه مشخص است . یا راه مردم و یا راه ظلم و استبداد . شما در راه تقویت استبداد قدم می زنید . فاعتبروا یا اولی الابصار&lt;br /&gt;امروز جمعه بود . اول می 2009 . 11 اردیبهشت 88 . صبح گاه قتل دل آرا و غروب سلاخی حق طلبان . آمار جنایت دارد به روز و ساعت و دقیقه می رسد .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://navaney1.blogspot.com/2009/05/blog-post.html"&gt;خون به خون شستن محال آمد محال&lt;br /&gt; &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;23:30 اول می 2009 – 11 اردیبهشت 88&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.campaignforequality.info/spip.php?article4057"&gt;http://www.campaignforequality.info/spip.php?article4057&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-7732937631402349423?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7732937631402349423'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7732937631402349423'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/05/blog-post_01.html' title='به جای نان به تساوی گلوله قسمت شد'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-5771997737597174817</id><published>2009-05-01T02:21:00.000-07:00</published><updated>2009-05-03T08:56:23.959-07:00</updated><title type='text'>خون به خون شستن محال آمد محال</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سر گیج می رود و جز بهت چیزی عاید نمی شود . خبر ناگهانی است . فکر کرده بودیم برای حداقل مدتی خطر گذشته و می توان روی گذشت خانواده مقتول حساب باز کرد . فکر کرده بودیم می توان این مسئله را ختم به خیر کرد . ولی ...&lt;br /&gt;نامه خانواده آن مقتول را خوانده بودیم و البته فهمیده بودیم رنجشان را . عزیز از دست داده اند آخر . ولی نمی دانم که خانواده مقتول هم خبر از اجرای حکم اعدام داشتند یا خیر ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="216" src="http://www.etemaad.com/Released/86-01-15/19-1delara3.jpg" width="179" /&gt;&lt;br /&gt;سحرگاه 11 اردیبهشت و هنوز خورشید طلوع نکرده ، دخترک نقاش را بر چوبه دار رقصان آویختند . نمی دانم از خانواده آن مرحومه مهین کسی انجا بود یا خیر ؟ ولی فی الحال می پرسم . آیا مرگ دل آرا ، تسکینی بر دردهایشان شد ؟ آیا کل مشکل با این اعدام و قتل حکومتی حل شد ؟ آیا اگر خود را جای نزدیکان دل آرا می گذاشتند و دل آرا بخشیده می شد ، بهتر بود یا فی الحال که دستشان به خون دل آرا آلوده است ؟ اصلا آیا می دانند همان اندیشه اسلامی که در آن نامه از آن دم می زدند با برخوردی فرم – محتوایی می تواند منادی لغو حکم اعدام باشد ؟ آیا استدلالات عماد الدین باقی عزیز را در لغو حکم اعدام خوانده بودند ؟ آیا از بزرگترهایمان نشنیده بودند که لذتی که در عفو هست در انتقام نیست ؟ آیا نشنیده اند که خون به خون شستن محال آمد محال ؟&lt;br /&gt;آیا نمی دانستند که دفع الشر بالشر عقلا باطل است ؟ آیا نمی دانستند که جهان جدید مجازاتهای معینی که در ان جان آدمی محفوظ می ماند را جایگزین حکم اعدام کرده است ؟ آیا ایشانی که معتقد به شریعت اسلام اند و در نامه خود از آن سخن رانده اند ، نمی دانستند که چهار امر مال ، جان ، ناموس و آبروی انسان در فقه شیعی از والاترین حرمت ها برخوردار است ؟&lt;br /&gt;آقای قاضی پرونده ! ایا استدلالات وکیل پرونده عبدالصمد خرمشاهی در چپ دست بودن دل آرا و عدم توانایی او در انجام این قتل نتوانست شما را قانع کند ؟ آیا لج بازی و برخورد با فعالان حقوق بشری به این میزان ارزشش را داشت که حکمی بدهید که نزد خدا و خلق نتوانید جواب گو باشید ؟ آیا منطقی بود که یک جوان نقاش را که یک استعداد بالقوه بشری است ، اعدام شود ؟ آیا درست این نبود که این جوان نقاش با پرورش دوباره به صحنه اجتماع بازگردد ؟ مگر نه اینکه در فقه شما برای مفسد فی الارض (که هیچ امیدی به اصلاح آن نیست) حکم اعدام می برند و بنابراین اعدام برای یک نقاش (هرچند مجرم که البته در ان بحث فراوان است) عقلانی و منطقی به نظر می رسد ؟ آیا نباید در چنین احکامی اجتهاد جدید شود و به جای تکرار و تکرار وتکرار که منجر به ارتجاع می شود ، به نواندیشی پرداخت ؟ مگر زمان جنایت دل آرا 17 سالش نبود ؟ مگر اخیرا بحث تصویب این نبود که انسان زیر 18 سال غیر رشیداست و بنابراین حکمی که برای انسان رشید صادر می شود در مورد او مصداق ندارد ؟&lt;br /&gt;و سخنی با آن پسر ! پسری که دل آرا او را آنقدر دوست می داشت که با او همراه شده بود . خودت می دانی که دختر 17 ساله ای (در آن زمان) چون دل آرا جز با زبان احساس سخن نمی گوید . نمی دانم کجایی و چه می کنی ؟ اما کسی که تو را عاشقانه دوست داشت اعدام شد . تو میمانی و وجدانت&lt;br /&gt;هنوز نمی دانم چرا . هیچ منطقی برای این قتل حکومتی نمی یابم . آیا زمان آن فرا نرسیده که مراجع حقوق بشر جهانی رژیم ایران را محکوم به لغو این مجازات غیر منطقی ، غیر عقلانی و غیر انسانی کنند ؟&lt;br /&gt;و سخن آخر ! چه کسی مقصر است ؟ آیا حکومتی که فضای اجتماعی چنین مسائلی را مهیا می کند مقصر نیست ؟ فقر و فساد و تبعیض آیا مسبب چنین وقایعی نیست ؟ آیا حاکمان را نباید به دلیل چنین حوادثی به پای میز محاکمه کشاند ؟&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/spip.php?article3987"&gt;دلارا دارابی اعدام شد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.chrr.us/spip.php?article3987"&gt;http://www.chrr.us/spip.php?article3987&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/05/087094.php"&gt;لينك در خبرنامه گويا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نهادهای امنیتی پدر و مادر یکی از اعضای سابق انجمن اسلامی امیرکبیر را بازداشت کردند" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022951" rel="bookmark"&gt;نهادهای امنیتی پدر و مادر یکی از اعضای سابق انجمن اسلامی امیرکبیر را بازداشت کردند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022793" rel="bookmark"&gt;نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="206" src="http://i26.tinypic.com/2wqs8ev.jpg" width="187" /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=3107"&gt;&lt;strong&gt;روز کارگر گرامی باد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-5771997737597174817?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/5771997737597174817'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/5771997737597174817'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='خون به خون شستن محال آمد محال'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-6710233973628217745</id><published>2009-04-27T22:36:00.000-07:00</published><updated>2009-04-28T02:45:01.563-07:00</updated><title type='text'>حواسمان باشد که فریب نخوریم . چاره اش آزمایش است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به نام یگانه خرد و اختیار&lt;br /&gt;به نام خداوند عرفان برابری و آزادی&lt;br /&gt;به نام خدا و به نام آزادی که جوهر تکامل و فلسفه انقلاب است .&lt;br /&gt;واقعا خسته شده ام از این همه مرثیه سرایی . مرثیه بر زندانیانمان و بر شهدایمان و بر همه آنانی که حکومت ولایی می زند و می بندد و می کشد . تنها به جرم اینکه نمی خواهند زیر بار ستم زندگی کنند . نمی دانم ! شاید می بایست راه دیگری اندیشید . راهی که با درس گیری از آنچه سه نسل دانشجویی از سال 76 تا امروز داشته اند ، آنچه نیکو بوده است را بردارند و آنچه نادرست بوده است را بگذارند تا با توشه ای پر از انبان تجربه نسلهای قبلی به مبارزه ادامه دهند .&lt;br /&gt;اما بار دیگر ظاهرا داریم تجربه کرده ای را تجربه می کنیم . باز بیش از دو ماه است که جمعی از بهترین فرزندان ایران زمین ، در بند ذوب شدگان در ولایت آقای خامنه ای اند و نمی دانیم که چه بر سرشان آمده . بیش از دو ماه است که احمد قصابان و مجید توکلی و عباس حکیم زاده و ترکاشوند و نریمان مصطفوی و دیگر عزیزانمان را بند کرده اند و صدایی و ندایی از کسی بر نمی خیزد که آخر چرا ؟ بیش از دو ماه است که حامد یازرلو و مهسا نادری و احسان عرفاتی و فرزاد ممد زاده و شبنم مددزاده و بسیاری از بهترین فرزندان مردم ایران در بند اند و کسی راه به جایی ندارد که آخر چرا اینان را در بند کرده اید ؟ کجایند و اصلا زنده اند یا نه ؟&lt;br /&gt;نمی دانم . می دانید ! خبرها بسی سهمگین است . اسماعیل سلمانپور که یکی از دانشجویان پلی تکنیکی است ، باید از زندان به بیمارستان منتقل شود و آنقدر حالش وخیم می شود که به پدر و مادرش زنگ می زنند و از ایشان می خواهند که برای تحویل اسماعیل اقدام کنند . و البته امنیت بانان نظام ولایی تهدید می کنند که به کسی نگویید و وکیل و دیگر دانشجویان حق دیدار ندارند . حتی در خبر تنظیمی خبرنامه امیر کبیر هم ذکر نمی شود که آخر این جوان ایرانی و این دانشجوی عزیز در کدام بیمارستان بستری است ! و حتی رسانه های رادیکال جنبش دانشجویی ابا دارند از حضور خشمگین اما بی برنامه دانشجویانی که انسانیت را هنوز می فهمند و می دانند جنایت کاران ولایت مدار با جوانان ایرانی چه می کنند ! مگر نبود شب عید که پیکر امید رضا میر صیافی را ، بی جان تحویل دادند . پیکری که هنوز و پس از بیش از یک ماه ، برادرش جسارت دیدن تصویری که از پیکر امید رضا روی سایتها منتشر شد را ندارد و هنوز دیدگان پدر و مادر امید رضا گریان است از غم قتل او به دست امنیت بانان ولایت مطلقه&lt;br /&gt;از آن سو خبرها سهمگین تر است . خطر فشار و مصاحبه بر روی دانشجویان جدی است . نمی دانم باز می خواهند برای پلی تکنیک چه برنامه ای بسازند که دست به فشار و شکنجه و انفرادی های طولانی مدت برای مصاحبه می زنند . اخر مگر این مصاحبه ها را مردم باور می کنند ؟ مگر مصاحبه علی افشاری را کسی باور کرد ؟ مگر این همه شوهای هویت مانند را کسی دیگر در ایران باور می کند ؟ جدا فکر می کنید مردم ایران به این بازی همیشگی رژیم ولایت فقیه اعتماد می کنند ؟&lt;br /&gt;اما نمی دانم این دوستان تحکیمی در چه فضایی به سر می برند و اصلا چه می کنند ؟ خبرهای عجیب و غریبی از اردوگاه تحکیمی ها به گوش می رسد که تاسف بار و تعجب بر انگیز است . اینکه اول مطالبه می کنند و بعد احتمالا از میان اردوگاه کروبی یا موسوی سر در بیاورند ، اتفاقی است که نشانه های آن دیده می شود و ظاهرا قریب الوقوع به نظر می رسد . نمی دانم تحکیمی ها بر اسای چه تحلیلی می خواهند دست به چنین اشتباه فاحشی بزنند . مگر همین نظام ولایی نیست که بهترین دوستان دانشجو را به بند افکنده است ؟ مگر این دوستان پلی تکنیکی ، انجمنی و تحکیمی نبودند و نیستند ؟ در زمان آزادی اینان ، شورای مرکزی فعلی چه پاسخی میخواهد به دوستان از بند رسته خود بدهد ؟ آیا می خواهد بگوید درست در زمانی که خطر مرگ و کشته شدن برای شما وجود داشت و بیش از دو ماه از بازداشت شما می گذشت ، ما برای مطالباتمان با کروبی و موسوی جلسه می گذاشتیم و طرح مطالباتمان را منتشر می کردیم ؟ اصولا طرح مطالبات از چه کسانی ؟ از موسوی که نخست وزیر سالهای سرکوب و فشار اقتصادی دهه سیاه 60 است ؟ از کروبی که سابقه ای مشخص در کرنش در برابر ولایت مطلقه دارد ؟ آیا اصولا مشکل ما همین 4 سال آینده و خطر ادامه دولت احمدی نژاد است ؟ ایا احمدی نژاد معلول یک سیستم فاسد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیست که حال پس از سی سال دمل آن سر باز کرده و فرزند حقیقی سی سال حکومت ولایی چهره حقیقی این رژیم را نمایانده است ؟&lt;br /&gt;نمی دانم ! حقیقت هر چه فکر می کنم نمی فهمم که این بساط – آنهم در این وضعیت دهشت بار زندانیان و دانشجویان در بند – برای چیست ؟!&lt;br /&gt;ظاهرا دوستان تحکیمی و انجمنی و دانشجوی ما چنین تحلیل کرده اند که این مدعیان – به عقیده من دروغین اصلاح طلبی – بر سر وعده های خود می ایستند و اهل دروغ و دغل نیستند . البته تجربه نشان داده که بند بازان سیاست در ایران اهل وعده هستند . اما اهل عمل خیر . امروز همین کروبی و موسوی دم از آزادی دانشجویان زندانی می زنند . موسوی آنها را بهترین فرزندان ایران می نامد . کروبی نیز به این بازداشت ها تنها معترض می شود . تاکید می کنم ! تنها اعتراض و نه عمل اعتراضی . تنها حرف و نه عمل . مگر یادمان نیست که آقای خاتمی که 8 سال با ادعای اصلاح طلبی بر کرسی ریاست جمهوری نظام ولایی نشست ، بارها و بارها از برخورد با دانشجویان ابراز تاسف کرد . اما می دانید ! فقط ابراز تاسف کرد و کاری نکرد ! شاید بگویید که ابزاری در دست نداشت . فکر می کنم این میزان شجاعت را باید می داشت که اگر چنین اوضاعی را می بیند و می بیند که توانایی مدیریت کشور را ندارد و دست های پنهان امنیت بان نظام ولایی – در بهترین حالت البته که اگر بگوییم کل ماجرا یک پرده از نمایش اصلاح نبود و ایشان واقعا اهل اصلاحات بودند – در حال نقض صریح حقوق اولیه انسانی هستند ، استعفا بدهد . کاری که خاتمی نکرد . خاتمی انتخابات مجلس 7 ام را با اینکه می دانست انتصاباتی بسیار رسواست را انجام داد . باز هم استعفا نکرد که هیچ خود مجری انتخابات شد . در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ، خاتمی به روشنی دستهای متقلب را دید . اما باز ماند و تنها از بد اخلاقی سخن گفت . در حقیقت شعار داشت بدون شعور و بدون عمل . (عرض کردم در بهترین شرایط و خوش بینی نسبت به اصلاح طلبان که البته باید در مورد صداقت آنها و راستگویی شان بحث فراوان کرد )&lt;br /&gt;حال موسوی و کروبی نیز دوباره با ادعا آمده اند . کروبی با ان سوابق درخشان ! امروز مدعی حقوق بشر شده و حرف از لغو اعدام کودکان می زند . موسوی نیز سخن از آزادی انتقاد دانشجویی و مانند اینها دارد .&lt;br /&gt;فکر می کنم برای باز شدن چشمهای دوستان دانشجویان تحکیمی و دیگر دوستان دانشجویمان نیز شده باید آزمایشی را برای این مدعیان اصلاح و تغییر ترتیب داد تا سره از ناسره تشخیص داده شود .&lt;br /&gt;پیشنهادی دارم برای سنجش صداقت این حضرات و باز شدن چشم تحکیمی های عزیز ! باز شدن چشم برای اتخاذ تصمیمی که بعدها پیش خود ، شهدای راه آزادی ایران و رفقای زندانی خود و رنج کشیدگان در بند ولایت فقیه شرمنده نباشند . دوستان تحکیمی که امروز درست یا غلط بار کل جنبش دانشجویی به دوشتان افتاده ! امروز دوستان انجمنی و پلی تکنیکی پس از بیش از دو ماه ، هنوز در انفرادی های رژیم ولایی اند . بازداشت شدگان اول و دوم اسفند 87 نیز به همچنین . بچه های چپ دانشجویی و به خصوص محمد پور عبدالله نیز همچنان در بند است و از این زندان به آن زندان نقل مکان می شود . اسماعیل سلمانپور که دوست پلی تکنیکی ما و شماست نیز همچنان در بند است و جانش در خطر . بیایید برای سنجش صداقت این مدعیان و برای اینکه مشخص شود که آیا درست است که در این شرایط به جای تلاش برای رهایی دانشجویان ، به دنبال رای زنی با کاندیدا های انتصابات نظام ولایی باشید ، از ایشان یک امر را بخواهید . البته این پیشنهاد به صورت خام ارائه می شود و عقلای تحکیمی که خود را بزرگان جنبش دانشجویی می دانند ، می توانند آنرا کاملا به صورتی جا افتاده در آورند .&lt;br /&gt;به طور مشخص از این مدعیان بخواهید که از نظام ولایی و دستگاه قضایی آن و دستگاههای امنیتی آن و رهبر آن بخواهند که بدون قید و شرط دانشجویان زندانی از بند آزاد شوند و در صورت عدم آزادی این دانشجویان با دادن بیانیه های اعتراضی صحنه انتخابات را به نشانه اعتراض ترک نمایند . بگذارید مشخص شود که آیا برای موسوی و کروبی ، قدرت بیشتر ارزش دارد یا بیگناهان در بند امنیت بانان . بدانید که رژیم برای گرم نگه داشتن تنور انتخابات و دو قطبی نشان دادن قدرت در ایران به این حضرات احتیاج دارد . حضور ایشان برای توجیه نظام ولایی و دادن ظاهری دموکراتیک به آن از نان شب هم برای حاکمان ولایت مطلقه واجب تر است . بنابراین مطمئن باشید که این استعفا و کناره گیری قطعا توسط رهبری نظام و کادر تصمیم گیرنده ساخت ولایی بررسی می شود و برای جلوگیری از آن اقدام می شود . نظام به اصلاح طلبان برای افکار عمومی دنیا و توجیه جنایت بار بودنش احتیاج دارد . قدری فکر کنید ! خاتمی چه زمانی و در چه شرایطی رئیس جمهور شد ؟! امروز در چه شرایطی هستیم ؟ موسوی کیست ؟ قدری تامل بایدمان .&lt;br /&gt;فکر می کنم از نتیجه این سنجش بتوان مشخص کرد که آیا اینان در ادعای خود صادق اند یا کاذب . اگر این مدعیان امروز نتوانند از قدرت خود بگذرند ، ممطئن باشید فردا در صورت قرار گرفتن در موضع خطر یا در برابر امر ولی مطلقه ای چون علی خامنه ای ، جز عقب نشینی کار دیگری نخواهند کرد . باید مشخص شود که برای اینان جان انسانها و انسانیت با ارزش تر است یا قدرت و محبوبیت نزد رهبران نظام ولایی . آزادی و برابری انسانها باارزشتر است یا بقای نظام ؟ و مشخص شود که مسئولین نظام سرکوب در دهه 60 ، آیا هنوز به سرکوب معتقدند یا خیر&lt;br /&gt;باز هم می گویم . کاش حواسمان باشد که چه می کنیم و چه می کاریم و با آبروی خود و آخرت خود (اگر مذهبی هستیم ) یا با اعتبار و حیثیت خود (اگر مذهبی نیستیم) چه می کنیم .&lt;br /&gt;تا سیه روی شود هر که در او غش باشد&lt;br /&gt;فاعتبروا یا اولی الابصار&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1-    اسماعیل سلمانپور از زندان اوین به بیمارستان منتقل شد&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022591"&gt;http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022591&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2- طرح مطالبات دفتر تحکیم وحدت از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022607"&gt;http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022607&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;3-    حداقل بگويند اتهام پسرم چيست&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/04/post_12474.php"&gt;http://www.roozonline.com/archives/2009/04/post_12474.php&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_____________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=3107"&gt;دعوت به مراسم روز جهانی كارگر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i26.tinypic.com/2wqs8ev.jpg"&gt;&lt;img height="225" alt="http://i26.tinypic.com/2wqs8ev.jpg" src="http://i26.tinypic.com/2wqs8ev.jpg" width="204" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=3106"&gt;قطعنامه كارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی كارگر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-6710233973628217745?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6710233973628217745'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6710233973628217745'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/blog-post_27.html' title='حواسمان باشد که فریب نخوریم . چاره اش آزمایش است'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-3238074692472169809</id><published>2009-04-25T13:30:00.000-07:00</published><updated>2009-04-25T15:24:03.589-07:00</updated><title type='text'>مصاحبه با دکتر هانی یازرلو:قصد مراجعه به سازمان ملل را دارم/ این ما هستیم که باید از سال 60 شاکی باشيم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دوم اسفندماه گذشته و در کشاکش بازداشت دانشجویان و اعتراضات به دفن شهدا در دانشگاه ها، نیروهای امنیتی به صورت هماهنگ با مراجعه به منازل برخی از خانواده های سازمان مجاهدین خلق در ایران، اقدام به بازداشت حدود 10 نفر نمودند. این افراد که پس از بازداشت به بند 209 زندان اوین انتقال یافتند، هنوز پس از گذشت بیش از دو ماه امکان ملاقات و تماس با خانواده های خود را نیافته اند.&lt;br /&gt;بازداشت افراد خانواده های سازمان مجاهدین خلق در ایران در شرایطی صورت می گیرد، که مطابق قانون" تنها شخص متهم می بایست در برابر اعمال خود پاسخگو باشد، و اعمال فشار بر خانواده شخص ممنوع است." با این وجود در سال های گذشته، شماری از افراد به اتهاماتب چون" سفر به شهر اشرف " مورد بازداشت قرار گرفته اند. در حالی که به گفته برخی از این افراد، این سفرها بصورت کاملا قانونی و تنها به قصد دیدار با برخی از اعضای خانواده انجام شده است.&lt;br /&gt;به همین مناسبت و برای اطلاع بیشتر از چگونگی برخورد با این خانواده ها، مصاحبه ای را با دکتر یازرلو، ترتیب داده ایم. که دو فرزندش(حامد و هود یازلو) در زندان به سر می برند وهمسرش نیز از سوی دادگاه انقلاب محکومیت سنگین 3 سال حبس دریافت کرده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img class="spip_logos" height="199" alt="" src="http://chrr.us/IMG/arton3949.jpg" width="266" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا شما و خانواده تان در طول حاکمیت سی ساله جمهوری اسلامی برخوردی با دستگاه قضایی داشته اید ؟ اگر توضیحی در مورد آن بدهید ممنون خواهیم شد .&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;به نام خدا و به نام آزادی که جوهر تکامل و کلمه اصلی اسلام و فلسفه انقلاب است . بنده در اواخر مرداد ماه سال 1360 تقریبا 28 مرداد – زمانی که در منزل پدری بودم و البته آن موقع در اداره بهداری گنبد کاووس کار می کردم بازداشت شدم. مأموران سپاه، شبانه به خانه پدری در آزادشهر یا همان شاه پسند سابق مراجعه کردند. برادرم بزرگترم برای پاسخ دادن به درب منزل رفت و چون گفته بود که من در منزل نیستم، آنها هم ایشان را به جای من آن شب بازداشت کردند که حدود یکسال و نیم این بازداشت به طول انجامید . خود بنده را هم سه روز بعد و زمانی که به اداره بهداری می رفتم - چون در درمانگاه یکی از روستاهای ترکمن صحرا ( کُرند ) کار می کردم - در فروشگاه یکی از اقوام ، مأموران سپاه آنجا را محاصره کردند و بعد پرسیدند که فلانی کیست . من خودم را معرفی کردم و آنجا بازداشت شدم و به مقر سپاه پاسداران آزادشهر انتقال داده شدم و یک شب آنجا بودم . بعد به مرکز سپاه پاسداران گنبد کاووس منتقلم کردند. حدود یک ماه در سپاه بودم و یکسری بازجویی های اولیه انجام شد . بعد به زندان شهربانی گنبد کاووس انتقال داده شدم و یک بار دادگاه رفتم . بیش از یک ماه هم آنجا بودم که یک روز همسرم به اتفاق حامد که چهار ماه و نیم اش بود ، به ملاقاتم آمد . در حین ملاقات مأموران همسرم را با حامد بازداشت کردند و به محل دادگاه انقلاب بردند . بعد از دو روز من را هم از زندان شهربانی گنبد به اتفاق مأموران سپاه به اهواز فرستادند . چون من دانشجوی اهواز بودم و محل فعالیت سیاسی زمان شاه ام هم اهواز بود و اوایل انقلاب هم در جنبش ملی مجاهدین برای چند ماه فعالیت داشتم ، دادگاه اهواز خواسته بود که من را به اهواز بفرستند. بعد به اتفاق همسرم و حامد انتقال داده شدیم و در آنجا مدتی در بازداشت گاه دادگاه در حبس بودیم . بازجویی های مکرری انجام شد و سپس به زندان کارون انتقال یافتیم و طی محاکمات متعدد بنده را به حبس ابد و همسرم را هم به 5 سال حبس محکوم کردند . حدود 5 سال بعد در اردیبهشت ماه سال 1365 ما را از زندان آزاد کردند . این اولین زندانی بنده . البته من و همسرم را با یک وثیقه آزاد کردند . البته لازم به ذکر است که در زمان دستگیری هیچگونه فعالیتی در سازمان نداشتم و این نکته قابل تأمل است . نکته دیگر که باید اینجا متذکر شوم این است که در سال 60 برادر همسرم و در تابستان سال 67 خواهر همسرم اعدام شدند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- پس از آزادی چه اتفاقاتی افتاد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بعد من آمدم و کار می کردم تا اینکه برای ادامه تحصیلم اجازه دادند و رفتم پزشکی ام را گرفتم . البته در طول مدت تحصیل مجدد، دوباره مورد بازجویی های مکرر قرار گرفته و محروم از تحصیل هم شدم . اتهامات هم از قبیل فعالیت علیه شئونات اسلامی در محیط مقدس دانشگاه بود ! بالاخره سال 1373 بعد از 20 سال فارغ التحصیل شدم . در مطب کار می کردم . برای تخصص هم که البته جای ما نبود و اجازه آن را نداشتیم. تا اینکه سال 1377 برای بار دوم عده ای از مأموران اطلاعات سپاه هنگام ظهر به مطب آمدند و به من گفتند که برای 2 دقیقه کار داریم . در پاسخ من هم گفتم که فکر می کنم از آن 2 دقیقه هایی است که رفتم و چند سال طول کشید. گفتم و بالاخره با آنها رفتم و باز بازداشت شدم . 14 روز در انفرادی یکی از مقرهای سپاه اهواز در انفرادی بودم . بازجویی های مکرر شدم . در فردای قتلهای زنجیره ای که دوم آذر افشا شد و قتل مرحوم فروهر این اتفاق روی داد . من را هم به زندان سپیدار اهواز انتقال دادند. تا اینکه آنجا هم دو بار دادگاه رفتیم و بر اساس ماده 500 به یک سال حبس محکوم شدم .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- به چه اتهامی ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به اتهام ارتباط و هواداری از سازمان مجاهدین . یک اتهام ساختگی . بعد از یک سال که آزاد شدم دوباره سال 1379 بود که دیگر دیدم نمی توانم در اهواز زندگی بکنم . به تهران آمدم . زندگی داشت می گذشت تا اینکه دوباره آن اتفاق اردیبهشت 86 روی داد . روزی دیدم که اطلاعاتی هایی که در خانه مستقر بودند زنگ زدند و و گفتند ما خانه را بازرسی کردیم و کتابها و کامپیوتر را داریم می بریم بعد هم به شما اطلاع می دهیم، که من گفتم صبر کنید تا من به منزل برسم . چون فقط همسرم در منزل بود . ایشان تنها بود که آنها ریخته بودند و خانه را کاملا بیش از سه ساعت هر گوشه و زاویه اش را گشته بودند که مدارکی جمع کنند و ببرند که کیس کامپیوتر با هاردش برای حامد و هود و یکسری عکسهای خانوادگی ، کتابهایی که من از سی سال پیش داشتم به اضافه عکسهای خانوادگی ، پاسپورتها و حتی برگه های درسی بچه ها را هم با خود برده بودند . 12 روز بعد تلفن شد از واحد پیگیری اطلاعات که نزدیک چهارراه ولی عصر است . خواستند که آنجا برویم . روز اول خانمم با هود رفت . بازجویی شدند و بلافاصله همانجا بازداشت شدند و به انفرادی بند 209 اوین منتقل شدند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- در مورد بازداشت همسرتان خانم دشتی (نازیلا دشتی) و فرزندتان هود گفتید ، دلیل این بازداشت چه بود ؟ چگونه با آنها برخورد شد ؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;دلیل بازداشت این بود که عید سال 86 تصمیم گرفتیم که خانمم برای دیدار خواهرش بعد از 25 سال جدایی به شهر اشرف برود . چون من خودم بیمار بودم و چندین بار عمل قلب کرده ام ، نمی توانستم همراه ایشان بروم . خروج آنها از مرز غربی کشور بود . چون من نمی توانستم بروم و در آن مقطع پسر بزرگم پروژه فوق لیسانس داشت ، ایشان را هم که نمی توانستم بفرستم ، با وجود اینکه هود داشت برای کنکور آماده می شد ، نهایتا تصمیم گرفتیم که تنها رفتن ایشان (همسرم) صلاح نیست و من از هود خواهش کردم که به همراه مادرش باشد . هود و مادرش به عراق و شهر اشرف رفتند . تعطیلات عید آنجا بودند و بعد برگشتند . حدود یک ماه و نیم بعد، در دهه آخر اردیبهشت ماه 86 بود که اطلاعات به خانه ریخت و به اصطلاح خودشان مدارکی را از خانه جمع آوری کردند و بردند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا می دانید که برخورد بازجوها با ایشان چگونه بود ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در برخورد اول که من حضور نداشتم . ولی در واحد پیگیری اطلاعات که خانمم و هود در روز اول یعنی روز ماقبل من و حامد بازجویی شده بودند ، گویا در آنجا هود ناسازگاری داشته و بلافاصله به بند 209 اوین منتقل می شود . در روز بعد هم که ما در واحد پیگیری اطلاعات رفتیم کاملا جو آرامی بود . و هیچ گونه درگیری یا توهینی در بازجویی های واحد اطلاعات انجام نشد .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در حال حاضر فرزند شما هود یازرلو هنوز در زندان است . همسرتان خانم دشتی چه مدت در زندان بودند ؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;هود بعد از 16 روز با وثیقه 200 میلیونی آزاد شد که بتواند در امتحان کنکورش شرکت کند و آنهم به اصرار . دادگاه در آن موقع که آقای موسوی بازپرس آنجا بود و فردی به اسم یوسفی که مسئول دفترش بود ، واقعا کارهای غیر معقولی انجام می دادند که ممکن بود هود در آن مقطع از امتحان کنکورش هم محروم شود ، ولی با اصراری که ما کردیم و پیگیری هایمان نهایتا با مداخله آقای حداد بالاخره هود با وثیقه 200 میلیونی آزاد شد و سه هفته بعد از بازداشت هم خانمم با وثیقه 100 میلیونی آزادشد .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- در این مدت در زندان انفرادی بودند ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بله در تمام طول این مدت در انفرادی 209 بودند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- چه حکمی برای این پرونده صادر شد ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در آن مقطع حکمی صادر نشد . تا اینکه در اردیبهشت ماه سال 87 تلفنی خواستند که همسرم و هود به دادگاه مراجعه کنند . ما گفتیم که دلیلی ندارد که تلفنی مراجعه بکنند و باید احضاریه فرستاده شود . از طرف دیگر به وثیقه گذار که از دوستان ما بودند تلفن زدند و تهدید کردند که اگر مراجعه نکنیم، وثیقه را ضبط خواهند کرد. حرف ما این بود که این کار خلاف قانون است . دلیلی ندارد که در یک مملکتی دادگاه انقلاب که ادعا می کند قانونی و رسمی است ، با تلفن احضار کند ؟ اصلا از کجا معلوم است که این کسی که تلفن کرده از طرف دادگاه است ؟ چه مدرکی دارد ؟ دلیل ما این بود که قانونا باید احضاریه بیاید . این طبق قوانین خودشان است . بالاخره وقتی دیدیم وثیقه گذار نگران است . ناچار شدیم، به دادگاه مراجعه کنیم. بنابراین هود و همسرم به دادگاه رفتند و در آنجا با فردی مواجه شدند که خلاف اخلاق معمولی دادستانی با پسرم به مجادله پرداخت و با ایجاد یک جو هیستریک، او را تهدید کرد که تو سال 60 را ندیدی ! و شروع می کند تهدید های اینگونه کردن و سال 60 را به رخ پسرو همسرم کشیدن . که سال 60 این کار و ان کار را کردیم .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- روزی که هود به دادگاه انقلاب رفت آیا همسرتان هم بودند ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بله همسرم هم بودند . بعد از این بی احترامی ها و بی ادبی هایی که در دادگاه صورت گرفته بود بلافاصله قاضی می گوید که وثیقه باید فک رهن شود . پسرم می گوید که فک چیست ؟ قاضی هم فکر می کند که پسرم قصد مسخره کردن او را دارد. به او می گوید که حالا نشان می دهم و میبینی ! تا اینکه دستور بازداشت و انتقال پسرم را به انفرادی بند 209 به اتفاق مسئول شعبه که فردی به نام آقای موسوی بود ، صادر می کند . در مراجعات بعدی که من داشتم ، وقتی با ایشان صحبت می کردم که آخر شما به چه دلیل توهین می کنید و به چه دلیل قلم و کاغذ پرتاب می کنید ؟ به من گفت: که من به یاد سال 60 افتادم ، حرفهای او من را یاد سال 60 انداخت . گفتم چه سال شصتی ؟ اگر قرار است کسی از سال 60 شاکی باشد ، این ما هستیم که باید شاکی بشویم . سال 60 به چه دلیل من و همسرم را بازداشت کردید و 5 سال در زندان بودیم ؟ این ماییم که متضرر شدیم . بالاخره متضرر باید شاکی باشد . اصلا چه لزومی داشته که از سال 60 با پسر من حرف بزنید ؟ پسر من که اصلا آن موقع به دنیا نیامده بود . چون متولد سال 66 است . گفتم که همسرم گفته که شما در آنجا توهین آمیز ، قلم-کاغذ پرتاب کردید ، خانم بنده را -با ادعاهای مشعشعی که خود آقایان در بخش اخلاقیات دارند -در بین آنهمه متهمین سالن دادگاه انقلاب ، با اسم کوچک و با آن حالت خاص خودش صدا و ایشان را می خواهد که به داخل بیاید و ایشان داخل دفتر می آید و در آنجا با او هم یک مقدار مجادله می کنند و بعد پسرم را بازداشت می کنند. لازم به یاد آوری است در مورد آزاد کردن وثیقه هم، سه روز بعد ، تازه زمانی که وثیقه گذار مراجعه کرده بود ، وثیقه را آزاد کردند . یعنی در همان روز وثیقه آزاد نشده بود. این نشان می دهد که فقط براساس یک اراده شخصی، پسر من باید بازداشت شود . انفرادی پسرم 38 روز طول کشید . در این 38 روز هم بازجویی های مکرر شد ، تا اینکه بعد از 38 روز به ما ملاقات دادند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- این پرونده ها منجر به حکمی شد یا هنوز در جریان است ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بله . حکم دادگاه هود .البته بماند که در انفرادی بر پسرم چه گذشت. دچار خلط خونی شد و با آن فضای کثیف سلول که نه تمیز می کردند و نه وسایل در اختیارش می گذاشتند که تمیز بکند . 15 آبان ماه سال 87 دادگاه تشکیل شد و در این دادگاه همسرم و هود(پسرم) به سه سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان گوهردشت محکوم شدند. .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- الان هود همچنان در حال گذراندن دوران محکومیتش هست ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بله&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- به زندان گوهردشت منتقل شده؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نه در زندان اوین است . چون دادگاه تجدید نظر هنوز تشکیل نشده است . ما از طریق وکیل اعتراض کردیم.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- وکیل پرونده تا چه حدی توانسته، اقدامات مؤثری روی پرونده انجام دهد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;وکیل این پرونده دکتر محمد شریف است.&lt;br /&gt;وکیل ، با توجه به فضای سیاسی که در کشور وجود دارد و انصافا نه دادگاه مستقلی هست و نه وکلا امکان دفاع قانونی دارند، قادر نیست– این نظر بنده هست . وکلا ،وکلای شریفی هستند – دفاع خاصی انجام دهد. چون پشت مسئله اصلا – اگر نظر بنده را بخواهید – چیز دیگری است . چرا باید حبس ؟ چرا باید بازداشت ؟ چرا باید کتک ؟ چرا زندان ؟ چرا زندانی سیاسی در بین مجرمین عادی و بد سابقه نگهداری شود ؟&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- هود در حال حاضر در کدام بند اوین است ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هود در اندرزگاه 8 سالن 9 ، با یکسری زندانیان عادی است . مدتها هم بود در همین بندهای زندان اوین مورد بی حرمتی و اذیت و آزار قرار می گرفت . با وجود اینکه من خودم در سال 60 زندانی کشیدم ، زندانیان سیاسی جدا بودند . ولی الان اینطوری نیست . این هم یکی دیگر از موارد خلاف قانونی است که در مورد زندانیان سیاسی انجام می شود. متاسفانه فضا کلا به فضای سیاسی بر می گردد . هنوز نه جرم سیاسی تعریف شده ، نه حقوق زندانیان سیاسی به رسمیت شناخته شده و نه اینکه وکلای ما هم بهشان اجازه داده میشود که بتوانند از آن چیزی که واقعا قانونی است ، دفاع کنند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- براساس خبرها فرزند دیگرتان حامد یازرلو هم در بازداشت به سر می برد . حامد کی و در چه شرایطی بازداشت شد ؟&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="253" alt="" src="http://chrr.us/IMG/jpg_hamed.jpg" width="196" /&gt;&lt;br /&gt;و اما حامد . حامد در دوم اسفند ماه صبح ساعت 7:30 بازداشت شد .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- چگونگی بازداشت را بیان کنید؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ساعت 7:30 درب آپارتمان زده شد . من هم به خیال اینکه نگهبان است ، در را خواب آلود باز کردم و دیدم که مأموران اطلاعات پشت در هستند . وارد شدند و بلافاصله با وجودی که گفتم خواهرم وسط هال و خانمم در اتاق خوابیده ، به طبقه فوقانی آمدند و شروع به بازرسی هاشان کردند. گشتند و جمع کردند و بردند . از جمله کامپیوتر را دوباره و سی دی هایی که در اتاق بود به اضافه کتابهای بنده – کتابهای باقی مانده ام را که دفعه اول نبرده بودند – و عکسهای دیگری را . ایندفعه شناسنامه و کارت معافیت سربازی پسرم را هم بردند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- می دانید که حامد در حال حاضرکجاست و در چه شرایطی به سر می برد ؟ آیا در طول مدت بازداشت خبری از او دارید ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;زمانی که حامد را بردند، گفتند که به بند 209 می بریم . می توانید شنبه – چون روز جمعه بود که به خانه ریخته بودند – اگر خواستید بیایید .اگر تا غروب آمد که آمد ، اگر نیامد شنبه می توانید به دادگاه انقلاب مراجعه بکنید . تا یک هفته دادگاه انقلاب به ما می گفتند بی اطلاعیم . ما از در نگهبانی دادگاه انقلاب زنگ می زدیم و شعبه دو می گفتند که ما خبری نداریم تا اینکه بعد از اصرار های مکرر، به معاونت امنیت زنگ زدم و از آنجا گفته شد که شما با شعبه سه امنیت تماس بگیرید . تا اینکه شعبه سوم امنیت پذیرفت که ما حکم بازداشت را دادیم . و تا اتمام بازجویی ها اجازه هیچ گونه ملاقات یا تلفنی داده نخواهد شد .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- یعنی هنوز هیچ گونه اطلاعی از وضعیت حامد ندارید ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بيش از دو ماه است که اصلا و ابدا حامد نه تلفن زده و نه به ما ملاقات داده اند . فقط هفته ای یکبار ، دو شنبه ها که ملاقات بند 209 است رجوع می کنیم .پولی می گذاریم .برای اینکه آنجا اگر نیازی داشت خریدی بکند و یا اینکه شاید دری به تخته ای بخورد یا تخته ای به در بخورد و ملاقاتی بدهند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- چون خانواده شما هم درگیر این مسئله بوده است ، موج بازداشتی در یکم و دوم اسفند 87 اتفاق افتاد . که همان صبح که به منزل شما ریختند به منزل بسیاری از خانواده هم ریختند و فرزندانشان بازداشت شدند . فکر می کنید چرا این بازداشت ها انجام شد ؟ در واقع توقع دارید چه اتهامی را برای حامد یازرلو در نظر بگیرند ؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;با توجه به سوابق خانوادگی و با توجه به شناختی که از سایر بازداشت شدگان داریم ، تنها یک وجه مشترک بین همه وجود دارد . وجوه افتراقش را نمی دانم . ولی وجه مشترک تمام این خانواده ها این است که خانواده های سازمان مجاهدین خلق در ایران هستند . عرض کردم بنده 5 سال به اتفاق همسرم سال 60 به همین اتهام ، در سال 77 به همین اتهام و بعد هم رفتن به اشرف و برگشتن همسرم و فرزندم هود . بقیه افراد را هم که می شناسیم ، همگی یک نقطه مشترک دارند که خانواده های سازمان مجاهدین خلق هستند و افرادی از این خانواده ها در شهر اشرف هستند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا هود و حامد دانشجو هستند ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بله، هود مدیریت صنعتی ، دانشگاه غیر انتفاعی قزوین می خواند.&lt;br /&gt;حامد کارشناس ارشد مهندسی هوا فضا از دانشگاه امیرکبیر است . ایشان دو سال پی در پی دکتری مهندسی هوا-فضا قبول شد ، ولی در مصاحبه ها ردش کردند . تا اینکه آخرین بار مشخص شد که دقیقا در رشته مهندسی هوافضا به دلیل سوابق خانوادگی -این را کتبا چیزی نگفتند ولی در بازجویی ها مشخص بود و اظهار می کردند – اجازه ندادند که دکترایش را بگیرد . با وجود اینکه ایشان از نظر رتبه علمی در امتحانات رتبه های مقبولی داشته است و حتی یکبار اولین نمره را آورده بود .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا با خانواده های دیگری که بازداشت شده اند ارتباطی دارید ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بی ارتباط نیستیم . هر هفته همدیگر را در زندان اوین می بینیم و این سعادت اجباری را داریم که همدیگر را ملاقات کنیم . چون درد همدرد که داند جز همدرد . جویای حال هم هستیم و اگر خانواده ای احیانا فرزندشان تلفنی زده باشد ، اطلاع داده می شود که تلفن زده یا ملاقات داشته است . همدیگر را در دوشنبه های هر هفته می بینیم .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- چه اقداماتی خودتان انجام داده اید ؟ آیا جایی مراجعه کرده اید که بفهمید بالاخره فرزندانتان کجا هستند و در چه وضعیتی به سر می برند ؟ به طور خاص حامد و دیگر بازداشت شدگان اسفند گذشته ؟&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;روزهای دو شنبه که بند 209 اوین ملاقات دارد ؛ مراجعه می کنیم ، این آقایی که مسئول پاسخ گویی به خانواده ها هستند ، هر هفته می گویند که حالشان خوب است و اینجا هستند . هنوز هم اجازه ملاقات و اجازه تلفن ندارند . از مراجعاتمان به دادگاه هیچ نتیجه ای نگرفتیم . حتی اجازه دیدار با بازپرس را هم به ما ندادند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا در دادگاه دلیل خاصی برای این روند به شما می گویند ؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;دلیل دادگاه فقط این است که در حال بازجویی هستند و هنوز کارشان تمام نشده است .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا موارد اتهامی آنها را به شما گفته اند؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نه . دادگاه می گوید که فقط مجرم اند ، قبل از اثبات جرم مجرم اند و ما میگوییم که شما دلایل و اماره و بینه را نمی گویید، چرا بازداشت شدند و چرا این مدت طولانی در انفرادی نگه داری می شوند ؟ با حضور مأموران خودتان چرا ملاقات نمی دهید ؟ با حضور مأموران خودتان چرا اجازه تماس نمی دهید ؟ یعنی شکل خاصی از بازداشت است . والا دلیلی ندارد که نه تلفن و نه ملاقات و حتی اینکه بازپرس از مواجه شدن با ما پرهیز دارد . من همین دیروز بود که با تلفن صحبت می کردم ، هر بار هم منشی شعبه سه امنیت به ما پاسخ می دهد . اسمشان را البته نمی دانم . در آنجا بازپرس را ابتدا فردی به نام آقای حسینی معرفی کردند . ولی نه منشی و نه بازپرس را نمی شناسیم و چهره شان را ندیده ایم . چیز جالبی که هست اینکه ماموران وزارت اطلاعات اسمی از خودشان نمی دهند. فقط یک بار منشی شعبه 3 امنیت اسم بازپرس را گفت که فکر می کنم آقای حسینی باشد . چند روز پيش هم فردی که با من تلفنی صحبت می کرد.گفت: صبر کنید تا بازجویی ها تمام بشود . هر چه گفتیم که دو ماه است و آخر تا کی ؟ آیا الی الابد باید اینها در انفرادی باشند ؟ شما چند روز دستور بازداشت داده اید ؟ جواب نمی دهند . چند ماه باید باشد ؟ شما باید امضا می کردید . گفت آری ولی من مدت زمان را نمی گویم که تا کی باید اینها در چنین بازداشتی باشند .&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- آیا اقدامی از سوی مراجع حقوق بشری یا ارتباطی از سوی شما با این مراجعه صورت گرفته است ؟ این سوال بیشتر در ارتباط با بازداشت خاص فرزند شما حامد یا دیگر بازداشت شدگان اسفند 87 پرسیده می شود&lt;/strong&gt; .&lt;br /&gt;اقداماتی که ما باید می کردیم و با توجه به شرایط که من هم وکیل را در جریان گذاشته ام . البته تا موقعی که در بازجویی هستند به وکیل اجازه نخواهند داد،پرونده را مطالعه کند. چون قبلا هم در مورد هود و همسرم همین گونه بود . وکلا بعد از اینکه دادگاه اعلام موافقت با وکیل میکند می توانند مداخله کنند . کمیته پیگیری بازداشت های خود سرانه را نیز در جریان قرار دادیم . دفتر کانون مدافعان حقوق بشر خانم شیرین عبادی هم که بسته است . ولی از طریق افراد و شخصیت ها ، به همه اطلاع دادم که چنین چیزی تا کی قابل تحمل است ؟ چه طور می شود تحمل کرد ؟ و هیچ کسی هم جواب مشخصی نمی دهد . محافل حقوق بشری هم خودشان تماسی تا به حال با ما نگرفته اند که بتوانیم با آنها مستقیما صحبت بکنیم . ولی قصد مراجعه دارم . قصد مراجعه به سازمان ملل را دارم . اگر بخواهد این بازداشت ها به این شیوه جلو برود و به این شیوه غیرقانونی بخواهد ادامه پیدا بکند ، مسلما وقتی که اگر از داخل نتوانم نتیجه بگیرم این حق خود بنده است که به همان سازمانی رجوع بکنم که آقایان عضویت در آن سازمان را دارند . یعنی سازمان ملل . اینها کنوانسیون ها و میثاقهای حقوق بشری و بین المللی را امضا کرده اند . پس این امضاها برای چیست ؟ آیا حق من به عنوان پدر فرزندانم و یک همسر ، هست که اعتراض بکنم که این چه حکمی است ؟ این چه بازداشت هایی است ؟ این کجایش اسلامی و شرعی و اخلاقی است ؟ اصلا کجای این کارها با منطق بشری سروکار دارد ؟ اصلا از این کارها چه در می آید ؟ آیا رفتار انسانی هست ؟ به چه دلیل ؟ آیا حبس بصورت انفرادی آنهم با این مدت طولانی ، مصداق عینی و آشکار شکنجه جسمی و روانی متهم است یا خیر ؟&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;- تشکر می کنم از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید . اگر نکته ای باقی مانده است بفرمائید&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;و اما کلام آخر . امیدوارم هرچه زودتر این مسئله به یک شکل انسانی ، اخلاقی و عاقلانه پایان پیدا بکند . و ما هم از این همه فشار که در این مدت به خاطر این وضعیت بهمان وارد شد – با این وضعیت بیماری – ان شاء الله امیدوارم که هر چه زودتر ختم به خیر بشود . و یک چیزی که انسانی است انجام شود . امیدوارم اینچنین شود . منتظرم که این چنین شود . اگر نشد آن موقع باید فکری کرد .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://chrr.us/spip.php?article3949"&gt;نقل از كميته گزارشگران حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;__________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حقيقت گرفتن اين مصاحبه كار آساني نبود . چرا كه مسئله سازماني خاص كه داراي سابقه اي مشخص است و در حاكميتي كه بين خود و آنها درياي خون مي بيند كار ساده اي نيست . اما تنها به يك دليل اين مصاحبه را ترتيب دادم . اين كه حاكميتي با گروهي خاص كه اپوزسيون اش است درگير باشد چيز عجيبي نيست . اما مسئله اينجاست كه آيا خانواده هاي افرادي كه نظري يا عقيده اي خاص دارند و عضو سازمان يا گروه يا مجموعه اي خاص اند نيز بايد تاوان پس بدهند ؟ انچه در اول و دوم اسفند 87 روي داد برخورد با خانواده هايي بود كه با وجود نسبت خانوادگي با طيفي خاص سالها در اين مملكت زندگي كرده و ارتباطي با آن سوي مرزها نداشته اند . حداكثر رفته اند تا عزيزان خود را ببينند . اينكه جواناني از اين خانواده ها كه بعد از سال 60 متولد شدند و اصلا آن روزها و شرايط را نديده اند به جرم اينكه از خانواده اي خاص اند بازداشت شوند از مصاديق بارز نقض حقوق انساني است . نقضي كه به دليل بغرنج بودن مسئله افراد سعي مي كنند با چشم پوشي از آن بگذرند . اما آن جوان 20 و خورده اي ساله انسان است و حق انساني در حال ضايع شدن . كاش جداي از مسائل حزبي يا گروهي يا عقيدتي به امور انساني نگاه مي كرديم . يادمان نرود انسان بما هو انسان قابل ارزش و كرامت است . كاش انسان بودن از يادمان نرود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;__________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به بیش از ۵۰ مورد احضار به کمیته انضباطی و بیش از ۱۸ ترم محرومیت از تحصیل در دانشگاه امیرکبیر" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022356" rel="bookmark"&gt;بیش از ۵۰ مورد احضار به کمیته انضباطی و بیش از ۱۸ ترم محرومیت از تحصیل در دانشگاه امیرکبیر&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به گفتگو با برادر مجید توکلی، دانشجوی زندانی پلی تکنیک" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022382" rel="bookmark"&gt;گفتگو با برادر مجید توکلی، دانشجوی زندانی پلی تکنیک&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به احمدی نژاد: آیا فرزندان ما شهروند نیستند؟" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022283" rel="bookmark"&gt;نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به احمدی نژاد: آیا فرزندان ما شهروند نیستند؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به دانشجویان تحت فشار برای مصاحبه تلویزیونی قرار دارند" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,02,00022221" rel="bookmark"&gt;دانشجویان تحت فشار برای مصاحبه تلویزیونی قرار دارند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دلم براي عزيزان پلي تكنيكي تنگ شده . خدايا ! از زندان جهل و جور حاكميت ضد انسان نجاتشان بده&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://bamdadkhabar.com/2009/04/post_1558/"&gt;یک سال حبس تعزیری برای پرستو الهیاری و انتقال مریم مالک به بازداشتگاه وزرا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://bamdadkhabar.com/2009/04/post_1558/"&gt;&lt;img height="170" alt="" src="http://bamdadkhabar.com/images/2009/04/p_m.jpg" width="250" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;____________________________&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مادر بزرگوار &lt;/strong&gt;&lt;a href="http://sarzaminama.blogsky.com/"&gt;&lt;strong&gt;ريحانه حقيقي عزيز&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt; به رحمت ايزدي پيوست .&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img height="180" src="http://i39.tinypic.com/2qd4taw.jpg" width="240" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; مي دانم درد فراق مادر دردي است جانكاه و تنها خدا مي داند كه اين روزها ريحانه خانواده گراميش چه رنجي را تحمل مي كنند . اما ريحانه جان ! من را و ما را لايق بدان و در غم خودت شريك بدان . هجران يكي از زيباترين گوهرهاي زندگي انساني يعني مادر درد را افزون مي كند و روزگار را به رنج مي كشد . يادش گرامي كه عزيز بود و انسان . بزرگ بود و از اهالي امروز . عاش سعيدا و مات سعيدا&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;رحمه الله لمن قرا الفاتحه مع الصلوات&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-3238074692472169809?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3238074692472169809'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3238074692472169809'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/60.html' title='مصاحبه با دکتر هانی یازرلو:قصد مراجعه به سازمان ملل را دارم/ این ما هستیم که باید از سال 60 شاکی باشيم'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-7994503360598682793</id><published>2009-04-17T09:10:00.000-07:00</published><updated>2009-04-17T13:09:50.653-07:00</updated><title type='text'>يك نفر در آب دارد مي سپارد جان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;گاهي لحظه اي و گاهي حركتي به تنهايي يك زندگي را تباه مي كند . گاهي يك فداكاري به نام عشق و به كام مرگ . گاهي يك نبخشيدن به قيمت يك زندگي تمام مي شود . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="249" src="http://www.etemaad.com/Released/86-01-15/19-1delara3.jpg" width="207" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;همه اين جملات را مي توان در داستان دل آرا خواند . دختري 17 ساله نقاش و اهل هنر . تنها يك اشتباه . يك قتل . قتلي كه در ابتدا او گردن مي گيرد و بعد مشخص مي شود كه او به فداكاري بزرگي دست زده . فداكاري از سر شايد دوست داشتن و از سر فريب خوردن . خودش مي گويد : ((من تحت تأثير حر‌ف‌های پسر مورد علاقه‌ام قرار گرفتم که گفت تو قتل را گردن بگير، چون کمتر از ۱۸ سال داری اعدام نخواهی شد. من به قتل اعتراف کردم اما اين اعترافات واقعيت نداشت. )) او اعتراف كرد . اما حرفهايش واقعيت نداشت . اما حيف ! در اين وانفساي انتقام و فرهنگ انتقام چه كسي حرفهاي اين دختر ديروز17 ساله و امروز 23 ساله را باور مي كند ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خانواده اي داغدار شد قبول . اما شش سال است كه دل آرا هر شب و روز با مرگ دست و پنجه نرم مي كند . ساده نيست شش سال متهمي باشي در كنج زندان و در انتظار حكم اعدام . ساده نيست نشستن و ماندن كه كي مرگ به سراغت مي آيد و طناب دار را به گردنت مي آويزند . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i10.tinypic.com/2d9ahk7.gif"&gt;&lt;img height="172" src="http://i10.tinypic.com/2d9ahk7.gif" width="229" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خودش مي گويد قاتل نيست . وكيلش عبدالصمد خرمشاهی نيز مي گويد دل آرا قاتل نيست . پدرش براي قاضي القضات نظام ولايت فقيه نامه مي نويسد و مي گويد : ((شش سال است که در کابوس مرگ و زندگی دخترم زندگی می‌کنم. جناب آقای شاهرودی، در عذاب اعدام يک دختر ۲۳ساله زندگی کردن کار بسيار دشواری است. هيچ کس نمی‌تواند اين لحظات دردناک را که من شش سال تحمل کردم، تحمل کند. اما آنچه به من قوت می داد و سختی ها را تحمل می کردم اين بود که دخترم با توجه به مدارک بسياری که ارائه شد و شما نيز آن را بررسی کرديد از قصاص تبرئه شود . )) اما خب ! ظاهرا آن قاضي القضات فعلا كه گوشش بدهكار نبوده . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;وقتي كشت دل آرا كودك بود . مگر كودكان را به گناه اعدام مي كنند ؟ مگر نپذيرفته اند قوانين جهاني را ؟ چه خبر است در اين وانفسا كه اينان به هيچ معاهده اي پايبند نيستند ؟ چه خبر است ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دل آرا دارابي اعدام مي شود . خبري است سخت اما واقعيت دارد . اما مگر اعدام دل آرا كسي را زنده مي كند ؟ مرگ دل آرا تسكين دهنده كدام قلب است ؟ اصلا چرا كارمان به جايي رسيده كه از مرگ ديگران (هرچند كشنده عزيزمان) آرامش ميگيريم ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما مگر دل آرا نمي گويد من نكشته ام ؟ مگر وكيلش نمي گويد كه او نمي تواند قاتل باشد ؟ مگر نمي گويد : ((ايرادهای زيادی در پرونده وجود دارد و مدارک موجود در پرونده نشان می دهد اين دختر قاتل نيست. دل‌آرا چپ دست است و با توجه به ضربات وارده به مقتول و شواهد ديگر، ممکن نيست اين دختر قاتل باشد . )) متهم مي گويد او قتل نيست . وكيل هم بنا به مستندات قطعي مدعي اين مسئله است . اما يك سوال ! چرا قاضي پرونده بنا به اين مستندات و قطعيات كه وكيل مدعي وجود آن است لختي درنگ نمي كند و دستور مرگ مي دهد ؟ آقاي قاضي ! دستور مرگ دادن مگر لذت دارد ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دل آرا دارابي تا 4 روز پس از تاريخ 27 فروردين 88 بايد اعدام شود . مگر اينكه رضايت اولياي دم جلب شود و دل آرا را نكشند . بسياري بوده اند كه دم طناب دار از مرگ رسته اند . اما آيا اين بار هم بخشش جاي انتقام را خواهد گرفت ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در سنت ما ايرانيان است و ضرب المثلي قديمي كه لذت عفو را بر انتقام ارجح مي داند . دل آرا دارابي يك مثال است . مثالي بر رخت بر بستن رحم و مروت و بخشش از ميان ما . امروز اگر دل آرا آزاد هم بشود باز هم روح اين دختر را بايد سالها تلاش كرد تا ترميم شود . به نقاشي هايش دقيق شويد . جز مرگ و سياهي و وحشت چيزي مگر مي توان ديد ؟ از يك دختر 23 ساله امروز و 17 ساله ديروز چه انتظاري مي توان داشت ؟ شش سال است كه زير سايه مرگ زندگي مي كند . كاش خانواده مرحومه متوجه باشند كه چه مي كنند . شش سال است روح و روان اين دختر نقاش زير شديدترين فشارهاست . شش سال هر لحظه در انتظار مرگ و شايد هر لحظه در خود آرزوي مرگ داشتن ساده نيست . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دل آرا دارابي قاتل باشد يا نباشد به هر حال يك انسان است . كسي كشته شده . آيا دفع شر به شر عقلاني و مجاز است ؟ خانواده داغ ديده كه البته شش سال است از داغشان مي گذرد آيا لحظه اي به اين فكر كرده اند كه داغ را با داغ گذاشتن بر دل ديگران پاسخ دادن شيوه انساني نيست ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i13.tinypic.com/2ecfdd5.jpg"&gt;&lt;img height="249" src="http://i13.tinypic.com/2ecfdd5.jpg" width="206" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اصلا آيا اعدام مجازاتي امروز پذيرفته شده است ؟ آيا نمي بايست مجازاتي جايگزين را براي اعدام به رسميت شناخت و تبيين كرد ؟ در از سال 1985 تا امروز بيش از چهل كشور مجازات اعدام را لغو كرده اند . آيا بهتر نيست اثرات اين لغو حكم را در آن كشورها ببينيم و قضاوت كنيم . آيا لغو حكم اعدام به بيشتر شدن خشونت ها ياري رسانده است يا به كمتر شدن آن ؟ آيا وقتي حاكميت خشونت نمي ورزد و خشونت حكومتي را اعمال نمي كند شهروندان نيز تبعيت نخواهند كرد ؟ يادمان نرود كه به قولي الناس علي دين ملوكهم . مردمان بر سيره حاكمانشان رفتار مي كنند . حاكم مبلغ خشونت اين فرهنگ را در ميان مردمش نهادينه مي كند .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نمي دانم چرا هميشه در بدترين خصوصيات ما در صدر جدوليم ؟ حاكمان ولايي آيا به اين انديشيده اند ؟ دراعدام هم پس از چين دومين كشوريم . در سال 2004 بر اساس آمار به دست آمده بيشاز 159 اعدام در ايران انجام شده است . چرا ؟ چه كرده ايد كه مجبوريد شهروندان خود را اعدام كنيد ؟ كدام اخلاق را در ميان مردمان رواج داده ايد كه امروز متوسل به طناب دار شده ايد ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بعد هم راستي يادمان نرود . حكومت ولايي سابقه كشتار بيش از 33 هزار نفر را در مرداد و شهريور 67 در كارنامه خود دارد . تنها به جرم دگرگونه انديشه ورزيدن و نفي رژيم ولايي .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i13.tinypic.com/47l3p0w.jpg"&gt;&lt;img height="249" src="http://i13.tinypic.com/47l3p0w.jpg" width="177" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به هر حال . بحث كشتار 67 دردي است كه هرجايي سر بر مي آورد . اما سخنش را بايد به جايش گفت . دل آرا دارابي امروز هنرمندي است و دردمندي است كه بنا به گفته خودش به جرم نا كرده قرار است به حكمي غير انساني به قتل برسد . نمي دانم خانواده مرحومه مهين اين نگاشته را مي خواند يا نه ؟ اما از ايشان مي خواهم بنا به قانون انسانيت اين ماجرا را فيصله دهند و با رضايت خود دل آرا را از بند برهانند . دل آرا به قاضي خود اميدي ندارد .به قاضي القضات هم كه حقيقت هيچ كس در ايران اميدي ندارد . تنها اميد او و همه فعالين حقوق بشر و پيگيران اين مسئله به خانواده اي است كه مي تواند اين ماجرا را فيصله دهد . اگر خود ما محكومان در كنار هم نباشيم و بخشش را و انسان بودن در ميان خود نهادينه نكنيم مطمئن باشيد حاكميت ولايي كه خشونت ذاتي اش است چنين نخواهد كرد .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منابع :&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;1- دل‌آرا دارابی در يک قدمی اعدام، راديو فردا&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086404.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086404.php&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;2- &lt;a href="http://www.google.com/search?q=%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%8A+%D9%87%D8%A7%D9%8A+%D8%AF%D9%84+%D8%A2%D8%B1%D8%A7+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%8A&amp;amp;hl=fa&amp;amp;lr=&amp;amp;start=10&amp;amp;sa=N"&gt;http://www.google.com/search?q=%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%D9%8A+%D9%87%D8%A7%D9%8A+%D8%AF%D9%84+%D8%A2%D8%B1%D8%A7+%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%8A&amp;amp;hl=fa&amp;amp;lr=&amp;amp;start=10&amp;amp;sa=N&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;3- &lt;a href="http://www.eshghe-javdan.blogfa.com/post-3.aspx"&gt;http://www.eshghe-javdan.blogfa.com/post-3.aspx&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;4- &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_______________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086417.php"&gt;بيانيه نهضت مقاومت ملی ايران به مناسبت هفدهمين سالگرد قتل عبدالرحمن برومند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://persian.iranhumanrights.org/1388/01/whrdreport"&gt;تشدید آزار و اذیت مدافعان حقوق زن در ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به یک ماه از مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین گذشت" href="http://www.autnews.ws/archives/1388,01,00021627" rel="bookmark"&gt;یک ماه از مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین گذشت&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 15px; TEXT-INDENT: 5px; FONT-FAMILY: Times New Roman; TEXT-DECORATION: none" href="http://www.schrr.net/spip.php?article3910"&gt;بی خبری از وضعیت حامد یازرلو، زندانی سیاسی&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.schrr.net/spip.php?article3910"&gt;&lt;img src="http://i42.tinypic.com/155hoyd.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حامد یازرلو، کارشناس ارشد هوا فضا که در جریان بازداشت های گسترده در اسفندماه در منزلش بازداشت شده بود، پس از گذشت 57 روز همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود و نسبت به شرایط او اطلاعی در دست نیست.&lt;br /&gt;هود یازرلو، برادر وی، پیش تر از سوی دادگاه انقلاب تهران به تحمل 3 سال حبس تعزیری محکوم شده بود و هم اکنون در بند 8 زندان اوین نگهداری می شود. همچنین مادر این خانواده نیز، با داشتن 3 سال حکم، در انتظار دادگاه تجدید نظر به سر می برد.&lt;br /&gt;گفتنی است حامد یازرلو، از جمله دانشجویان ستاره دار است که با وجود قبولی در مقطع دکترای دانشگاه امیرکبیر، طی دو سال متوالی، امکان ثبت نام و ادامه تحصیل را بدست نیاورد.&lt;br /&gt;لازم به ذکر است، در ماههای اخیر، بازداشت افراد خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق در ایران شدت یافته است. این افراد، که به اتهام ارتباط با گروهک های مخالف نظام مورد محاکمه قرار می گیرند، از جمله کسانی هستند، که برخی از اعضای خانواده شان، عضو سازمان مجاهدین خلق هستند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-7994503360598682793?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7994503360598682793'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7994503360598682793'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/blog-post_17.html' title='يك نفر در آب دارد مي سپارد جان'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-3511445046161599685</id><published>2009-04-13T10:41:00.000-07:00</published><updated>2009-04-15T02:52:57.255-07:00</updated><title type='text'>فکری ، کاری ، حواس جمعی یا پرتی ؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نمی دانم دو ماهی می شود شاید . دو ماه و نمی دانم بیشتر از چند روز یا کمتر از چند روز . یاران پلی تکنیکیمان ، فرزندان رزمگاه پلی تکنیک بازداشت شدند . سر و صدا کردیم . داد و بیداد . خانه ها سر زدیم . نوشتیم و گفتیم که باز دوباره رزمگاه پلی تکنیک گر گرفته و این بار تو این فضای شهر تاریک بار دیگر وقت شورش شده نزدیک .&lt;br /&gt;چند وقتی گذشت . به سال تحویل نزدیک شدیم . تا آن موقع همچنان خانه ها را می رفتیم . خانه را نریمان مصطفوی را بودم و دیدم تلاش دوستانش را . فریاد ، خواهش ، ناراحتی و درد از چهره دوستان پلی تکنیکی و فعالان دانشجویی می بارید . آخر دوستان گرامی شان ، احمد و عباس و نریمان و مجید و دیگران در بند بودند . دوستانی که امسال دیگر حداقل باید رهایی را تجربه می کردند . احمد و مجید دوباره شب عید شده بود و در بند بودن را تجربه می کردند .&lt;br /&gt;گذشت تا ساعت سال تحویل . ابتکار زیبای فرزندان دانشجوی ایران زمین . حضور پشت دیوار اوین و بعد بازداشت شورای مرکزی تحکیم و خانواده های اسدی و مصطفوی . میلاد را با پدر و مادرش بازداشت کرده بودند . حق داشتند ! مقصر بودند خانواده ها در پرورش فرزندانی که به جای سکس و اعتیاد کمر همت بسته اند برای برقراری حقوق بشر و برابری و آزادی همه ایرانیان . این گونه فعالیت در نظامی که خود را بهشت آفرین روز زمین می خواند و البته جهنمی تاریخی آفریده خب ! جای جرم نهادن هم دارد .&lt;br /&gt;تعجب کردیم . هم از بازداشتشان و هم از آزادی زود هنگامشان . این بار رفتار امنیت چی ها عجیب بود . شورای مرکزی تحکیم بازداشت می شوند . زیر یک هفته همه آزاد می شوند . شورای مرکزی ای که وقتی بازداشت می شد پس از یک ماه با هزار مصیبت و فشار بیرون و درون مرز و با احساس هزینه کردن امنیتی ها آزاد می شد این بار تنها کمتر از یک هفته در بند بود . رفتار ها اما بد بود . اما اوضاع بدتر . دیگر روزها بود که دیگر کسی از پلی تکنیکی ها حرفی نمی زد . انگار نه انگار که پلی تکنیکی ها در بند بودند . آخر می دانید ! ما فصلی هستیم و نو که برایمان به بازار می آید کهنه دل آزار می شود . رفتارمان را نگاه کنیم . شده ایم عین این کارگران فصلی . زمانی که شلوغ می شود هستیم . بعد خسته می شویم و می رویم پی کارمان و دیگر نیستیم . کار پیگیر حقوق بشری هم برایمان بدل به یک جوک شده !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="181" src="https://www.sharemation.com/asefi/AR-047-0108.jpg" width="270" /&gt;&lt;br /&gt;فکر می کنم ششم فروردین بود . جماعتی کمپینی جمع می شوند که بروند عید دیدنی . خبر می رسد که سر از کلانتری در آورده اند و بعد عده ای اوین و عده ای قزل حصار . باز یک موج بازداشت . باز هم حدس زدیم که برخی بازداشتیان را طولانی مدت باید در میهمانی وزارت اطلاعات در اوین ببینیم . اما خب ! باز دوباره آزادی سریع ایشان را به عینه مشاهده کردیم . ماجرا چیست ؟ چرا چپ و راست می گیرند و سریع آزاد می کنند و موج تبلیغی درست می کنند ؟ چرا در این میانه از شیران پلی تکنیک ، از بازداشتی های یکم و دوم اسفند یعنی فرزاد و شبنم مددزاده ، حامد یازرلو ، مهسا نادری ، احسان عرفاتی و فاطمه ضیایی و دیگران خبری نیست ؟ چرا از بچه های چپ دانشگاه ، از محمد پور عبدالله و دوستانش خبری نیست ؟ اما خب ! کسی نپرسید . کسی رسانه ای نکرد این سوالات را . باز نو آمد و کهنه دل آزار شد .&lt;br /&gt;این اخلاقی شده برای فعالین ما . زندانی قبلی تا جایی اعتبار دارد که زندانی جدیدی نباشد . زندانی جدید یعنی فراموشی زندانی قبلی و این داستان همچنان ادامه دارد .&lt;br /&gt;از وضعیت سلامتی عباس خبری نیست . از احمد ، از مجید و باقی پلی تکنیکی ها . از شبنم و فرزاد که قاضی حداد که اثبات کرده شاگردی لاجوردی را و ظاهرا در دوران سیاه شصت هم دوره آموش می گذرانده نزد استادش بازجو و قاضی و دادستان و ... لاجوردی ، قاضی شان است هم خبری نیست . حداد حتی از نشر خبر اینان هم ترسان است . به خواهر مددزاده ها اخطار کرده بود که پخش خبر نکند و تهدید و نام بردن چند نفر خاص . باقی هم همینطور . احسان عرفاتی . حامد یازرلو که هنوز از او خبری نیست و پدرش نگران است و مضطرب . برای برادرش هود هم سه سال بریده اند . سه سال به جرم همراهی مادر و تنها نگذاشتنش . آی آدمها ! فقط برای دیگران سه سال نمی برند . اگر سه سال زندان فاجعه است برای همه فاجعه است . برای هود که یکسال از زندانش گذشته و برای مادرش بانو نازیلا دشتی که او نیز به سه سال زندان محکوم شده . فعالین محترم ! سه سال برای همه فاجعه است !&lt;br /&gt;فاطمه ضیایی که هنوز تماسی نداشته . مهسا نادری که طبق آخرین اخبار در کنار پدر است . پدری که خود در بند است به جرم شرکت در مراسم سالگرد شهدای گلزار همیشه جاویدان خاوران .&lt;br /&gt;وضعیت عجیبی است . گریه های مادر پورعبدالله را می شنویم . اما فقط می شنویم و رد می شویم . ماجرا قدیمی شده آخر . امروز زندانیان جدید روی بورس اند . ما هم که کارگران فصلی . تنها چند روزی پس از بازداشت ماجرا برایمان مهم است .و بعد یادمان می رود و می رویم سر کار و زندگی خودمان .&lt;br /&gt;ممکن است این روزها برای ما یک ماه و دو ماه گذشته باشد . روزهایی که روز و شبش مانند برق و باد باشد . عید هم که بوده و تفریح عید هم شامل حالمان شد و عید دیدنی و الی آخر .اما می دانید ؟ هر روز زندان انگار چند روز و چند ماه و چند سال می گذرد . زندانی به خصوص اگر انفرادی هم که باشد در روزهای متمادی است که زیر فشار قرار میگیرد . انفرادی است که سعی می کند تا زندانی را آلینه کند . از خود بیگانه شدن زندانی موجب می شود هر چه بازجو می خواهد از زبانش بگیرد . این روش سفید شکنجه است که وزارت اطلاعات ایران به صورتی آشکار اجرا می کند . اتفاقا که هر روز باید بیش از روز قبل تلاش کنیم برای رهایی عزیزانمان . اما خب ! ما کارگران فصلی هستیم و نو برایمان از کهنه با ارزش تراست .&lt;br /&gt;نمی دانم این همه نقد را چگونه و با چه زبانی باید بگویم . اما تنها نگاهی به کارنامه فعالیت برای رهایی دانشجویان در دو دهه ابتدایی ماه فروردین 88 به عینه نشان می دهد که فراموشی کار دستمان داده و یادمان رفته هنوز این آدمها در بند اند . بعد هم با کلاس روشنفکری سیگاری و یا پیپی می کشیم و قهوه ای می خوریم و به نقد حافظه تاریخی ضعیف مردممان (که واقعیت است و انکار ناپذیر) دست می زنیم . اما خب ! خودمان وضعمان از انها هم بدتر است . آنها در دهه ها و سالها فراموش می کنند و ما حافظه مان به یک هیجان تازه و یک تعطیلی خوش آب و هوا و ترجیحا طولانی بند است .&lt;br /&gt;راستی این آخری را داشتم من هم فراموش می کردم . فرهاد حاجی میرزایی . از 86 تا 88 که گفته اند قرار است دادگاهش برگزار شود . فکر کنیم . برای فرهاد چقدر تلاش کردیم ؟ آیا تفکیک های فکری برایمان با ارزشتر بود یا حقوق انسانی ؟ آیا انسان بودن برایمان ارجح تر است یا لیبرال بودن و سوسیالیست بودن و مذهبی بودن و متعلق به این گروه و آن طیف بودن ؟ آیا انسان بودنمان قربانی گرایشات فکری یا گروهیمان نشده ؟ فکر کنیم . باید فکر کنیم . باید ببینیم . شاید حواسمان جایی پرت بوده که ندیدیم !&lt;br /&gt;نمی دانم . شاید فقط درد گفتن کفایت نمی کند . شاید باید بگویم چه باید بکنیم . اما این فکر که تنها بگویم فکر می کنم حماقتی است . باید همه فکر کنیم که چه باید بکنیم و اولا این آدمهایی که در آب دارند می سپارند جان را در یابیم . دوستان ! امید رضا میر صیافی شدن اتفاق آسانی است . ممکن است هر روز پا بدهد . بگذارید تلاشی کنیم تا پای امید رضا میر صیافی شدن ، پای مرگ انسان در بند به دلیل بی توجهی ما و زندان بان (هر دو با هم) را از زندگی سیاسیمان ببریم . شاید که گامی برای حقوق بشر فرا پیش نهیم . باید کاری کنیم . باید فکری کنیم و بعد کاری کنیم . فکر و بعد کار . نه فکر خالی . نه کار خالی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086303.php"&gt;لینک در خبرنامه گویا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-3511445046161599685?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3511445046161599685'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3511445046161599685'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/blog-post_13.html' title='فکری ، کاری ، حواس جمعی یا پرتی ؟'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-3764219765304536830</id><published>2009-04-08T06:00:00.000-07:00</published><updated>2009-04-08T06:45:02.051-07:00</updated><title type='text'>پرواز يك مادر - از خاك تا ملكوت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سرم گيج مي رود . ياد آن شبي مي افتم كه به منزلشان تلفن زدم . دعوتي بود كه نتوانسته بودم بروم و زنگ زدم كه عذر خواهي كنم . محبوبه كرمي عزيز تازه از از بند رسته بود . بندي كه بي بهانه و تنها به جرم دلسوزي محبوبه براي يك كتك خورده كنار پارك ملت . آن شب محبوبه گريست از عزتي كه يافت بابت ممانعت امنيت بانان نظام ولايي &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گذشت تا روزهاي تعطيل سال نو . سال 1388 . سالي كه نمي دانم چرا اينگونه است . ساعت سال تحويلش را با بازداشت 10 عزيز به سوگ نشستيم . هنوز چند روزي نگذشته بود كه كمپين ها به جرم يك عيد ديدني به بند رفتند . چند روز بعدش آمدند اما ماندند دو نفر . محبوبه كرمي و خديجه مقدم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و امروز كه چهارشنبه 19 فروردين همين سال است خبري مي رسد كه پشت مي لرزاند و دل مي سوزاند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مادري تنها چند ساعت پس از رهايي فرزند مبارز و آزاديخواه و برابري طلبش از چنگل ديو استبداد به هستي بخش آفريننده مي پيوندد . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مادر منتظر بود . منتظر رهايي فرزند . فرزند را در كنار بالينش ديد پرواز كرد به نزد معبود . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نمي دانم در وضعيت فعلي حال و احوال محبوبه چگونه است . اما مي دانم بسي دلتنگ است و قطعا گريان . مادري را از دست دادن سخت است . به خدا سخت است . مادري كه وصف دختر مي گويد : ((و تمام سرمايه زندگی من است، هر آنچه داشته ام درجهت اعتلای خصائل انسانی، نثار وجودش کرده ام و از بازتاب صفات انسانی او به هر آنچه نداشتم، رسيده ام.))&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پرواز مادر محبوبه اما يك مقصر بيشتر ندارد . شايد اگر اين بازداشت ها و خون دلها و نگرانيها نبود اين مادر گرانقدر چند صباحي بيشتر در كنار دختر عزيزش سپري مي كرد . حكومت ولايت مداري كه جز خون به دل خانواده ها كردن كار ديگري ندارد بايد پاسخگو باشد . چرا اين تنها دختر اين خانواده بايد اين همه پذيراي زندان و برخورد امنيتي حاكمان باشد ؟ مادر محبوبه در باب برخوردهاي قبلي امنيتي نسبت به او چنين مي گويد : ((و بار در سالهای ۱۳۷۹ و۱۳۸۰ به دليل فعاليت های اصلاح طلبانه دستگير و روانه زندان اوين شد. بار اول در۱۸تيرماه سال ۱۳۷۹(اولين سالروز حوادث کوی دانشگاه). بار دوم در سال ۱۳۸۰در حاشيه حوادث ميدان بهارستان.))&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="169" alt="http://www.shahrgon.com/fa/thumbnail.php?file=" src="http://www.shahrgon.com/fa/thumbnail.php?file=M._Karami_143636675.jpg&amp;amp;size=article_medium" width="146" size="article_medium" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و بار ديگر بازداشت در تاريخ 24 خرداد 87 . بگذاريد وصفش را از زبان مادر فقيد و بزرگوار محبوبه بشنويم :&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;((محبوبه اين بار روز جمعه ۲۴/۳/۱۳۸۷ درحالی بازداشت شد که مسافر اتوبوسی بوده که از مقابل پارک ملت عبور می کرده و فردای آن روز يعنی ۲۵/۳/۱۳۸۷ طبق برنامه از قبل تعيين شده، من بايد برای جراحی سنگينی تحت عمل لاپاراتومی قرارمی گرفتم. با توجه به اينکه پدرمحبوبه نيز چند سالی است به بيماری الزايمر مبتلاست و به مراقبت ويژه نياز دارد، شرايط برايم بسيار دشوار شده بود، ولی پس از اينکه حدود ۱۰ روز عمل جراحی را به تعويق انداختم و خبردقيقی نيز از وضعيت محبوبه بدستم نرسيد، بالاخره با تاکيد پزشکان و با کمک اقوام و دوستان مهربان کمپينی محبوبه در نبود تنها دخترم خود را به تيغ جراحی سپردم.))&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;و اين بار در ايام عيد و به جرم ميهماني رفتن و عيد ديدني . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دوست دارم مادران عزيز اين نگاشته را بخوانند . چه غمي ديد اين مادر و چه تحملي كرد تا بالاخره رخت سفر بربست از جهاني كه امثال ولي مطلقه فقيه در آن حاكم است و ديكتاتوري و جنايت كاري سنتي نهادينه در آن است به جهاني هجرت كرد كه در آن آنچه ملاك است نه قرب به حكومت و ولايت كه قرب به خداي عز و جل . و تنها ملاك نه ريش داري و چادر داري و تعظيم و مدح حاكم كه تقوا و پروا داري و با پرنسيبي است . خوش به حالش كه مطمئنا با اين فرزند گرامي اش در جهان باقي نيز از صالحان خواهد بود . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قطعا &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عاش سعيدا و مات سعيدا&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رحمه لمن قرا فاتحه مع الصلوات&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به خواهر گرامي ام محبوبه عزيز و خانواده معززش تسليت عرض مي كنم . متاسفم و شرمگين كه جز اين از اين برادر كوچكش بر نمي آيد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.irwomen.info/spip.php?article5987"&gt;متن نامه مادر محبوبه کرمی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photoforchange.com/index.php?showimage=82"&gt;&lt;img title="image précédente" style="WIDTH: 290px; HEIGHT: 219px" height="243" alt="دیدار با خانواده محبوبه کرمی" src="http://photoforchange.com/images/20081029151816_79.jpg" width="316" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://photoforchange.com/index.php?showimage=83"&gt;&lt;strong&gt;کمیته مادران و جمعی از کنشگران جوان کمپین در کنار مادر محبوبه کرمی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.khordaad.com/sNews.aspx?Id=939"&gt;&lt;strong&gt;"محبوبه كرمي" آزاد شد و در سوگ مادر نشست&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-3764219765304536830?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3764219765304536830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3764219765304536830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/blog-post_08.html' title='پرواز يك مادر - از خاك تا ملكوت'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-8419339653840638067</id><published>2009-04-06T02:50:00.000-07:00</published><updated>2009-04-10T00:57:31.954-07:00</updated><title type='text'>تا سیه روی شود هر که در او غش باشد – نقدی بر پاسخ پریش پاهکین</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به نام یگانه خرد و اختیار&lt;br /&gt;به نام خداوند عرفان ، برابری و آزادی&lt;br /&gt;نمی دانم که تا کی می خواهیم با این توهم سر کنیم که دشمن دشمن من دوست من است . انگار برایمان امری درونی شده که هر که دشمن دشمن ماست ، لزوما دوستی است با منافع مشترک . تا آنجا که همه را در کنار می نشانیم و بدون درس گرفتن از تجربیات تاریخی سعی در ((وحدت کلمه)) و ((همه با هم)) ای داریم که سالها پیش از زبان آقای خمینی شنیدیم و بعد دیدیم آنچه شد .&lt;br /&gt;این مقدمه را گفتم تا مطلعی باشد برای نقدی که بر نگاشته قبلی بنده در مورد ما هستیم زده شد . نقدی که توسط جناب پریش پاهکین نوشته شد . نقدی که البته بسیار بی مهابا و البته بی دقت به بنده تاخته است .&lt;br /&gt;حقیقتش را بخواهید ابتدا و پس از خواندن این نقد یاد نقد و در واقع پرونده سازی برادر حسین پرونده ساز و بازجو در روزنامه کیهان افتادم . شنبه 21 دی ماه 1378 و در صفحه 12 این روزنامه تلاشی برای پرونده سازی برای اینجانب صورت گرفت . کیهان در آن مقاله که البته با عنوان توهین آمیزی همراه بود – تلاش در بی غیرت نشان دادن بنده ! – من را یک مارکسیست ، صهیونیست ، ملی مذهبی و مشارکتی دانست . گرچه بنده جوابی مفصل را بر روی وب شخصی خود قرار دادم که عزیزان محترم گویا نیز آن را بر روی خبرنامه خود نهادند . اما جالب بود برایم که چگونه کیهانیان بدون توجه به آنچه می گویند ، تنها در تلاش اند تا عصبانیت خود را از بابت نقد این حقیر فرو نشانند .&lt;br /&gt;حال این ماجرا شده است شبیه این نقد جناب پاهکین . نقدی که البته بیش از نقد ، ناشی از عصبانیتی است که از این فرزند کوچک و جوان مردم ایران دارند . نقدی بابت یک نگاشته و یک اندیشه . نقادانی که با عصبانیت بر روی تلویزیونشان فریاد می کشند و به بنده توهین می کنند و بعد خود را دموکرات نیز می خوانند . از نشانه برابری خواهیشان هم همین بس که نگاشته بنده را نیمه کاره و قبل از اشارات من به ((مصدق بزرگ)) و همچنین بحث مربوط به پاترمونیالیسم وبری نیمه کاره و نخوانده رها می کنند و البته چند روز بعد در همان تلویزیون جوابیه جناب پاهکین را با آب و تاب و فراز و فرود صدای فراوان که البته از یک مجری جو ساز تلویزیونی بیشتر از این توقع نمی رود ، خوانده می شود . این هم از برابری خواهی دوستان مربوط به ان تلویزیون خاص !&lt;br /&gt;اما بعد&lt;br /&gt;اما بعد اینکه سعی بنده در ادامه این مقال پاسخ به موارد مطرح شده توسط جناب پاهکین است . پاسخی که البته پاسخ دهنده نه مدعای رهبری خلق را دارد و نه مدعای خط دهی به یک جنبش . بلکه تنها دانشجوی سابقی است که پس از پایان دوران تحصیلش در آستانه محاکمه شدن در دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی است .&lt;br /&gt;در ابتدای سخن ، ایشان تذکری داده اند من باب سالها خلاء نیرو در ایران . این سخن قابل تائید است که در طول سی ساله گذشته ، اپوزسیون حکومت ولایت فقیه از ایجاد یک نیروی موثر بر علیه حاکمیت جمهوری اسلامی ناتوان بوده است . اما خب ! جالب اینجاست که جناب پاهکین تنها چند خط بعد سریعا این نکته را ابراز می کند که : ((در متن آن همه سياهی و تاريکی جنبشی ملی با شناسنامه ايرانی زاده شد و توانست چشمها را به سوی خود برگرداند ونياز بازگشت به هويت فراموش شده را به ايرانيان يادآوری نمايد )) و این جنبش هیچ حرکتی نیست الا جنبش ما هستیم ! البته اینکه رهبران هر حرکتی تنها خود را راه نجات ایرانیان بدانند سنت دیرینه ای است که متاسفانه ما ایرانیان بدان مبتلاییم . اما خب ! از یک مقاله نویس ظاهرا با سابقه مانند جناب پاهکین چنین رویکردی بعید است . به چه دلیل ایشان چنین ادعایی دارند ؟ از کجا که تنها آلترناتیو نظام ولایی این حرکت ما هستیم می باشد ؟ این همه نقد خصلتی و روشی که به این جنبش زده شده و می شود جایش کجاست ؟ امید وارم در جمع بندی ادامه نقدم به سخنان ایشان و همچنین مطالب مطرح شده در مقاله قبلی بتوانم این مطلب را به اثبات برسانم که حرکت ما هستیم نه تنها آلترناتیو حکومت ولایی نیست که خود انحرافی در راه جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی مردم ایران است . جنبشی که البته بر خلاف گفته پاهکین سابقه ای دیرینه دارد که در ادامه بدان خواهیم رسید . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="http://aftab2005.persiangig.ir/image/untitled.bmp" src="http://aftab2005.persiangig.ir/image/untitled.bmp" /&gt;&lt;br /&gt;در ادامه و قبل از ارائه ما بقی سخن بگذارید نکته ای را متذکر شوم . نقد بنده دقیقا بر اساس تقدم و تاخر مطالب مطرح شده توسط ایشان می باشد و تلاشم بر این است که سطر به سطر و موضوع به موضوع مطالب مطرح شده ایشان را پاسخ گویم . به هر حال از ارائه این روش که به دلیل کثرت موارد در پیش گرفته شده پوزش می طلبم .&lt;br /&gt;الغرض !&lt;br /&gt;در ادامه نقد ، ایشان مثلا به یک مچ گیری دست زده اند ! ایشان می گوید که ((نخست ايشان می گويند : "حرکت ما هستيم در چند ساله اخير نفوذ بسياری را در ميان توده های ايرانی داشته است...."يادآوری اين نکته بسيار مهم ضروری است که سوم خرداد سال ۸۸که از راه برسد جنبش ملی ما هستيم يکسالگی خود را به همگان اعلام خواهد کرد .)) بله ! بنده عمر این جنبش را هنوز هم بیش از یک سال و دو سال می دانم . چون معتقدم این حرکت با پیشینه رسانه ای و فعالیت های عناصر کادر رهبری آن عجین شده و این نیروها نیز یک سال و دو سال نیست که در حال فعالیت هستند . یادمان نرود که هر حرکتی (در هر جبهه ای) به یکباره به وجود نمی آید . امور جهان و انسان در تدریج و تکامل معنی می یابد و ما هستیم را می توان مرحله ای دیگر از فعالیت های امثال شهرام همایون و نوری زاده و امثال ایشان دانست .&lt;br /&gt;نویسنده مقاله و نقاد محترم اما زیاد نتوانسته تحمل و صبر پیشه کند و سریعا خود را به اصل موضوع رسانده است . ایشان در نقد بنده ، ما هستیم را در ادامه پروژه دموکراسی خواهی در ایران می داند و خود را در پی حاکمیت ملی قلمداد می کند . و با این استدلال به منحرف خواندن این جنبش توسط بنده می تازد . بگذارید چند نکته را متذکر شوم . اول اینکه صرف ادعای ملی داشتن و مدعی دموکراسی بودن کسی را نه ملی می کند و نه دموکرات . اینکه کسی ملی و یا دموکرات هست یا نیست از منش او و روش او و سابقه او می توان استنباط کرد . به همین دلیل است که بنده به عنوان مثال به هیچ وجه اصلاح طلبان درون حکومتی را اصلاح طلب و دموکراسی خواه نمی دانم . ایشان اما ادعای این مسئله را دارند . اما آیا واقعا سابقه ایشان و گذشته شان اثبات کننده چنین مسئله ای است ؟ دلیل انحراف آمیز بودن حرکت ما هستیم ، اولا وجود عناصری مسئله دار در کادر رهبری آن است که قبلا در مقاله قبلی تذکر داده ام و ثانیا رویکرد سلطنت طلبانه و گرایشات پوپولیستی است که در این جنبش دیده می شود . در باب رویکرد سلطنت طلبانه و گرایشات پوپولیستی در ادامه سخن خواهم گفت . اما به اجمال باید عرض کنم که سابقه رهبران ما هستیم و همچنین رویکرد های ایشان جز گرایش آنها به سلطنت مشروطه امری دیگر را به اثبات نمی رساند . چرا برای یکبار هم که شده رهبران ما هستیم اعلام نمی کنند که سیستم مورد حمایت آنها (حتی بصورت شخصی) برای حاکمیت ایران چیست ؟ فکر می کنم ارائه این پاسخ موارد بسیاری را روشن کند . در باب رویکرد پوپولیستی این جنبش نیز در ادامه سخن خواهم گفت .&lt;br /&gt;اما نکته بسیار جالب دیگر که البته شگفتی این حقیر را به دنبال داشت این بود که نویسنده نقد به صراحت می گوید : ((اگر منظور از جنبش دموکراسی خواهی بر هم آيی جنبشهای موجود (زنان - دانشجويان - کارگران - معلمان) جامعه است شايان يادآوری است که جنبش ملی ماهستيم اتحاد جنبشها و نقطه عطف آنهاست پس منافاتی با دموکراسی ندارد. )) بسیار جالب است ! می توانم از نویسنده مقاله بپرسم که این ادعای ایشان از کدام راه قابل اثبات است ؟ از کجا ایشان به چنین کشف عظیمی دست پیدا کرده اند که نقطه عطف اتحاد جنبشهای زنان و دانشجویان و کارگران و معلمان ، حرکت ما هستیم است ؟؟!! اگر بفرمایند که این ادعا از کجا ناشی می شود بنده بسیار متشکر خواهم شد . بنده به عنوانی عضو کوچکی که هم در جنبش دانشجویی و هم در جنبش زنان (در حاشیه یا متن) خدمت کرده ام و امروز هم خود را یک فعال کوچک حقوق بشری می دانم ، تا به امروز به چنین تعبیری بر نخورده ام و چنین مسئله ای را از زبان هیچ یک از فعالین دانشجویی و زنان و کارگری و معلمان نشنیده ام . ظاهرا علم غیب و پیشگویی به مخالفین جمهوری اسلامی هم سرایت کرده است !&lt;br /&gt;حقیقتش را بخواهید دیگر قصد نداشتم به عقبه آدمها و گذشته ایشان بپردازم .اما خب ! ظاهرا این نقاد معزز جز این می خواهد . ایشان بار دیگر به نقد من به شخص شهرام همایون می پردازد و از تعمیم جنبش به این شخص شکوه می کند . سوالی دارم ! اگر یک جنبش با رهبران و مدعیانش سنجیده نشود ، پس چه ملاکی برای سنجش ان وجود دارد ؟ مردم که مانند برخی دوستان ! علم غیب ندارند که بدانند مدعیانی خاص در ادعای خود صادق اند یا کاذب . لزوما آنچه انها را راهنمایی می کند سوابق و به قول ما جماعت فنی رزومه انهاست . نکته ای دیگر ! سوالی دارم ! این ماجرای عقده های سی ساله از چه قرار است ؟ چرا هر بار که به تاریخ سیاه پهلوی ها می پردازیم ، افراد مشخص مورد ذکر (همایون ها و دوستانش) بر می آشوبند و فریاد می زنند که از گذشته سخن گفتن عقده گشایی است و اصلا همین سخن گفتن از گذشته ((نخستین عامل خواب آلودگی های یاس آلود و بی عملیهای مرگبار و تاریخ سوز گذشته !)) است ؟ یاد نوع برخوردمان در درون مرزهای ایران با اصلاح طلبان حکومتی می افتم . با ایشان هم هر بار از تاریخ دهه سیاه و مرگبار شصت سخن می گوییم ، ایشان نیز با همین سخنان سعی در منحرف کردن موضوع می کنند . خب ! می دانیم که این اصلاح طلبان حکومتی در آن روزها در مناصب بالای حکومتی بودند و نقد دهه شصت نقد خود ایشان است و در واقع آنها از نقد خود فرار می کنند . مگر ماجرای رهبران ما هستیم هم همین است ؟ ماجرا چیست که هر بار به نقد آن دوران می نشینیم آدمهایی خاص که امروز به دنبال هستن خود هستند ناگهان ناراحت و مضطرب به نقاد حمله می برند ؟! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="http://gallery.photo.net/photo/3554403-md.jpg" src="http://gallery.photo.net/photo/3554403-md.jpg" width="305" height="203" /&gt;&lt;br /&gt;البته در پایان این بخش که با شماره 2 توسط نقاد محترم مزین شده بنده متهم می شوم که حکم اعدام شهرام همایون را صادر کرده ام ؟! این دیگر از آن جکهای خنده نیاور است . دیگر چه ؟ بگردید . شاید حکمی و یا احکامی را یافتید که توانستید اجرای یا دستور آن را به بنده نسبت دهید . خداوند عاقبت همه ما را ختم به خیر کند . ان شاء الله&lt;br /&gt;نویسنده مقاله در جایی دیگر حرکت ما هستیم را اینچنین می خواند که مردم ایران در بستر این حرکت ((برای نخستين بار پس از انقلاب مشروطه ، " بودن " را تجربه کنند !)) ! یا للعجب ! ظاهرا این دوست نقادمان تاریخ را اصلا نخوانده است ! پس از جنبش مشروطیت ، ملت ما بسیار برای رهایی خویش جنگید و خونها داد و مبارزه ها کرد و پیروزی ها و شکست های فراوان را با گوشت و پوست و خون خود تجربه کرد . از کوچک جنگلی تا شیخ محمد خیابانی بیا تا نهضت ملی و رهبری کبیر ان یعنی مصدق عالیقدر . به همین ترتیب بیا تا قیام 15 خرداد و بعد انقلاب ضد سلطنتی بهمن 57 و حتی خیزش ملی دوم خرداد که البته به امید مردم خیانت شد . متاسفانه مقاله نگار ما به مانند روحانیت حاکم بر ایران خود و اندیشه خود را تنها مبدا حرکت می داند و ما بقی آنچه در ایران زمین روی داده است را به هیچ می نگارد . روحانیت نیز جنبش مردم ایران را از 15 خرداد 42 ثبت زمان می کند و بعد هم به کذب ان را به نام خود ثبت می کند . صدق و کذب ادعای روحانیت را البته می توان از طریق خاطرات فعالین آن روزگاران به اثبات رساند . اما این روحیه که ما مبدا تاریخیم و بس ظاهرا تنها در میان روحانیت نیست . بلکه اپوزسیون امروز ما هستیمی هم ظاهرا چنین ادعایی دارد . ادعایی که نتیجه خود محوری هر دو مجموعه است .&lt;br /&gt;مقاله نگار ما نقدهای بنده مانند کودک انگاری و فقر و ضعف حافظه تاریخی را تاختن به مردم ایران می داند . بگذارید نکته ای را متذکر شوم . دقیقا تفاوت مشی روشنفکری به مثابه پیامبری جامعه خویشتن (به تعبیر شریعتی) ، به مثابه درد و مسئولیت داشتن ( به قول سارتر) و همچنین طلب خیر عام کردن (اگر اشتباه نکنم به قول گرامشی) با مشی پوپولیستی و مردم پسندانه همین است . اینکه بنده به نقد مردم عزیزم و روحیه و اخلاق ایرانی نشسته ام ، آیا توهین به توده های ایرانی است ؟ آیا خیانت نیست که من به جای برخورد نقادانه و رفع رذیلت های فرهنگی و گسترش فضیلت ها ، قدرت طلبانه به مانند روحانیت حاکم بر ایران و اپوزسیون ما هستیمیش ، بر کوس توده گرایی بدمم و بر امری و اخلاقی که آن را نادرست می دانم سرپوش بگذارم . خدا رحمت کند مهندس بازرگان را ! در اوج رادیکالیسم اوایل انقلاب او همچنان بر مشی ارام خویش پای فشرد و این پافشاری تا جایی ادامه یافت که در تشییع پیکرش ، خلخالی با آن همه سوابق بر سر مزارش حاضر می شود و می گرید و اعتراف می کند که بازرگان درست می رفت و ما غلط .&lt;br /&gt;بنده اهل پوپولیست بازی و توده گرایی ضد اخلاقی نیستم و نخواهم بود . این را نیز خدمت به مردم ایران می دانم نه تاختن به ایشان .و البته همین رویکرد ما هستیمی ها را یکی از دلایل اساسی پوپولیست بودن ما هستیمی ها می دانم .&lt;br /&gt;نمی دانم برای خوانندگان این سوال پیش آمد که چرا من ابتدای سخن بحث وحدت کلمه و همه با هم (سخنان آقای خمینی) را پیش کشیدم . اینجا می خواهم به این سوال جواب دهم . نویسنده مقاله نقد از عبارت ((همه نیروهای تلاشگر مخالف ولایت طلقه فقیه)) استفاده کرده است . سوال این است ! آیا هر که با ولایت فقیه مخالف بود قابل دفاع است ؟ آنچه مجموعه ای یا گروهی را قابل دفاع می کند آنچیزی است که او بدان باور ندارد یا آنچیزی است که بدان باور دارد ؟ بنده نظرم روی دومین مورد است . ما یکبار صدمه این همه با هم بودن را چشیدیم و دیدیم که پس از حذف علت وحدت نیروها یعنی حاکمیت استبدادی چگونه نیروها به جان هم افتادند . به نظرم بهتر است برای تمرین دموکراسی هم که شده همین حالا که هنوز هیچ اتفاقی روی نداده ، تعیین تکلیف فکری و عملی بین نیروها انجام گیرد . اینگونه است که مردم ما می دانند چه کسی به راه صواب می رود و چه کسی به راه خطا . البته باید متذکر شود که این به معنای دشمنی بین نیروها نیست . به نظرم باید فصل الخطاب دموکراسی و حقوق بشر بین نیروها حکم فرما باشد . اما تمایزات نیز به طور مشخص و ملموس بیان شود .&lt;br /&gt;در بخشی دیگر از نوشتار ایشان به ادبیات موجود در نوشتار بنده ارجاع شده است . آری ! ممکن است ادبیات من شبیه ادبیات مبارزه و مقاومت دهه های 40 و 50 هجری شمسی باشد . دهه هایی که مقاومت های افسانه ای مبارزان در برابر رژیم جنایت کار پهلوی روی می داد . سوال اینجاست ؟ به چه دلیل از این ادبیات هراس دارند ؟ چرا ادبیات مقاومتی در جریان انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران شکل گرفت اینگونه برای حضرات ماهستیمی عذاب آور و نگران کننده شده است ؟ البته بنده قبلا چوب این ادبیات را خورده ام و در زندان اطلاعات جمهوری اسلامی نیز به دلیل همین ادبیات بازجویی های متعددی شده ام . شاید این را هم بتوان از شباهت های این مثلا اپوزسیون رژیم ولایی و خود حاکمیت ولایت مطلقه فقیه نامید .&lt;br /&gt;اما کاش بزرگوار نویسنده نقد قدری به خود زحمت می داد تا قدری از ادبیات سیاسی و مفاهیم کلمات در آن اطلاع پیدا کند . خدا رحمت کند دکتر شریعتی را یکی از اصول نوشتاریش این بود که هیچ کلمه ای را بدون معنی کردن قبلی و نشان دادن منظورش از این کلمه رها نمی کرد . جناب پاهکین در بخشی از نگاشته خود کلماتی همچون چپ و راست و کمونیسم و امپریالیسم را درکنار هم می نشاند . در میان این کلمات چپ و راست و کمونیسم نشان از یک مکتب و مرام فکری و اندیشگی دارد . اما امپریالیسم کلمه ومسئله ای جداست . ((اَمپـِریالیسم (به &lt;a title="زبان انگلیسی" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C"&gt;انگلیسی&lt;/a&gt;: Imperialism) طرفداری از حکومت امپراتوری. سیاستی که مرام وی &lt;a title="بسط (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%B3%D8%B7&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;بسط&lt;/a&gt; &lt;a title="نفوذ" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B0"&gt;نفوذ&lt;/a&gt; و &lt;a title="قدرت" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA"&gt;قدرت&lt;/a&gt; کشور خویش بر کشورهای دیگر است. رژیمی که بر اثر از میان رفتن &lt;a title="خرده‌سرمایه‌داری (صفحه وجود ندارد)" href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;amp;action=edit&amp;amp;redlink=1"&gt;خرده‌سرمایه‌داری&lt;/a&gt; داخلی و پدید آمدن &lt;a title="تراست" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA"&gt;تراست‌ها&lt;/a&gt; و &lt;a title="کارتل" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%84"&gt;کارتل‌ها&lt;/a&gt; دچار تورم تولید و کمبود مواد خام شود و برای به‌دست آوردن &lt;a title="مستعمره" href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%87"&gt;مستعمره&lt;/a&gt; و بازار به دیگران تجاوز کند.))&lt;br /&gt;اگر توجه بفرمائید این کلمه نشان از سیاستی خاص و مشی حکومتی خاصی دارد نه مشی و مرام و اندیشه ای با چهارچوب فلسفی و فکری . این را ذکر کردم که من بعد هم نقاد محترم و هم دوستان خواننده سعی کنند که هر کلمه ای را ذکر میکنند ، ابتدای به معنای آن توجه کنند . گاهی ممکن است کلماتی که به لحاظ ادبیات مشابه هستند از آن دو گستره مفهومی متفاوت باشند .&lt;br /&gt;اما ظاهرا نویسنده مقاله محترم سعی و تلاشی در شناختن شخص بنده انجام نداده و تصوری دیگر از بنده دارد . ایشان در بخشی از مقاله خود می گوید : ((نا آگاهی از شرايط و اوضاع داخل کشور و در ماندن در يک گذشته واخورده و انديشه زدگی و فلسفه بافی در جای جای متن آقای کلايی وجود دارد .ايشان با همان تفکرات واپس گرايانه که آفت بسياری از انديشمندان فسيل شده است به دنبال مقصر می گردد و سر آخر گناه(!) را به گردن فعالان اجتماعی می اندازد .))&lt;br /&gt;اولا سوال این است . آیا من که بیست و پنج یا شش سال است که در ایران به دنیا آمده و کوچه پس کوچه های جنوب شهر تهران بزرگ شدم و دانشگاه رفته ام و مدت بسیاری کوتاهی (57 روز) در زندان وزارت اطلاعات بوده ام و کار و فعالیت سیاسی و اجتماعی و خبری و روزنامه نگاری کرده ام و فی الحال مدت شش یا هفت سال است که در رشته فنی خودم در مقاطع مختلف و جایگاههای متفاوت کار می کنم از شرایط و اوضاع داخل کشور ناآگاهم و حضرات کادر رهبری ما هستیم که بیست یا سی سال است در خارج از کشور به سر می برند از مسائل داخلی ایران اطلاع دارند ؟ این هم از طنزهای تاریخ است که از زبان این نقاد محترم خارج شده است . در ضمن این ماجرای گذشته واخورده و اندیشه زدگی و فلسفه بافی چیست ؟ نقاد محترم ! من یک جوان بیست و پنج ساله میانه میدان هستم که در حال حاضر نیز با حاکمیت ولایی دست به گریبانم و در ابتدای دهه سوم اردیبهشت ماه قرار است توسط دادگاه انقلاب به اتهامهای دروغین وزارت فخیمه محاکمه شوم . من پیرمرد هفتاد ساله ای نیستم که در خانه خود در ایران و یا خارج از این مرزها بنشینم و غر بزنم و حداکثر در یک تلویزیون برون مرزی داد و بیداد کنم و مردم را به شورش بخوانم و بعد خود بروم و چرتی بزنم و استراحتی بکنم . شما را به خدا برای نقدتان اول پرس و جو کنید که چه کسی را نقد می کنید و بعد به نقد او و نوشتار و اندیشه اش بنشینید .&lt;br /&gt;اما نویسنده محترم نقد به نکته ای بسیار اساسی اشاره کرده است و آن این سوال است که آیا شهروندان عادی معترض و در صحنه را می توان فعال اجتماعی نامید یا خیر ؟ به نظر این حقیر فعال اجتماعی به کسی گفته می شود که هدف مند و انگیزه دار و دغدغه دار برای امری و معضلی اجتماعی تلاش می کند . اما مردم عادی عموما به صورتی غریزی به تلاش برای رفع مسائل یا اعتراض برای رسیدن به امری مشغول اند . به طور مثال در سه شب اعتراض برای بنزین آنچه روی داد حضور غریزی توده های مردم بود نه حضور هدف مند فعالان اجتماعی . به همین دلیل بود که با یک تعدیل در سیاست پخش بنزین و بحث فروش آزاد بنزین ، ماجرا آرام گرفت . در حالی که اگر ان اعتراضات در دست فعالان اجتماعی با تعریف گفته شده بود به این راحتی و با یک وعده حاکمیتی آرام نمی گرفت . باز هم پیشنهاد می کنم قدری در به کار گیری کلمات دقت و ملاحظه بفرمائید . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="http://www.aftab.ir/lifestyle/images/6fec5bac7c03b98d4924cf0adf6433bf.jpg" src="http://www.aftab.ir/lifestyle/images/6fec5bac7c03b98d4924cf0adf6433bf.jpg" width="275" height="205" /&gt;&lt;br /&gt;در اینجا می خواهم به طرح چند پرسش دست بزنم . پرسشهایی که به نظرم می تواند تعیین کننده برای نقد خط مشی ما هستیم و بخشی از دلایلی باشد که بنده را به نقد نویسی اولیه ترغیب کرد .&lt;br /&gt;پیشنهاد می کنم رهبران حرکت ما هستیم به این پرسش ها پاسخی صریح و شفاف ارائه کنند . این پاسخها می توان در روشن شدن موضع گیری ها و نقدها موثر باشد . به قولی تا سیه روی شود هر که در او غش باشد&lt;br /&gt;سوال اول در باره خاندان پهلوی است . آیا مسئولان ما هستیم خاندان پهلوی و به طور دقیق تر رضا پهلوی (رضا خان) ، محمد رضا پهلوی (شاه مخلوع) ، فرح دیبا (پهلوی) و رضا پهلوی (ولیعهد شاه مخلوع) را خادم به مردم ایران و منافع ملی سرزمین ما می دانند یا خائن به آن ؟ پاسخ صریح به این پرسش می تواند خوانندگان نقد من و پاسخ شما را به حقیقت رهنمون سازد که بالاخره بنده درست می گویم یا شما صحیح می فرمائید .&lt;br /&gt;سوال دوم اما در باره شیوه حکومتی مورد نظر اشخاص برای آینده ایران است . اینکه رای من مخفی است و در جیب من است و این قبیل فرافکنی ها جز به تیره و تار شدن فضای گفتمانی کمکی نمی کند . لطفا به صراحت گفته شود که مدل حکومتی مورد نظر رهبران ما هستیم چیست ؟ آیا مشروطه سلطنتی است یا جمهوری یا جمهوری اسلامی و یا هر نوع حکومت مرسوم دیگر در جهان ما . این نظر ، نظر شخصی افراد کادر رهبری و خط دهندگان ما هستیم باشد نه نظر کلی و عناوین کلی مانند حاکمیت ملی . حاکمیت ملی را از طریق چه مدل حکومتی به طور مشخص می خواهید پیاده کنید ؟ لااقل نظر شخصی خود را به عنوان یک فرد و نه یک جریان صراحتا بیان کنید .&lt;br /&gt;اما سوال سوم در واقع در ارتباط با گذشته افراد است . لطفا گذشته خود را به طور شفاف و مشخص بیان بفرمائید (مکتوب و نشر داده شده) تا تکلیف همگان با صدق یا کذب ادعای شما مشخص و معلوم گردد .&lt;br /&gt;فکر می کنم سوالات کاملا مشخص و معلوم باشد . بعید هم می دانم که ادعای گزافی کرده باشم یا سوال نامربوطی پرسیده باشم . به هر حال اگر چنین لطفی را بکنید به تلطیف فضا و ارشاد من ناآگاه ! کمک بسیاری خواهید کرد .&lt;br /&gt;در پایان نقاد عزیز باز نکته ای دیگر را متذکر شده اند . ایشان می گوید : ((30 سال زمان برای انديشه ورزی و تئوری پردازی آن قدر کافی بوده تا همگان امروز بخواهند بالاخره دستاوردهايی اميد وارکننده را نيز به چشم بببيند .))&lt;br /&gt;خدا رحمت کند محمد حنیف را . او در تحلیل تاریخ ایران پس از مشروطه می گفت که ما تا امروز خروار خروار عمل داشته ایم و مثقال مثقال جمع بندی و این مخروط باید برعکس شود . (نقل به مضمون) حنیف شهید راست می گفت . متاسفانه این تفکر عمل زده که وقت اندیشه بس است و باید عمل کرد منجر به نتایج فاجعه باری برای ایران در طول تاریخ ما بعد مشروطه شده است . حداقل من عنوان یک مذهبی شیعی به مرام مولایم علی متوسل می شود . در میان جنگ صفین کسی می آید و اشکالی را در کار وارد می کند و سوالی عقیدتی می پرسد . علی در ان میانه جنگ و خون می ایستد و جواب او را می دهد . یادمان نرود که تمام این عمل ها برای تغییر احوال ایرانیان است و تغییر روزگار و اندیشه شان . اتفاقا هر زمانی زمانی تئوری پردازی و فکر کردن است . اما این تئوری پردازی می بایستی در مسیر سوال توده ها باشد . فی الواقع روشنفکر باید پاسخ دهنده و تولید فکر کننده به سوالات و مشکلات توده باشد . نه اینکه روشنفکر به متکلم ، فقیه یا فیلسوف جدید (به قول بانو دکتر سارا شریعتی در سمینار دوم دین و مدرنیته در حسینیه ارشاد) بدل شود و به جای پاسخ به دغدغه های توده ها به دنبال امر متکلمانه و فقیهانه و فیلسوفانه خود برود . چونان که در ایران امروز شده است .&lt;br /&gt;خب ! سخن پایان یافت و مواردی که به نظر می آمد را عرض کردم . همینجا هم اعلام می کنم که به این سیکل بحث پایان می دهم . تا اینجا نیز اعلام می کنم که بضاعت اندک بنده در همین حد سخن گفتن و طرح مطلب بوده است . اما به جد از تمامی اهل قلم و دلسوزان ایران و ایرانی می خواهم که به این مسئله بپردازند و با طرح موضع و دلایل خود در راستای برچیدن انحرافات از مسیر دموکراسی خواهی مردم ایران برآید .&lt;br /&gt;توضیحات :&lt;br /&gt;1- بنده در ابتدای مقاله پیشین با نقل قولی از کارل مارکس سخنم را آغاز کرده بودم . این دلیلی شد که جمعی تصور کنند که بنده مارکسیست هستم . غیر دوستان ! بنده شیعه اثنی عشری و متعلق به نحله فکری ای هستم که آنرا چپ مذهبی می نامم . نحله ای که شخصیت های بارز آن طالقانی ، شریعتی و محمد حنیف است . اینکه از کسی نقل قولی شود دلیلی بر گرایش خاص فکری و ایدئولوژیک نیست . البته بنده برای اندیشه ورز بزرگی مانند کارل مارکس احترام فراوانی قائلم . اما اینکه بنده از سخن او شروع کنم دلیلی بر مارکسیست بودن بنده نمی شود .&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1- پاسخ به نقد وارده بر جنبش ما هستيم، در مقاله علی کلايی، پريش پاهکين&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/085790.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/085790.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2- عصبانى هستيم چون غيرت داريد&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=4078"&gt;http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=4078&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در باب این مقاله روزنامه کیهان که در مورد بنده نوشته شد و در واقع یک پرونده سازی آشکار برای بنده بود باید نکته ای را متذکر شود . زمان نشر مقاله همان است که در نوشتار بالا ذکر شد . اما به دلیل ضعف فنی مسئولان سایت روزنامه کیهان در بالای آن تاریخ روز باز کردن لینک درج می شود . این را گفتم تا احیانا این تصور پیش نیاید که لینک مذکور برای همان روز باز کردن لینک است .&lt;br /&gt;3- نتیجه جستجوی کلمه امپریالیسم در دانشنامه ویکی پدیا&lt;br /&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;4- ما هستيم، بی عملی و مشکلات خلقيات ايرانی، علی کلائی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085717.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085717.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;5- برادر حسين پرونده ساز! به خدا شکايت خواهم کرد، علی کلائی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bbs.netbirds.com/proxy/index.php?q=aHR0cDovL25ld3MuZ29veWEuY29tL3B"&gt;http://bbs.netbirds.com/proxy/index.php?q=aHR0cDovL25ld3MuZ29veWEuY29tL3B&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;vbGl0aWNzL2FyY2hpdmVzLzIwMDkvMDEvMDgyMjEwLnBocA%3D%3D&amp;amp;hl=3ed&lt;br /&gt;6- لطف دوستان امیر کبیر را در ارتباط با همان پرونده سازی کیهان بخوانید . شاید جالب باشد&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به کیهان دست بردار نیست: ای مشارکتی، ضدانقلاب، ملی مذهبی، صهیونیست، مارکسیست، تحکیم وحدتی، بی غیرت، عصبانی!" href="http://www.autnews.us/archives/1387,10,00015698"&gt;کیهان دست بردار نیست: ای مشارکتی، ضدانقلاب، ملی مذهبی، صهیونیست، مارکسیست، تحکیم وحدتی، بی غیرت، عصبانی!&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1387,10,00015698"&gt;http://www.autnews.us/archives/1387,10,00015698&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;· با توجه به اینکه در لحظه کار کردن این مقاله بنده نقد آقای کوروش گلنام (http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/085879.php) را نیز در خبرنامه گویا رویت کردم ، به همین دلیل و با اجازه دوستان و همراهان تنها به نقد ایشان پاسخ خواهم داد . سعی دارم که به دلایل شخصی ، فکری و استراتژیک از دو طرفه شدن بحثها و سخنها خودداری کنم . امیدوارم دوستان و همراهان بار سخن و بحث پیرامون این مسئله را به دوش کشند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و السلام علی من اتبع الهدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086129.php"&gt; مطلب بالا در خبرنامه گويا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در همين رابطه :&lt;br /&gt;&lt;h3 class="title2"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/society/archives/085929.php"&gt;از جنبش ملی ما نيستيم تا چگونه گنجشک را رنگ کنيم و به جای قناری به مردم بيندازيم&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086128.php"&gt;پاسخ به نوشتار ف. م. سخن در مورد جنبش ملی ماهستيم، پريش پاهکين&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;h3 class="title2"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/086130.php"&gt;چند کلمه درباره يک طنزنوشته و واکنش آقای شهرام همايون، ف. م. سخن&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/085922.php"&gt;برگزاری جلسه رسیدگی به پرونده ی 10 فعال جنبش زنان، تغییر برای برابری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به کمپین بین المللی حقوق بشر: خطر شکنجه دانشجویانی که در وضعیت بی ارتباط با دنیای خارج، زندانی هستند" href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020611" rel="bookmark"&gt;کمپین بین المللی حقوق بشر: خطر شکنجه دانشجویانی که در وضعیت بی ارتباط با دنیای خارج، زندانی هستند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/04/post_12122.php"&gt;کناره گيري خاتمي؛ نتيجه نگاه به بالا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2849"&gt;گرامیداشت صد و بیست و هفتمین زادروز دکتر محمد مصدق&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;________________________&lt;br /&gt;&lt;a href="http://iranprison.blogspot.com/2009/04/blog-post_04.html"&gt;پروانه عزیز دعوت بنده را برای نوشتن اجابت کرده است . ممنونم از این عزیز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;برای نگاشته بقیه دوستان نیز لحظه شماری می کنم&lt;br /&gt;به حمد الله بقیه دوستان وارد میدان شدند . بخوانیدشان&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sabkeirani.blogfa.com/post-31.aspx"&gt;جنبش از راه دور&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://farari.blogfa.com/post-73.aspx"&gt;مناظره کننده های بزرگ&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;!-- end header --&gt;           &lt;a name="107"&gt;&lt;/a&gt;   &lt;div class="title"&gt;&lt;a href="http://www.yedafe.blogfa.com/post-107.aspx"&gt;يك شوي خنده‌دار به نام "ما هستيم"&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mahastimtv.blogfa.com/post-1.aspx"&gt;رضا شصتچي را هم بخوانيد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-8419339653840638067?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/8419339653840638067'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/8419339653840638067'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/04/blog-post.html' title='تا سیه روی شود هر که در او غش باشد – نقدی بر پاسخ پریش پاهکین'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-4248468705080018139</id><published>2009-03-29T07:38:00.000-07:00</published><updated>2009-04-02T05:44:32.345-07:00</updated><title type='text'>ما هستیم ، بی عملی و مشکلات خلقیات ایرانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مارکس در ابتدای کتاب هجدهم برومر نکته ای را متذکر می شود . نکته ای که از هگل وام می گیرد و کاملترش می کند . او می گوید (از قول هگل) که تاریخ دوبار تکرار می شود و بعد خود کاملش می کند که بار اول به صورت تراژدی و بار دوم به صورت کمدی .&lt;br /&gt;این سخن می تواند یک درس باشد و یک هشدار . هر امری ، هر واقعه ای و هر مکانی در شرایط تاریخی و به تعبیر شریعتی در جغرافیای حرف خویش رخ می نمایاند و تعمیم آن به شرایطی دیگر امری است نادرست .&lt;br /&gt;رهبری در تبعید نیز از این قاعده مستثنی نیست . در تاریخ ایران و در صده اخیر ما رهبر در تبعید شاید یکی بیشتر نداشته ایم . آقای خمینی این نقش را در تاریخمان بازی کرد و دیدیم آنچه شد .&lt;br /&gt;امروز اما یکی دیگر از شخصیت های سیاسی برون مرز ایران در تلاش است که این نقش را برای بار دیگر به عهده بگیرد . او که یکی از نیروهای سیاسی موثر رژیم گذشته ایران بوده با تلاشی پیگیر و با استفاده از تریبونهای متعدد می خواهد به این امر دست یازد و رهبری خویش را بر ایرانیان تحمیل کند .&lt;br /&gt;او همچنین مدعی جنبشی است که نام ما هستیم را بر روی آن نهاده است .&lt;br /&gt;سخن زیر ناظر بر نقدی است بر این جنبش به عقیده بنده ناقص الخلقه و صوری .&lt;br /&gt;حرکت ما هستیم در چند ساله اخیر نفوذ بسیاری را در میان توده های ایرانی داشته است . دیوار نوشته های تهران به صورت نمونه ، نمودار این نفوذ و گستردگی آن است . اما آیا این مثلا جنبش امری حقیقی است یا تحمیل رسانه ای است که ساخت امپریالیستی بر اساس مطامع خود و برای منحرف سازی جنبش دموکراسی خواهی در ایران تدارک دیده است ؟ و دلیل این همه نفوذ این مثلا حرکت چیست ؟&lt;br /&gt;چند نکته در این میانه حائز اهمیت است . اولا رهبر یک جنبش لزوما نه تحمیلی و رسانه ساخته که درون جوش و مردم ساخته است . رهبر از میان جنبش می جوشد . نه اینکه خود ایجاد کننده جنبش باشد . ثانیا شهرام همایون از مدافعین نظامی بوده است که توسط همین مردم ساقط شده است و هیچ ملتی را نمی توان سراغ گرفت که آنچه که خود بیرون انداخته دوباره بپذیرد .&lt;br /&gt;شهرام همایون دارای پیشینه ای مشخص است . او از مدافعان حاکمیت پهلوی بوده و هست . قبل از پیروزی انقلاب نیز از مدافعین همین نظام بوده است . دقیقا در زمانی که حاکمیت استبدادی پهلوی در حال کشتار و جنایت و شکنجه های وحشیانه بود .&lt;br /&gt;شهرام همایون امروز مدعی دموکراسی است . مدعیان دموکراسی می بایستی در گذشته خود اثبات کرده باشند که مدافع حقیقی دموکراسی هستند . این اثبات نیز از گذشته ایشان نمودار می شود . مدافع حکومتی که یکی از وحشیانه ترین دیکتاتوری های زمانه خود بود . مدافع حکومتی که ایجاد کننده حزبی است که تصمین کننده دیکتاتوری است و رئیس حکومت دیکتاتوری اعلام می کند که یا عضو حزب شاه ساخته شوید و یا از مملکت بروید ! چنین انسانی چگونه می تواند مدعی دموکراسی باشد ؟ آیا از گذشته خود اظهار پشیمانی کرده ؟ او که هر روز بیشتر مدافع فرزند همان خاندان می شود ، چگونه می تواند مدعی دموکراسی باشد ؟ آیا هزاران کشته پهلوی اول و دوم را کسی قادر است از صحنه تاریخ ایران پاک کند ؟ کجای تاریخ دموکراسی توسط تحکیم کنندگان نظام دیکتاتوری و ورثه دیکتاتور ساقط شده ایجاد شده که ایران دومین آن باشد ؟&lt;br /&gt;اما یک سوال اساسی ! چرا مردم ایران اینگونه از این حرکت استقبال می کنند ؟ این به چند نکته روانی در اخلاق و روان ایرانیان بر می گردد که باید ذکر شود . یادمان نرود زنده یاد جمال زاده در خلقیات ایرانیان و همچنین مرحوم مهندس بازرگان در ناسازگاری ایرانی به نقد خلقیات و روان ایرانی دست زده اند . ملی گرایی نه این است که هنر نزد ایرانیان است و بس . بلکه این است که با حفظ علقه های ملی و میهنی و نقد خود و مردم خود برای پیشرفت ایران تلاش کرد و گامی به پیش نهاد . همانگونه که مصدق بزرگ کرد و تبدیل به رهبر مردم ساخته ملی ابدی ایرانیان شد .&lt;br /&gt;مردم ایران به لحاظ حافظه تاریخی فقیر اند . زود یادشان می رود که در روزگار پیشین چه بر سرشان گذشته است . این مردم یادشان رفته است که در رژیم پهلوی در همه ابعاد چه روی داده است . در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع چه بر سرشان گذشت و به چه دلیل انقلابی بس عظیم در ایران انجام شد . انقلابی که اگر چه مصادره شد اما حقیقتی انکار ناپذیر بوده و هست . انقلابی و محمد حسنین هیکل از آن به عنوان یک جنبش انسانگرایانه جهانی از آن یاد می کند . البته انقلابی که به دلیل نابخردی رهبران و غفلت توده ها مصادره شد و به تاراج رفت .&lt;br /&gt;مردم عزیزمان قدری کودک انگاری دارند . به دلیل حافظه تاریخی فقیرشان سریع به امری دل می بندند و سریع از امری دیگر دل می کنند . هرچند قبلا تجربه اش کرده باشند . مردم ما از هراس مار غاشیه به افعی می خواهند پناه ببرند . قبلا هم چنین امری روی داده است . حمایت توده ها و مردم از آغاز استبداد رضا شاهی در پس هرج و مرج روزگار ما بعد مشروطه نمونه ای بارز از این مسئله است . این مردم فراموش کرده اند که با وجود جنایات نظام ولایی ، نظام شاهی نیز خود از جنایت مبرا نبوده است . کشتارها و وابستگی های خفت بار رضا شاهی ، کودتای ننگین 28 مرداد که محمد رضا پهلوی اعتراف می کند که شاهنشاهیش را مدیون نظام امپریالیستی غرب و آمریکاست . آمریکایی که جنایاتی چون شیلی آلنده ، ویتنام ، عراق و افغانستان و ... در کارنامه خود دارد . پس از کودتا نیز کشتار 15 خرداد ، سال 50 تا 56 و شکنجه ها و تبعید ها و نقش های آشکار حقوق بشر را در کارنامه خود دارد .&lt;br /&gt;اما باز چرا اینگونه مردم عزیزمان متمایل به این حرکت شده اند ؟ این را باید در میان پاتریمونیالیسم وبر جستجو کرد . ((از نظر ماکس وبر پاتریمونیالیسم حاکمیتی سیاسی است که یک خاندان پادشاهی، قدرت را از طریق یک دستگاه عریض و طویل اداری به صورت اجبار آمیز اعمال می کند. وبر پاتریمونیالیسم را به طور عمده برای تحلیل زندگی سیاسی کشورهای خاور میانه توصیه می کند.&lt;br /&gt;شکل ابتدایی این نوع از سیادت، با اعمال قدرت با اعمال قدرت یک رییس قبیله که یک دستگاه اداری را پی ریزی می کند، به وجود می آید. در سنخ شناسی رژیم های سیاسی وبر، باید میان پاتریمونیالیسم و سلطانیسم فرق گذاشت. سلطانیسم اصطلاحی است که برای توصیف نظام های سنتی، بویژه درخاورمیانه، سلطانیسم حالت افراطی پاتریمونیالیسم است که درآن سلطه برپایه اراده شخص قرار گرفته است و بالاترین مقام حکومتی( شاه، حاکم، رییس، ...) از تمامی قید وبندهای نظام سنتی آزاد است، از این رو، او به جای اعمال قدرت رسمی / قانونی، شبکه روابط وفادارانه و چاکرمنشانه، و وابستگی های خصوصی شبکه اصلی ارتباطات در این نظام است. ویژگی های اصلی پاتریمونیالیسم عبارتنداز:1. دیوانسالاری سیاسی و اداری به صورت کامل به مثابه ابزار خصوصی درانحصار شاه است و حاکم درراس هرم سیاسی- اقتصادی قرار می گیرد.&lt;br /&gt;2. حاکمیت سیاسی یک جانبه شاه تحت رژیم پاتریمونیال، زمینه رشد نظام سرمایه¬ داری ناقص دلال صفت است؛ از این رو، رژیم پاتریمونیال برخلاف فئودالیسم، تعهدی نسبت به حفظ مرزها و فعالیت های اجتماعی ندارد. پاتریمونیالیسم بدون منازع درصحنه اجتماعی حضور دارد.3. تفاوت نظام اداری پاتریمونیال با دیوانسالاری عقلانی درابهام مرزهای حوزه عمومی و حوزه خصوصی درپاتریمونیالیسم است.))&lt;br /&gt;مردم ایران بیش از هفت هزار سال تاریخ آریایی میترایی خود ذیل حکومتهای شاه پدرانه زندگی کرده اند . حکومتهایی که شاه در آن پدر ملت ، ظل الله و سایه خدا و نماینده خدا بر روی زمین برای بهبود امور بوده است . در زمان صفویان و سیطره گفتمان شیعی ، شاهان صفوی این را در خاندان خود در اوج کردند . و البته ترکیب شاه و آخوند نیز برای شرعی شدنش استفاده شد . شاه عباس کلب آستان ولایت شد و البته حافظ شریعت شیعی . حافظی با شمشیر و حفاظتی با کشتار و خون . و توجیه توسط مجلسی ها . توجیه خون ریزی توسط اخوند دباری .&lt;br /&gt;مردم ما در آستانه انقلاب 57 نیز درست به دلیل همین روحیه تاریخی بود که ولایت پذیر شدند و این بار با وحدت حاکم – فقیه و جمع شدنش در یک فرد این پدرسالاری اجتماعی بار دیگر احیا شد .&lt;br /&gt;در روحیه ایرانیان در طول تاریخ این ملک دو نهاد بوده اند که حضوری و سیطره ای تاریخی داشته اند . سلطنت و روحانیت . در زمان انقلاب 57 و به دلیل عدم حضور دیگر نیروها و غیبت ایشان و انقضای ذهنی نهاد سلطنت ، این نهاد روحانیت بود که با بر عهده گرفتن هر دو نقش حکومت و فقاهت و تجمیعشان در یک فرد ، جایگزین نظام شاهی شد . اما در طول سی ساله اخیر و بد تدبیری و ظلم حکومت ولایت فقیه ، بار دیگر به دلیل همان حافظه قلیل تاریخی ، نظام شاهی در اذهان تقویت می شود .&lt;br /&gt;به نظر می رسد امثال شهرام همایون و ما هستیمی ها از همین معضلات تاریخی روحیه ایرانی به نفع خود سود می جویند و به جای درمان و برای راندن خر مراد خویش به دنبال تقویت این مشکلات هستند .&lt;br /&gt;ما هستیم حرکتی صوری بر مبنای خطاهای اخلاق و منش ایرانی است . حرکتی که در واقع بار دیگر تقویت کننده این نظریه است که ارتجاع جاده صاف کن امپریالیسم است . این بار اما ارتجاع شاه محورانه می خواهد منافع امپریالیستها را تامین کند .&lt;br /&gt;اما مقصر کیست ؟ به نظر می رسد مقصر مدعیان حضور و فعالیت اجتماعی است که با خالی کردن عرصه زمینه ساز چنین انحرافات سیاسی ای هستند . مدعیان و به قول معروف دم کلفت های سیاسی اپوزسیون ایرانی که به حرف خود پایند نیستند و مرد عرصه سخن اند و نه عمل . آرمان گرایان دیروز که امروز نشستگانند در حقیقت مقصر ایجاد موجهایی از قبیل ما هستیم یا موج هخا و هخا ها هستند .&lt;br /&gt;به نظر می رسد این خلا اجتماعی فضای خوبی را برای اینگونه موجها فراهم آورده است . اما باید متوجه بود و با روشنگری توده ها و انجام رسالت روشنفکری به اینگونه انحرافات پایان داد .&lt;br /&gt;منابع : &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;۱. سايت شهرام همايون &lt;a href="http://shahramhomayoun.com/"&gt;http://shahramhomayoun.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;۲. جامعه در بطن سياست &lt;a href="http://www.fasleno.com/archives/001054.php"&gt;http://www.fasleno.com/archives/001054.php&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;۳. سايت های خروجی از پويش ما هستيم در موتور جستجوی گوگل&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.google.com/search?hl=fa&amp;amp;q=%D9%85%D8%A7+%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85&amp;amp;lr"&gt;http://www.google.com/search?hl=fa&amp;amp;q=%D9%85%D8%A7+%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85&amp;amp;lr&lt;/a&gt;=&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085717.php"&gt;لینک مطلب بالا در گویا نیوز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/04/085790.php"&gt;پاسخ به نقد وارده بر جنبش ما هستيم، در مقاله علی کلايی، پريش پاهکين نشر داده شده در خبرنامه گویا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در همین رابطه بخوانید &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;1- &lt;a href="http://sunflowerinlove.blogfa.com/post-70.aspx"&gt;آرمین عزیز - آفتابگردان عاشق&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;2-&lt;a href="http://www.1mynotes.blogfa.com/post-21.aspx"&gt; امیر هادی انواری گرامی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;___________________________&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنچه در بالا خوانده اید امری است از سوی دوست و برادرم &lt;a href="http://www.1mynotes.blogfa.com/"&gt;امیرهادی انواری&lt;/a&gt; عزیز در نقد ماجرای ما هستیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنده نیز دوستانی را برای نقد این شبه جنبش صوری که جامعه ما را در بر گرفته دعوت می کنم :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- &lt;a href="http://www.goftaniha.org/"&gt;گفتنی ها - امیر فرشاد ابراهیمی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- &lt;a href="http://www.negaraan.blogspot.com/"&gt;نگران - عمار ملکی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- &lt;a href="http://fardayevatan.blogspot.com/"&gt;مسافر - عطیه وحید منش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- &lt;a href="http://1mira.blogfa.com/"&gt;میرا قربانی فر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5-&lt;a href="http://www.abdorezaahmadi2.blogfa.com/"&gt; حقوق بشر - عبدالرضا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- &lt;a href="http://www.i-anima.blogspot.com/"&gt;آنیما - علی عبدی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- &lt;a href="http://armansorkh.blogfa.com/"&gt;آرمان سرخ - امیر امیرقلی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- &lt;a href="http://jomhour.info/"&gt;جمهور - مهدی محسنی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9- &lt;a href="http://havari4.blogfa.com/"&gt;حواری خورشید - هژیر پلاسچی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10- &lt;a href="http://danesh-sorkh.blogspot.com/"&gt;دانش سرخ - سعید حبیبی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11- &lt;a href="http://www.mellimazhabiha.blogfa.com/"&gt;ملی مذهبی - فرزاد مشیری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;12-&lt;a href="http://negahebihejab.blogfa.com/"&gt; نگاه بی حجاب - اشکان منفرد&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;13-&lt;a href="http://iranprison.blogspot.com/"&gt;IRANPRISON - پروانه وحید منش&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;14- &lt;a href="http://shahidayeshahr.blogfa.com/"&gt;مهرداد رحیمی - ققنوس&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;15-&lt;a href="http://kelash.persianblog.ir/"&gt;کلاشینکف دیجیتال - بهمن هدایتی &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;16- &lt;a href="http://www.neweslahchi.blogfa.com/"&gt;کورسو - مرتضی اصلاحچی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و تمامی دوستان همراه و همرزم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_____________________________&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085704.php"&gt;امضای بين المللی بيش از ده‌هزار تن برای آزادی رکسانا صابری، شهرزاد نيوز&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085712.php"&gt;اخراج ده ها کارگر کارخانه ريسندگی و بافندگی شاهو، مجموعه فعالان حقوق بش&lt;/a&gt;ر&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085703.php"&gt;کميته حقوق بشر انجمن اسلامی اميرکبير: شکنجه ۹ دانشجوی دربند پلی تکنيک نقض کرامت بشری است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085697.php"&gt;آخرين وضعيت عاليه اقدام دوست در زندان اوين، کميته گزارشگران حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.libanonchat.org/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5zY2hyci5uZXQvc3BpcC5waHA%2FYXJ0aWNsZTM3OTE%3D"&gt;به یاد از امیدرضا میرصیافی /نامه عباس خرسندی از زندان اوین&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="https://www.salam-democrat.com/spip.php?article21826"&gt;&lt;strong&gt;نامه جمعی از وبلاگ نویسان ایرانی به آیت الله خامنه ای در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-4248468705080018139?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4248468705080018139'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4248468705080018139'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_4316.html' title='ما هستیم ، بی عملی و مشکلات خلقیات ایرانی'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-4268076729079234242</id><published>2009-03-29T04:49:00.000-07:00</published><updated>2009-03-30T04:20:18.964-07:00</updated><title type='text'>به کدامین گناه کشته شد ؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;روزی و روزگاری است . زمین هست . آب هست . خدا هست . اما انسان نیست . هنوز نفهمیده ام چرا آن قادر متعال این انسان ظلوم جهول را خلق کرد ؟ هنوز فهمیده ام چرا آل بنی امیه و آل بنی عباس را امروز بر ما مسلط کرد ؟ چرا ما سکوت کردیم ؟ چرا نفهمیدیم ؟ چرا به جنایت و وحشت رسمیت دادیم ؟ چرا نفهمیدیم ارتجاع جاده صاف کن امپریالیسم است ؟ چرا هشدار ها را جدی نگرفتیم ؟ چرا فریب خوردیم ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;نسل قبلی و نسل ما باید پاسخ دهد که چرا ؟؟؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چرا&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;تصویر زیر را ببینید . زنده یاد شهید امید رضا میرصیافی . او انسان بود . انسان بودن در رژیم ولایت مدار جرم است آخر&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مطلب زیر را بخوانید تا با او بیشتر آشنا شوید . او که دیگر نیست . اما یادش هست&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="https://www.salam-democrat.com/spip.php?article21766"&gt;&lt;strong&gt;یادی از امید رضا صیافی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;...&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;او بسیار مهربان بود و در زمینه موسیقی هم خیلی سواد خوبی داشت. امید رضا بیش از حد حساس و عاطفی بود. برای او هم مثل همه باور کردنی نبود و نمی تونست باور کنه که چطور ممکنه بخاطر یه مطلب که جنبه طنز داشته اون هم در وبلاگی که شاید بیست خواننده هم نداشت یک نفر را به جرم اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رهبری متهم کنند و به دو سال و نیم زندان محکوم کنند او همیشه در تماس هاش می گفت من تحمل زندان را ندارم. بارها از اوین به من زنگ زد اولین بار باور نکردم که از اوین هست پرسیدم مگه ممکنه که از اوین زنگ بزنی؟ گفت بله من در بند مالی هستم و یه تلفن عمومی هست که میشه با کارت تلفن زنگ بزنی! خیلی تعجب کردم. این هم بخشی از پارادوکسی که در جامعه ایران هست. من از او خواستم که زنگ نزند چون ممکنه برای خود او مشکل ساز بشه ولی او نه تنها به من بلکه به دو سه دوست دیگر در خارج از کشور زنگ می زد.&lt;br /&gt;آخرین تلفن او چند روز قبل از مرگش بود. به من می گفت تقاضای مرخصی دادم که عید با خانواده ام باشم و همش می گفت دعا کن که عید به من مرخصی بدن. چون من تحمل ندارم عید را در زندان باشم. من هم که همش دلداریش می دادم و گفتم نگران نباش حتما عید مرخصی می گیری و امیدوارم که بتونی عید را با خانواده ات سپری کنی.... ولی متاسفانه عید را در خواب ابدی سپری کرد...جدا چه کسی مسئول این مرگ های مشکوک هست؟ مگر امید رضا چه کرده بود؟ بیشتر مطالبش در باره موسیقی بود. او عاشق تورج نگهبان بود و آرزوی دیدار او را از نزدیک داشت. بعد از مرگ تورج نگهبان خیلی دلمرده شد. این عکس ها را که اینجا گذاشتم به همراه چند عکس دیگه از مراسم بزرگداشت تورج نگهبان را برای من دو سه ماه پیش قبل از اینکه زندان بره فرستاد زمانی که حکم دادگاه را گرفته بود ...همراه عکس ها در ایمیل نوشت این عکس ها را می فرستم شاید یه روزی این عکس ها مورد استفاده قرار گرفتند! راستش نمی خواستم عکس ها را بذارم ولی فکر کردم او خودش عکس ها را داد و شاید به نوعی می دونست اگه بره زندان دیگه برنمی گرده و باید از عکس ها استفاده کرد... برای همین هم این دو تا را گذاشتم ...همش فکر می کنم من که با او از راه دور دوستی داشتم اینقدر این چند روز به من سخت گذشته بیچاره خانواده اش. امسال اگر به خاطر یه دوستی که یکی دو روز اول عید مهمانم بود، نبود حتی در جمع دوستانی که هر سال عید دور هم جمع می شوند هم نمی رفتم. عید خیلی بدی بود....من نمیدونم تا کی مردم ما باید هر سال مرگ و غم و اندوه را عیدی بگیرند. امیر حسین حشمت ساران هم یکی دیگر از همین مرگ های در زندان به دلیل عدم رسیدگی مسئولان زندان بود. واقعا نمیدونم چی بگم...&lt;br /&gt;چه عید بدی بود... امیدوارم که عیدهای بعدی همه سرشار از شادی باشه .... امیدوارم که همه زندانیان عقیدتی ـ سیاسی آزاد شوند و واقعا سال 1388 سال صلح و دوستی، سال احترام به عقاید و مذاهب مردم سال آزادی بیان و سال بهتری برای مردم ایران باشد.&lt;br /&gt;به امید آن روز&lt;br /&gt;یاد امید رضا و همه کسانی که جان خود را به نوعی در راه میهن از دست دادند گرامی باد!&lt;br /&gt;امروز درست یک هفته از مرگ مشکوک امید رضا میگذره. ضمن اینکه مرگ او و دو زندانی دیگه از ذهنم در این ایام عید نمیره به نوعی تازه تر هم میشه. واقعا به لینک ها و مطالب امیدرضا و سایت های موسیقی را که با چه عشقی درست می کرد نگاه کنید و بخونید چرا باید چنین کسی به زندان محکوم بشه و بعد به شکل عچیب و مشکوکی در زندان بمیره!&lt;br /&gt;من مرگ وبلاگ نویس و روزنامه نگار امیدرضا میرصیافی دوست و همکارم را در زندان اوین کاملا مشکوک می دونم و از همه وبلاگ نویسان خواهش می کنم که در اعتراض به مرگ مشکوک امیدرضا و رسیدگی و بررسی علت مرگش در زندان اوین در وبلاگ خود او به نام تریبون آزاد اعتراضشان را بیان کنند.&lt;br /&gt;http://persiantribune.blogspot.com/&lt;br /&gt;امید رضا یک بار وقتی از زندان زنگ زد پاس ورد فیس بوکش را به من داد تا نگاه کنم تا اگر اگه دوستانش براش پیامی گذاشتند بهش خبر بدم. اولین بار که تلاش کردم نتونستم وارد بشم و وقتی دوباره بعد از چند روز زنگ زد پرسید که آیا نگاه کردم گفتم نه نتونستم با نام تو رجیستر بشم بعد گفت اگر با ایمیل خودت که جی میل هست رجیستر هستی باید خارج بشی و بعد وارد بشی. دفعه بعد که خواستم این کار را انجام بدم پاس ورش را پیدا نکردم و چون روی یک تکه کاغذ نوشته بودم فکر کردم که اشتباهی دور انداخته شده. خیلی ناراحت شدم و در تلفن بعدی بهش گفتم. گفت اشکالی نداره. امروز دنبال چیزی در مدارک و کتابام می گشتم و دیدم که پاس ورد لای کتابی گذاشته بودم. با دیدن پاس ورد فیس بوک امید رضا دوباره دگرگون شدم ومرگش برام تازه تر شد. رفتم به سایتش در فیس بوک. خیلی غمگین بود دوستانش که بعضی ها هم احتمالا از دستگیری ش خبر نداشتند عید را بهش تبریک گفته بودند. عضو دو سه گروه در فیس بوک بود یکی به نام پرسپولیس که احتمالا طرفداران تیم پرسپولیس هستند و یکی هم به نام بچه های تهران! که برای کلاس زبان انگلیسی با هم در ارتباط بودند. خیلی دلم گرفت. به وبلاگ آخریش که در مورد موسیقی بود سرزدم ... این وبلاگ را همین اواخر دو ماه پیش درست کرده بود و همش از تورج نگهبان و یاحقی و ...نوشته بود.&lt;br /&gt;آخرین وبلاگ او به نام تریبون آزاد که در باره موسیقی بود.&lt;br /&gt;http://persiantribune.blogspot.com/&lt;br /&gt;اسم این وبلاگ را تریبون آزاد گذاشته بود. شعری از حمید مصدق چند روز قبل از دستگیری اش در وبلاگش گذاشته بود که اینجا کپی می کنم:&lt;br /&gt;روزگار ما به روایت حمید مصدق&lt;br /&gt;گفتم: بهار&lt;br /&gt;خنده زد و گفت:&lt;br /&gt;ای دریغ،&lt;br /&gt;دیگر بهار رفته نمی آید&lt;br /&gt;گفتم: پرنده؟&lt;br /&gt;گفت:&lt;br /&gt;اینجا پرنده نیست.&lt;br /&gt;اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست.&lt;br /&gt;گفتم:&lt;br /&gt;درونِ چشم تو دیگر...؟&lt;br /&gt;گفت:&lt;br /&gt;هرگز نشان ز باده مستی دهنده نیست.&lt;br /&gt;اینجا به جز سکوت، سکوتی گزنده نیست.&lt;br /&gt;ــــ ـ ــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ــــــ ـ ـــــ ـ ــــــ ـ ــــــ ـ&lt;br /&gt;امید رضا یک وبسایت برای زنده یاد تورج نگهبان طراحی کرده بود که آدرسش را هم در فیس بوک داده بود ولی زندان و مرگ تحمیلی اجازه به او نداد که وبسایتی را که به یاد هنرمندی که عشق عجیبی به او داشت را کامل کند.&lt;br /&gt;www.toorajnegahban.com&lt;br /&gt;او مدتی با سایت آرت موزیک در ایران کار می کرد و یکی از مسئولین سایت بود که اولین بار من هم از همین طریق با او آشنا شدم چون مصاحبه ای که با سیما بینا داشتم به نقل از منبع مصاحبه نقل کرده بود. امید رضا مصاحبه های خیلی خوبی با هنرمندان موسیقی ایران انجام داده بود لینک یکی از این مصاحبه ها که با کورش یغمایی بوده را اینجا می ذارم&lt;br /&gt;http://www.artmusic.ir/news/show.asp?Id=8668&lt;br /&gt;این هم لینک مصاحبه ای که من با سیما بینا داشتم و امیدرضا در سایت آرت موزیک گذاشته بود:&lt;br /&gt;http://www.artmusic.ir/news/show.asp?Id=8620&lt;br /&gt;این هم مصاحبه امید رضا با مجید درخشانی&lt;br /&gt;http://www.artmusic.ir/news/show.asp?Id=7868&lt;br /&gt;این هم یک مصاحبه دیگه از امید رضا با پری ملکی سرپرست گروه خنیا&lt;br /&gt;http://www.artmusic.ir/news/show.asp?Id=6930&lt;br /&gt;مصاحبه او با منصور تهرانی خواننده آهنگ یار دبستانی&lt;br /&gt;http://www.artmusic.ir/news/show.asp?Id=6492&lt;br /&gt;مصاحبه امید رضا قبل از دستگیری با سایت مجموعه فعالان حقوق بشر&lt;br /&gt;http://www.hra-iran.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=444:845&amp;amp;catid=156:47&amp;amp;Itemid=343&lt;br /&gt;واقعا این مطالب اقدام علیه امنیت ملی محسوب میشند؟&lt;br /&gt;یادش گرامی باد و به امید بررسی و پیگیری و مجازات عاملان مرگ او&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این هم تصویر او پس از مرگ و در کفن&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/omid-reza.jpg"&gt;&lt;img class="alignnone size-full wp-image-20295" title="omid-reza" style="WIDTH: 259px; HEIGHT: 373px" height="640" alt="omid-reza" src="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/omid-reza.jpg" width="480" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به کدامین گناه کشته شد ؟ بای ذنب قتلت ؟؟؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حالم خوش نیست . این جلادان به کسی رحم نمی کنند . پلی تکنیکی ها ! نریمان ، احمد ، مجید ، عباس ، محمد شوراب ، علی عبدی ، دلارام علی و همه و همه&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;می کشم . می کشم . آنکه برادرم کشت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به تصویری از پیکر زنده یاد امیدرضا میرصیافی (دیدن این تصویر به افراد حساس توصیه نمی شود)" href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020294" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;تصویری از پیکر زنده یاد امیدرضا میرصیافی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="https://www.salam-democrat.com/spip.php?article21790"&gt;واگذاری نیشکر هفت تپه به یک مقام حکومتی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="https://www.salam-democrat.com/spip.php?article21770"&gt;سارا نیکو: زندانهای جمهوری اسلامی افشاگر گوشه ای از جنايات رژيم! &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085656.php"&gt;شيرين عبادی: در تمام مراحل بازداشت دوازده تن از فعالان جنبش زنان، تخلف صورت گرفته است، تغيير برای برابری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085663.php"&gt;پی گيری خانواده ها برای آزادی بازداشت شدگان شش فروردين بی نتيجه ماند، تغيير برای برابری&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی امیرکبیر: شکنجه ۹ دانشجوی دربند پلی تکنیک نقض کرامت بشری است" href="http://www.autnews.us/archives/1388,01,00020303" rel="bookmark"&gt;کمیته حقوق بشر انجمن اسلامی امیرکبیر: شکنجه ۹ دانشجوی دربند پلی تکنیک نقض کرامت بشری است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-4268076729079234242?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4268076729079234242'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4268076729079234242'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_29.html' title='به کدامین گناه کشته شد ؟'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-4976102310878101906</id><published>2009-03-26T13:31:00.000-07:00</published><updated>2009-03-26T13:39:43.219-07:00</updated><title type='text'>تا رهایی همه مردم ایران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;زندانی درست کرده اند به وسعت همه ایران . در روزهای بندی بودنم مرتب از من سوال می شد که اینکه می گویی تا رهایی مردم ایران ، تا رهایی مردم ایران از چه ؟ می گویم از چه&lt;br /&gt;از نابرابری و ظلم و بی عدالتی . از بیداد و استبداد . از در بند شدن فرزندان پلی تکنیک که دیگر دارد دو ماه می شود زندانشان . از ظلمی آشکار که وقتی جماعتی به عید دیدنی خانواده های زندانیان می روند بازداشت شوند و سر از کلانتری نیلوفر در آوردند . از بی خردی آشکار نیروی انتظامی که خود را به دست جماعتی امنیت بان داده که بی پروا بازداشت کنند و زندان افکنند فرزندان ایران را .&lt;br /&gt;از قتل زندانیان در بند . رهایی از اینکه دیگر امید رضا های صیافی را نبینیم که خود به زندان می روند و به قتل می رسند . دیگر امیر حسین های حشمت ساران نباشند که بندی می شوند . دیگر زندان نباشد . بند نباشد . آزادی باشد و برابری برای همه مردم ایران&lt;br /&gt;تا رهایی مردم ایران از استبداد . از ظلم و زور . از جباریت به نام دین و به کام گروهی خاص از جماعتی دستار بند .&lt;br /&gt;باز باید فریاد بزنیم که رهایشان کنید . جماعتی می رفته اند تا عید دیدنی کنند و عرض تبریک به خانواده های زندانیان و خانواده زنده یاد زهرا بنی یعقوب . باید بازداشت شوند تنها به جرم برابری خواهی و آزادی طلبی . انگار هنوز خلیفه است که می گیرد و می بندد و زندان می افکند . بنی عباس و بنی امیه گری به طایفه نیست . به رفتار است که اینان دارند .&lt;br /&gt;این بار اما قربانیان باز نام دارند . علی عبدی که جوانی عزیز است و محجوب . برادری گرامی چونان محمد شوراب . عزیزانی چون امیر رشیدی و بانوان گران یادی چون خدیجه مقدم ، فرخنده احتسابیان ، دلارام علی ، لیلا نظری ، محبوبه کرمی ، این خواهر عزیز و مهربان که جز برابری برای انسانها به نام دیگری سخن نمی گوید و تنی چند که نامی از ایشان نیست ، اما یادشان هست . اینان را گرفته اند به جرم عید دیدنی ! در نظام ولایت فقیه عید دیدنی جرم است . دید و بازدید از خانواده زندانیان جرم است . نفس کشیدن و انسان بودن جرم است . همه باید سربازان مطیع ولایت باشیم حتما از دیدگاه آقایان ! سربازانی که انسانیت مان را به مقام معظم ایشان فروخته باشیم و روباتهایی باشیم دست و پا بسته و خفه شده !&lt;br /&gt;اما وجهی دیگر از اینان ! انگار این امنیت بانان تعطیلی ندارد کارشان ! خاطرم هست که بازجوی من حداقل جمعه ها را برای خانواده اش می گذاشت ، نه بازجویی من . اما انگار این جماعت بازجو که دانشجویان عزیز و گرامی پلی تکنیکی را بازجویی می کنند ، تعطیلی ندارند ! خبر می رسد از بازجویی های دهشتبار و شکنجه . می دانید ! زندانی جز زیر فشار روانی به لکنت زبان نمی افتد . راستی ! اینان مدعی دینی هستند که می گوید باید حق مظلوم از ظالم بدون لکنت زبان ستانده شود . آن دین کجا و این مدعیان خلافت کجا ! اسلام ولایت کجا و اسلام حقیقت و آزادی و برابری کجا&lt;br /&gt;باید بدون لکنت زبان حق را گفت . همه مان از مذهبی و غیر مذهبی . با هر مشی و مرام . باید مبارزه کرد تا رهایی مردم ایران . زنده باد آزادی و برابری . گسسته باد زنجیر استبداد و خودکامگی&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1-      شماری از فعالان حقوق زنان در تهران بازداشت شدند، تغيير برای برابری و راديو فردا&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085556.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085556.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2-      &lt;a title="پیوند همیشگی به ادامه بازجویی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تعطیلات نوروز" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODgsMDEsMDAwMjAxNzM%3D"&gt;ادامه بازجویی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در تعطیلات نوروز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به گزارشگران بدون مرز خواهان تشکیل کمیسیون مستقل برای بررسی قتل وبلاگ نویس جوان امیدرضا میر صیافی در زندان است" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODgsMDEsMDAwMjAxODc%3D" rel="bookmark"&gt;گزارشگران بدون مرز خواهان تشکیل کمیسیون مستقل برای بررسی قتل وبلاگ نویس جوان امیدرضا میر صیافی در زندان است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085545.php"&gt;سازمان عفو بين الملل: دانشجويان در ايران با سرکوب و بازداشت مواجه هستند، اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این هم جنایتی دیگر : &lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 15px; TEXT-INDENT: 5px; FONT-FAMILY: Times New Roman; TEXT-DECORATION: none" href="http://chrr.us/spip.php?article3777"&gt;علی بادوزاده، زیر شکنجه‌ی نیروهای امنیتی جان باخت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-4976102310878101906?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4976102310878101906'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4976102310878101906'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_26.html' title='تا رهایی همه مردم ایران'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-3275117093950007617</id><published>2009-03-22T13:00:00.000-07:00</published><updated>2009-04-01T09:34:37.253-07:00</updated><title type='text'>خدایی هست که بی اذن او برگی بر زمین نمی افتد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;صبح بلند می شویم . هفت و نیم صبح است . با خانواده و سوار بر ماشین و به سمت همدان و بعد برنامه این است که برویم خرم آباد . بقیه اش را هم خدا کریم است .شاید اندیمشک و شاید برگشت از سمت شیراز . نمی دانم . قرار بود ببینیم چه می شود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ده و نیم صبح است . روز اول فروردین . ساوه را رد کرده ایم و صد کیلومتر مانده به همدان . ناگهان !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;لاستیک عقب سمت راست ماشین که هم تیوب لس بود و هم نو می ترکد . ماشین به این سو و آن سو می رود . همان چرخ پنچر شده در خاکی می افتد و بعد چپ می کنیم و دو بار چرخش ماشین . آن سو تر و در میانه گل ناشی از بارانی که دارد می آید می مانیم . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سریع پیاده می شویم . به حمد الله همه سالم اند . تنها سر پدرم قدری بریده با شیشه که اورژانس البته پس از یک ساعت می آید و &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پانسمان می کند .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پدر و مادر و خواهرم را نیروی انتظامی به اولین پناهگاه یعنی هلال الحمر تجرک از توابع فامنین همدان منتقل می کند . من می مانم و ماشین&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بالاخره امداد خودرو می آید . ماشین را بکسل می کنیم تا قرار گاه اسکان هلال احمر تجرک . شب است می خوابیم و صبح می آییم تهران . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آنچه در بالا خواندید واقعیت داشت . فقط می توانم بگویم لطف خدا بود که همه ما زنده و سلامتیم . آنچه روی داد می توانست به یک فاجعه برای من و خانواده ام بدل شود .اما خب ! به حمد الله به خیر گذشت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خلاصه مسافرتی که هنوز شروع نشده بود تمام شد . برگشتیم به تهران با تمامی پلشتی های روزگارش و تمامی خوبیهای عزیزان همرزم و همدردش &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;شکر می گویم یگانه هستی بخش را که همه ما را کنف حمایت خود محفوظ می دارد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این را گفتم که بدانید حادثه خبر نمی کند . اما خدایی هست که بی اذن او برگی بر زمین نمی افتد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گزارش تصویری تصادف !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i41.tinypic.com/fu2hp3.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 287px; HEIGHT: 207px" height="255" src="http://i41.tinypic.com/fu2hp3.jpg" width="340" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;لاستیک ترکیده پس از باز کردن . کاملا گلی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i44.tinypic.com/bim32d.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 280px; HEIGHT: 204px" height="255" src="http://i44.tinypic.com/bim32d.jpg" width="340" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بخش آسیب دیده . محل . اثرات ضربه کاملا مشخص است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i41.tinypic.com/2cg0qrl.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 278px; HEIGHT: 217px" height="255" src="http://i41.tinypic.com/2cg0qrl.jpg" width="340" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حمل با جرثقیل . بعد از تعویض لاستیک ترکیده برای بازگشت به تهران . ببینید به چه روزی افتاده . باز هم خدا را شکر &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i41.tinypic.com/30uwhup.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 284px; HEIGHT: 206px" height="255" src="http://i41.tinypic.com/30uwhup.jpg" width="340" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;وقتی فکر می کنم بابام این زیر بوده بدنم می لرزه . اگر یکم این ضربه بیشتر بود ... . نمی خوام بهش فکر کنم . نمی خوام&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i39.tinypic.com/jt55x1.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 257px; HEIGHT: 181px" height="242" src="http://i39.tinypic.com/jt55x1.jpg" width="323" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این اولی قشنگ تره یا پشت سریاش ؟؟؟ ما تو اولی بودیم :D&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;____________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خبر رهایی دوستان تحکیمی و خانواده ایشان خوشحالم کرد .البته سه نفری در بند اند هنوز که آنها نیز با تودیع قرار وثیقه رها می شوند . ظاهرا پروژه بازداشت توسط نیروی انتظامی بوده نه اطلاعات و وزارت فخیمه . همچنین بازپرس و بازجو متین راسخ که فکر می کنم اسمش سید مجید متین راسخ است از دوستان تحکیمی مان دلجویی کرده ! نمی دانم ! حقیقت با عقل جور در نمی آید . از این سو این همه پلی تکنیکی و چپ و دانشجو را بگیرند و یک ماهی است که در بند دارند و از آن سو شورای مرکزی تحکیم را نیروی انتظامی بگیرد ، آنهم بیخ اوین و بعد آزاد کند البته با قرار وثیقه . بعد متین راسخ دلجویی هم بکند ! دوستان تحکیمی هشیار باشند . آمار کاسه های زیر نیم کاسه را باید گرفت عزیزان !&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085420.php"&gt;آزادی 7 تن از بازداشت شدگان لحظه تحویل سال نو، ضرب و شتم بازداشت شدگان توسط پلیس امنیت، ادوارنیوز&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/news/032009news/3003bazdashti.htm"&gt;سخنگوی کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه: بازداشت های اخیر در مقابل زندان اوین محکوم است&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/news/032009news/2203tahkim.htm"&gt;اطلاعیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت درباره بازداشت خودسرانه اعضای شورای مرکزی و خانوده ایشان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به مراسم ختم امیدرضا میرصیافی در تهران برگزار شد" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODgsMDEsMDAwMjAwNDg%3D" rel="bookmark"&gt;مراسم ختم امیدرضا میرصیافی در تهران برگزار شد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یادش به خیر این همرزم عزیزمان را &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 15px; TEXT-INDENT: 5px; FONT-FAMILY: Times New Roman; TEXT-DECORATION: none" href="http://www.chrr.us/spip.php?article3759"&gt;مرگ امیدرضا میرصیافی به روایت عباس خرسندی( هم اتاقی اش)&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به دادستان زندان: «شما بگو ما حالمان خوب است»؛ نحوه تماس دانشجویان نشان دهنده فشار مضاعف بر روی آنهاست" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODgsMDEsMDAwMjAwMjU%3D" rel="bookmark"&gt;دادستان زندان: «شما بگو ما حالمان خوب است»؛ نحوه تماس دانشجویان نشان دهنده فشار مضاعف بر روی آنهاست&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-3275117093950007617?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3275117093950007617'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/3275117093950007617'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_22.html' title='خدایی هست که بی اذن او برگی بر زمین نمی افتد'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-1037942816468716578</id><published>2009-03-20T13:14:00.000-07:00</published><updated>2009-03-20T13:32:07.099-07:00</updated><title type='text'>برپا خیزیم و از جا کنیم بنای کاخ دشمن را</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;یا مقلب القلوب و الابصار&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یا مدبر اللیل و النهار&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یا محول الحول و الاحوال&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حول حالنا الی احسن الحال&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ای دگرگون کننده شناخت ها و شناسایی ها&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ای مدیریت کننده روز و شب&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ای تحویل دهنده روزگار و روزگاران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روزگار ما را به بهترین روزگار تحویل فرما&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به روزگار برابری و ازادی برای همه خلقها &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کاش می توانستم بگویم امسال عید نداریم . نوروزمان پیروز نیست . عیدمان مبارک نیست . وقتی هنوز فرزندان پلی تکنیک در بند اند . وقتی هنوز عزیزان چپ اندیش مان در بند اند .وقتی حشمت ساران را کشتند و هنوز 40 امش نشده . وقتی هنوز سوم و هفتم میرصیافی نشده . وقتی بلاگری را می کشند . وقتی پدری را می کشند . وقتی اوین را زندان انسانها می کنند . وقتی جلاد ارتجاع می کشد و می بندد و هنوز هم تنوره می کشد . وقتی دیو هنوز هست . وقتی شب هنوز هست&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هوا دلپذیر شد گل از خاک بر دمید . کاش کرامت بود هنوز . کاش می دید که هنوز به آنان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می کنند نمی توان بهاران را خجسته باد گفت . هنوز استبداد هست . دیکتاتور هست . هنوز قلم را می کشند . زبان را از پس حلقوم به در می آورند . هنوز هم جنایت می کنند جلادان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دلم گرفته است و می خواهم داد بزنم . اشک و داد و درد این روزها همراهمان است . رژیم جلاد ولایی هم گولاک دارد و هم آشویتس . ربطی ندارد و فرقی هم نمی کند نامش چه باید . هیتلر . استالین یا هر چیز دیگری . مگر اصلا قرون وسطی تکرار شدنی نیست ؟ مگر کتاب سوزی هنوز نیست ؟ مگر قتل روشنفکران نیست ؟ مگر قتل اندیشه داران نیست ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ساعت سال تحویل است . می روند تا سال را پشت دیوار اوین تحویل کنند . نتوانستم بروم . اولین نوروز پس از مادر بزرگم بود و من در بهشت زهرا قطعه 254 . اما وقتی تماسی داشتم با عزیزی گرانقدر و خواهری بزرگوار به من گفت که چه شد &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به حمله نیروهای امنیتی به هفت سین خانواده های دانشجویان در بند و  دانشجویان در مقابل اوین، ۱۰ نفر تاکنون بازداشت شدند" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTk5NjE%3D" rel="bookmark"&gt;حمله نیروهای امنیتی به هفت سین خانواده های دانشجویان در بند و دانشجویان در مقابل اوین، ۱۰ نفر تاکنون بازداشت شدند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دژخیم نمی خواهد بپذیرد که ما هنوز انسانیم . می خواهم همنان داغدارمان کند . دوستی گفت که عیدی سال 88 است این بازداشت وحشیانه . اما من می گویم که این بهاری است که آغاز شده . هر چه بیشتر بکشند به زمان مرگ حکومت جبارشان نزدیک تر می شود . بکشید ما را . مطمئن باشید که مردم ما و خلق ایران بیدار تر می شود و زمانی خون فرزندان ایران در خون خفه خواهد کردتان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;درد و داغ و خشم و فریاد و اشک . نمی دانم چه کنم . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باید بر این رژیم جنایت کار شورید . باید شورید . با قلم و با توان . با اندیشه و با عمل&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به انان که با قلم تباهی دهر را به چشم جهانیان پدیدار می کنند &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در این سال جدید باید برپا خواست و از جا کند بنای کاخ دشمن ضد آزادی و ضد برابری را&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کاش سال 1388 خورشیدی سال رهایی و آزادی و برابری برای خلق ایران باشد . اگر بخواهیم که خداوند هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان بخواهند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;__________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;از صبح اول فروردین به مسافرت می روم . حداکثر یک هفته . امر خانواده است و من مطاع امر که بر الوالدین توصیه دیانتم است . اما باز می گردم . امید که باز گردم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به کارت تبریک سال نو برای دانشجویان دربند" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTk5MzY%3D" rel="bookmark"&gt;کارت تبریک سال نو برای دانشجویان دربند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به انتقال محمد پورعبدالله، دانشجوی زندانی به زندان قزل حصار" href="http://www.enlg.cn/PHPproxy-PHPproxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTk5MjY%3D" rel="bookmark"&gt;انتقال محمد پورعبدالله، دانشجوی زندانی به زندان قزل حصار&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-1037942816468716578?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1037942816468716578'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1037942816468716578'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_20.html' title='برپا خیزیم و از جا کنیم بنای کاخ دشمن را'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-6589788258300136002</id><published>2009-03-18T11:51:00.000-07:00</published><updated>2009-03-18T12:02:56.962-07:00</updated><title type='text'>شرمگین ما بی شرفها</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;باز دوباره یک قتل . دوباره یک اهل قلم را در اوین کشتند . دوباره یکی از فرزندان تبار قلم را در اوین به قتل رساندند تا ثابت کنند که نظام ولایی با اندیشه و قلم مخالف است . با فکر مخالف است و می خواهد شبانی باشد بر رمه هایی که گوسفند وار جز به فرمان شبانشان کاری نمی کنند .&lt;br /&gt;دوباره خبر سخت است و سنگین . امیدرضا میرصیافی، وبلاگ‌نویس و روزنامه‌نگار صبح امروز در زندان اوین فوت نمود. این صبح امروز یعنی صبح چهارشنبه 28 اسفند . یعنی انسانی در یک صبح نزدیک عید نوروز تنها به جرم عقیده اش جان یه جان آفرین تسلیم می کند و می میرد . یعنی انسانی تنها به جرم نفس کشیدن به قتل می رسد .&lt;br /&gt;گزارش پزشکی می گوید . او دچار افسردگی شدید بود . قرص پروپرانول خورده بود . آنهم به تعدادی زیاد . چه کرده بودند با این جوان 28 ساله که مجبور می شود اینگونه برا&lt;img height="100" src="http://hrairan.org/images/SitePhoto/mirsiyafi-icon.jpg" width="121" align="right" border="0" /&gt;ی پایان زندگیش تلاش کند ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;اصلا به چه دلیل او به بند افکنده شده بود ؟ آقایان حاکم به کدامین حق تنها به دلیل نقد رهبران نظام او را به دو سال و نیم زندان محکوم کرده اند ؟ مگر آقایان خمینی و خامنه ای معصوم اند که نتوان از ایشان انتقاد کرد ؟ مگر علی فریاد نمی زند که من بالاتر از این نیستم که خطا کنم ؟ مگر یکی از اساسی ترین مشکلات دیکتاتورهای تاریخ این نبوده و نیست که خود را فرا انتقاد می دانند و انتقاد از خود را توهین تلقی می کنند ؟ مگر یکی از اصلی ترین خصوصیات دیکتاتورهای تاریخ انتقاد ناپذیر بودن نیست ؟&lt;br /&gt;امید رضا صیافی به قتل رسید . درست است که او خود تصمیم به حذف فیزیکی خود گرفت ، اما یادمان نرود که شرایط را در زندان ، ماموران نظام ولایی آماده کردند . اصلا یک سوال ! آنهمه قرص پروپانول در دست یک زندانی چه می کرده ؟ کدام بهیار و پزشک بی خردی این همه قرص را در اختیار فردی قرار داده که مشکل افسردگی شدیدش امری تائید شده است ؟&lt;br /&gt;امید رضا نیز مانند من یک وبلاگ نویس بود . او نیز مانند من متهم به تبلیغ علیه نظام بود . آقایان هیات حاکمه ! من را نیز بکشید . چرا که اگر من و امثال من زنده بمانیم تیشه ای خواهیم بود بر ریشه نظام ظلمتان که جر قتل مخالف چیزی نمی فهمد و نمی داند . مبارزی خواهیم شد برای نجات اسلام عزیز از چنگال شمایان که جز خیانت به این دیانت کار دیگری ندارید .&lt;br /&gt;امید رضا صیافی به قتل رسید . کم کاری کردید و او را کشتید . حشمت ساران را نیز همینطور و بسیاری را مانند آنها . اما بدانید با خون تک تک اینان سیلی خواهد شد و بساط ظلمتان را خواهد شست . مطمئن باشید که این وعده تاریخ است &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="http://i42.tinypic.com/2wr10sm.jpg" src="http://i42.tinypic.com/2wr10sm.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;اما شما مدعیان دروغین اصلاح و تغییر و قدرت طلبان بی صداقت ! امیر حشمت ساران در زندان مرد . امید رضا صیافی نیز همینطور . اما شما به بازی قدرتتان مشغولید و از انسان غافل . دروغ می گویید که برای نوع انسان مبارزه می کنید . نوع انسان از شمایان پلید که مرگ انسانها نیز به دردتان نمی آورد بیزار است .&lt;br /&gt;مولایم علی فریاد می زد و از مردن بر سر کشیدن خلخال از پای زنی یهودیه که در ذمه اسلام است سخن می گفت . امروز باید صد بار مرد که اینچنین هموطنانمان در بند حکومت ولایی به قتل می رسند و ما ساکتیم . شرمگین ما بی شرفها که اینچنین نشسته ایم و اینان می کشند و می کشند .&lt;br /&gt;شرمگین ما بی شرفها&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سخن از ماندن و ماندنها نيست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سخن از رفتن هم نيست&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;سخن اين است كه خاكستر تو&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;تخم رزم آور ديگر باشد&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1- &lt;a href="http://hrairan.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=730:254&amp;amp;catid=143:107&amp;amp;Itemid=201"&gt;فوری : امید رضا میرصیافی روزنامه نگار و وبلاگ نویس در زندان جان باخت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2- &lt;a href="http://hrairan.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=731:254&amp;amp;catid=143:107&amp;amp;Itemid=201"&gt;گزارش پزشکی مرگ امیدرضا میرصیافی در زندان اوین&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;3- &lt;a href="http://hrairan.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=444:845&amp;amp;catid=156:47&amp;amp;Itemid=343"&gt;گفتگو با امیدرضا میرصیافی، حکم زندان به اجرای احکام ارسال شده است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;4-امید رضا صیافی در ویکی پدیا&lt;br /&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D9%81%DB%8C&lt;br /&gt;________________________________&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به خانواده های دانشجویان زندانی در پشت دربهای اوین منتظر ملاقات فرزندانشان" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019853"&gt;خانواده های دانشجویان زندانی در پشت دربهای اوین منتظر ملاقات فرزندانشان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://hrairan.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=729:15&amp;amp;catid=143:107&amp;amp;Itemid=201"&gt;سالنامه اسامی زندانیان سیاسی ایران ، ویژه سال 1387&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://hrairan.org/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=728:254&amp;amp;catid=154:589&amp;amp;Itemid=361"&gt;فراخوان به تجمع نوروزی مقابل زندان اوین&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-6589788258300136002?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6589788258300136002'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6589788258300136002'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_18.html' title='شرمگین ما بی شرفها'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-6748322747701093197</id><published>2009-03-17T09:12:00.000-07:00</published><updated>2009-04-01T09:23:05.744-07:00</updated><title type='text'>انصراف در راستای حضور</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;قبل از آغاز سخن ابتدا چند نکته را تذکر می دهم&lt;br /&gt;اما بعد&lt;br /&gt;بالاخره در تاریخ 26 اسفند 1387 و پس از آن همه تلاش و فعالیت و تشکیل ستاد و حرکاتی اینچنین ، س&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/17659/"&gt;ید محمد خاتمی که زمانی سخن از ایستادن چو شمع بر می آورد از کاندیداتوری ریاست جمهوری انصراف داد &lt;/a&gt;. آنچه در ذیل می آید ، کنکاشی است در پاسخ به این پرسش که چرا خاتمی با وجود این همه فعالیت و تلاش انصراف داد یا به تعبیر برخی مجبور به انصراف شد .&lt;br /&gt;همانطور که در بیانیه انصراف خاتمی نیز مشاهده می شود ، خاتمی زمانی چنین اعلام کرده بود که در صورت حضور در عرصه انتخابات ، یا او و یا میر حسین موسوی در این انتخابات حضور پیدا خواهند کرد . پس از حضور میرحسین بنده و جمعی از دوستان به این می اندیشیدیم که میر حسین پس از مدتی انصراف داده و به عنوان معاون اول خاتمی به فعالیت ادامه خواهد داد و در حقیقت همان پست نخست وزیری را در ساختاری جدید خواهد پذیرفت . اما خب ! اعتراف می کنم که این تحلیل نادرست از آب در آمد . ما به این نکته توجه نکرده بودیم که اصلاح طلبان حکومتی در سیر مابعد سال 84 خود و پس از شکست آن سال ، تلاش دارند که به استاندارد های اصول گرایی مورد پذیرش اصول گرایان نزدیک شوند . در گام اول و در کنگره جبهه مشارکت به طور مشخص مشاهده شد که با حذف سید رضا خاتمی که از طیف تند روهای اصلاح طلب حکومتی بود ، محسن میر دامادی که از خط امامی های جبهه مشارکت است جایگزین او شود . با وجود اینکه در آن کنگره جوانان مشارکتی تلاش بسیاری کردند که عبدالله رمضانزاده که از همان طیف تندروهای اصلاح طلب حکومتی بود جایگزین دکتر رضا خاتمی شود ، اما نظر عقلای مشارکتی بر این قرار گرفت که قدرت درون حزبی به عنصری خط امامی و تشکیلات محور مانند میردامادی تعلق بگیرد . در کنار این تحول در جبهه مشارکت ، در مجاهدین انقلاب نیز شاهد تحولاتی بودیم . آرمین و نبوی که در ستاد مشاورین دکتر معین نقشی اساسی داشتند و در آن جبهه دموکراسی محور وعده داده شده معین قرار بود حاضر شوند (نگارنده از هر دو پرسیده بود و هر دو نیز تائید کرده بودند) ، پس از شکست در انتخابات با فراموش کردن این مسئله اولا که به انکار این مسئله پرداختند و از معین برای تشکیل جبهه مورد نظرش که وعده داده بود حمایت نکردند و ثانیا از هم نشینی با نیروهایی مانند ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ها که در هنگام انتخابات از معین حمایت کرده بودند نیز خودداری نمودند. حتی بحثهایی در میانشان طرح شد که چرا در طول 8 سال اخیر (76 تا84) از گذاردن تصویر آقای خمینی (یا به قول ایشان امام خمینی) بر بالای سرمان خودداری کرده ایم.&lt;br /&gt;به هر تقدیر موج تلاش برای نزدیک شدن به گفتمان اصول گرایی در میان اصلاح طلبان حکومتی بالا گرفت . از آن سو شیخ مهدی کروبی نیز در تلاش بود تا خود را عنوان جریان اصلی اصلاح طلبی به اصول گرایان حاکمیت تمام یافته معرفی کند . خبرسازی های او علیه مشارکت و مجاهدین انقلاب که هر از گاهی به تیتر یک کیهان و یا خبر اول 20:30 بدل می شد را در راستای همین پروژه می توان ارزیابی کرد .&lt;br /&gt;این روند تا روزهای آغاز سیل تبلیغاتی اصلاح طلبان حکومتی برای انتخابات ریاست جمهوری خرداد 88 ادامه یافت . در این مقطع کروبی که به نوعی مدعی اصلی این جریان نئواصلاح طلبی به شمار می رفت و در طول این سالها حزب و روزنامه هم پیدا کرده بود ، به صورتی تمام قد وارد میدان شد و مدعی در دست گرفتن ریاست جمهوری شد و حتی دوباره سخن 50 هزار تومانیش را تکرار کرد . خاتمی نیز که عنوان کاندید اصلی جریان اصلاح طلبی پیشرو (اما در کادر حکومت ولایی) قرار داشت نیز با تردیدهای فراوان و تلاش نیروهای حاشیه اش وارد میدان می شود .&lt;br /&gt;در میان این کورس رقابتی درون جریانی اما میر حسین موسوی نیز پس از رایزنی های بسیاری که یکی از اصلی ترین آنها رهبر فعلی یعنی آقای خامنه ای بود با اعلام حضور وارد میدان میشود. خاتمی نیز که زمانی اعلام کرده بود که یا من می آیم و یا میر حسین ، با حضور میر حسین علنا حضور خود را منتفی دید و از صحنه کنار رفت . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="299" alt="http://www.etemaad.ir/Released/87-10-24/1-2.jpg" src="http://www.etemaad.ir/Released/87-10-24/1-2.jpg" width="218" /&gt;&lt;br /&gt;اما جریان را چگونه می توان تحلیل کرد .&lt;br /&gt;به نظر می رسد این کناره گیری و ادامه حضور میرحسین و کروبی را راستای همان همراهی این جریان اصلاح طلب حکومتی با اصول گرایان سنتی تفهیم نمود. خاتمی هرچه تلاش کرد نتوانست خود را به این جریان نزدیک کند .حتی وقتی اعلام کرد که اولویت اول او در این دوره مسائل اقتصادی است هم باز توان تائید گیری از مراجع قدرت اصول گرای سنتی درون قدرت ایران به پیدا نکرد . او به هر حال رئیس جمهوری بود که در دوران او اعتراضاتی علیه اصل نظام و رهبری آن صورت گرفته است . تیر ماه 78 ، بازداشت ملی مذهبی ها در سال 80 و شکل گیری علنی این جریان ، قدرت گیری جریانهای دانشجویی که در کنار آن جدا شدن تحکیم از سیطره معنوی حاکمیت و همچنین شکل گیری جریانهای چپ دانشجویی قرار دارد و وقایعی این چنین در دوران خاتمی روی داد . البته امری که واضح و مبرهن است این است که خاتمی خود از حامیان این گونه وقایع نبود . او در سال 80 و در مقطع بازداشت نیروهای ملی مذهبی رئیس جمهور ایران بود و هیچ کاری در حمایت از این نیروهای در بند نکرد . در مقطع تیر ماه 78 و در بسیاری مقاطع به گفتن دروغهایی علنی متوسل شد تا جریان اعتراضی را علیه بنیانهای نظام ولایی ایجاد شده بود ، مهار کند . اما به هر حال داشتن مسئولیت ریاست جمهوری در این دوران حساس که نتیجه تاریخی حدود بیست سال حکومت ولایی و تجمیع قوای معترض بود و اعتراض آنان (که البته اعتماد نادرست نیروهای مخالف را به این اصلاح طلبان حکومتی به دنبال داشت) خود برای خاتمی در پیشگاه اصول گرایان سنتی حاکم بر نظام ولایی خبطی بزرگ و گناهی نا بخشودنی بوده و هست . در طی این روزهای کاندیداتوری نیز خاتمی هر چه تلاش کرد نتوانست این وضعیت خود را در مقابل آقا بالاسرهای نظام اصلاح کند و حتی تلاش او منجر به تهدید به مرگش توسط روزنامه کیهان شد . (که جریان در خبرها و مطالب منعکس شد)&lt;br /&gt;در مقابل اما کروبی سابقه بس روشن در کنار آمدن با اصول گرایان دارد . او دقیقا و در زمانی که در میان درگیری های درون حکومتی ، اصول گرایان نیاز به برخورد با مشارکتی ها و یا مجاهدین انقلابیها را دارند ، با گفتن حرفی یا انجام عملی خوراک تبلیغاتی را برای ایشان فراهم می کند . همچنین در پیشینه او جلوگیری از طرح اصلاح قانون مطبوعات با حکم ولایی نیز دیده می شود .&lt;br /&gt;موسوی نیز وضعیت مشابه دارد . او که نخست وزیر مورد وثوق آقای خمینی بوده ، بیست سالی است که در حاشیه به سر می برد و تعداد اظهار نظرهایش به تعداد انگشتان دو دست نمی رسد . در هر دوره انتخاباتی (از 76 تا امروز) اولین گام تلاش برای اصلاح طلبان حکومتی ، تلاش برای قانع کردن میرحسین برای ریاست جمهوری بود . تلاشی که البته همیشه ناکام می ماند . در این دوره اخیر اما در ابتدا مانند قبل تلاشی آنچنان صورت نگرفت . اصلاح طلبان پیشرو حکومتی از این مطلب سخن راندند که با توجه به پیشینه موسوی در نپذیرفتن کاندیداتوری ، این بار نیز قبول نمی کند و ما به جای تلاش برای اقناع او به کار روی خاتمی و کاندید شدن او که محتمل تر نیز هست می پردازیم . در کنار این پروژه اما جمعی از دوستان میرحسین در تلاشی کمتر خبری برای طرح او در انتخابات می کوشند . علیرضا بهشتی که فرزند دکتر بهشتی است و پدر او کسی که مسئولیت روزنامه جمهوری اسلامی را به میرحسین سپرد و فرشاد مومنی (از مشاورین همیشگی میرحسین) و افرادی این چنین و کمتر اهل اظهار نظر علنی سیاسی برای طرح میرحسین به صحنه می آیند . اینان اما کسانی هستند که به گفتمان آقای خمینی پایبند بوده و از این ساختار خارج نیستند و همچنین از اصلاح طلبان پیشرو درون حکومتی مانند مشارکت و مجاهدین انقلاب درونی تر به حساب می آیند .&lt;br /&gt;همچنین اخیر و در تاریخ 24 اسفند ماه و در &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085140.php"&gt;اولین سخنرانی خود پس از اعلام رسمی کاندیداتوری&lt;/a&gt; در جایی سخنرانی می کند که هم محل سخنرانی و هم نوع سخنان خود گویای نوع درک میرحسین و منش اوست . میرحسین در حسینیه حجت نازی آباد تهران سخنرانی می کند . حسینیه ای که تحت نظارت یکی ای حاجی بازاری های تهران به نام حاجی گُل اداره می شود . خاطرم هست که در سال 76 و زمانی که من هم مانند دیگر نوجوانان برای ستاد خاتمی فعالیت می کردیم ، زمانی که من تراکت خاتمی را برای این حاجی بردم و از او اجازه خواستم تا آن را بر روی دیوار بیرونی حسینیه بچسبانم ،حاجی گل مخالفت کرد و البته پس از آن دیدم که تراکت ناطق نوری روی دیوار حسینیه و حتی درون ان خودنمایی می کرد . این حسینیه پاتوق اصول گرایان سنتی است که حتی عزاداریشان نیز عزاداری سنتی با تائید امثال کافی و دیگرانی مانند اوست . حال شاید بهتر بتوان حضور میرحسین را در این حسینیه تحلیل کرد . میرحسین که ژستی روشنفکرانه و البته مذهبی وارد میدان شده ، محل اولین سخنرانی خود را که معرف نوع رویکرد اوست در حسینیه سنت گرایان ولایت مدار می یابد .&lt;br /&gt;همچنین نگاهی به سخنان میر حسین در این مکان نیز مطالب بسیاری را روشن می سازد .&lt;br /&gt;میرحسین در این سخنرانی یا از اسلام ناب با قرائت آقای خمینی دفاع می کند و یا در باب مسائل اقتصادی و مشی منتهی به استقلال کشور (از دیدگاه خود) سخن می راند . هیچ سخنی در باب آزادی و برابری انسانها در سخنان میرحسین دیده نمی شود . در واقع پاشنه آشیل نظام ولایی که همان عدم وجود آزادی های مدنی و ظلم و نابرابری سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است در اندیشه های میرحسین جایی ندارد . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;با توجه به انچه گفته شد و پس از تشریح وضعیت این هر سه کاندیدای اصلاح طلب حکومتی ، اینگونه به نظر می رسد که کنار کشیدن خاتمی را در همان راستای نیل به سوی اصول گرایی جریان اصلاح طلبی حکومتی می توان تفسیر نمود .&lt;br /&gt;خاتمی در بیانیه انصراف خود تنها تاکید می کند که دلیل انصرافش حضور میرحسین است و برای وحدت میان اصلاح طلبان انصراف می دهد . در این مورد دو وضعیت وجود دارد . یا اینکه در دیدار چندی قبل او با میرحسین این دو با یکدیگر توافق کرده اند و همه اینها بازی انتخاباتی برای گرم کردن تنور است و یا اینکه میرحسین بدون هماهنگی با خاتمی اعلام به کاندیداتوری کرده است و در واقع در هم اندیشی بزرگان اصلاح طلب ، نتیجه این شده است که خاتمی با توجه به وضعیت دوران زمامداریش که توضیح داده شد به نفع میرحسین انصراف بدهد . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085235.php"&gt;میر حسین نیز در نامه ای خطاب به خاتمی&lt;/a&gt; بر این امر صحه می گذارد و تاکید می کند که راه خاتمی را و به قول خودشان ((راه درست اصلاحات)) را همراه با بازگشت به اصول به انجام برساند . در واقع ترکیب اصول گرایی و اصلاح طلبی و در حقیقت سر خم کردن در برابر تئوری اصول گرایی اصلاح طلب بودن که آقای خامنه ای مطرح کرده است . آیا جز چرخش به سوی اصول گرایان و نهاد رهبری و نفی نقد این نهاد امر دیگری در این نوع سخن گفتن مشاهده می شود ؟&lt;br /&gt;در واقع انچه در نهایت نتیجه می شود این است که دو کاندیدای اصلاح طلب حکومتی اصلی موجود در صحنه ، هر دو با تائید اصولگرایان در صحنه حضور دارند .&lt;br /&gt;در نهایت این را می توان نتیجه گرفت که اصلاح طلبان با انصراف خاتمی گامی دیگر به هم زیستی مسالمت آمیز با اصول گرایان نزدیک می شوند و در واقع هر دو برای بقای نظام ولایی با یکدیگر متحد می شوند . خاتمی نیز با این انصراف با تائیدی که از میرحسین انجام داده نشان می دهد که او نیز جز برای بقای نظام تلاش نمی کند .&lt;br /&gt;این مسئله تائیدی است بر این نظریه که کل این جریان اصلاح طلب حکومتی در هدف به مانند اصول گرایان بقای نظام و اقامه آزادی و برابری برای مردم ایران را در نظر دارند و این جابجایی مهره ها جز برای گرم کردن تنور انتخابات و تلاش برای حضور مردم در صحنه دلیل دیگری ندارد .&lt;br /&gt;خاتمی با وجود برخورد اخلاقی و وحدت محور در درون کادر نظام ، انصرافی را در راستای همان حضور خود ارائه می کند .همانطور که حضور او برای بقای نظام بود ، این انصراف را نیر در همان کادر دفاع از جمهوری ولایی می توان فهم کرد .&lt;br /&gt;و اینجاست که نیروهای فعال در صحنه موجود باید تصمیم گیری کنند .آیا ایجاد ایرانی آزاد و برابر در کادر قانون اساسی ولایت فقیه محور که در واقع ایجاد کننده جمهوری ولایی است امکان دارد یا خیر . با جواب به این سوال همه نیروها می توانند صف حضور خود را مشخص کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/news/032009news/1703kalai.htm"&gt;لینک مطلب در پایگاه اطلاعاتی نیروهای ملی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;________________________________&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085238.php"&gt;بازداشت‌‌های گسترده در قزوين، مجموعه فعالان حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085228.php"&gt;ديدار جوانان ستادهای خاتمی با عبدالله نوری، در پی انصراف خاتمی از کانديداتوری، فردا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/03/post_12070.php"&gt;من زندگي مخفي ندارم‏&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نامه سرگشاده به هاشمی شاهرودی برای آزادی دانشجویان تا پیش از سال نو" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019785"&gt;نامه سرگشاده به هاشمی شاهرودی برای آزادی دانشجویان تا پیش از سال نو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به دکتر سروش در دیدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت: جنبش دانشجویی باید آرمان دار و جنبش نقد استبداد باشد" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019721"&gt;دکتر سروش در دیدار با اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت: جنبش دانشجویی باید آرمان دار و جنبش نقد استبداد باشد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2651"&gt;دستمزد ۲۷۴۵۰۰ تومانی تحميل گرسنگی مطلق بر ميليون ها خانواده کارگری است&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2659"&gt;بیانیه و شادباش جبهه ملی ایران- اروپا &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;بمناسبت سالروز ٢٩ اسفند ١٣۲٩و نوروز ١٣۸٨ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این سری &lt;strong&gt;دادگاه می رویم&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 15px; TEXT-INDENT: 5px; FONT-FAMILY: Times New Roman; TEXT-DECORATION: none" href="http://chrr.us/spip.php?article3744"&gt;احضار علی کلایی به دادگاه انقلاب&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شماره 655-2009&lt;br /&gt;27 اسفند 1387&lt;br /&gt;کليد واژه ها : جامعه&lt;br /&gt;علی کلایی، وبلاگ نویس و فعال سیاسی، به دنبال احضاریه ای که امروز به دستش رسیده است، می بایست رو ز 20 اردیبهشت ماه جهت رسیدگی به اتهاماتش در شعبه 10 دادگاه انقلاب حاضر شود.&lt;br /&gt;کلایی از جمله افرادی بود، که سال گذشته در جریان بازداشت های گسترده دانشجویی در آذرماه، در تجمع دانشجویی در دانشگاه تهران بازداشت و به مدت 57 روز در بازداشتگاه 209 زندان اوین به سر برد.&lt;br /&gt;وی سپس با قرار وثیقه 80 میلیونی از زندان اوین آزاد شد.&lt;br /&gt;لازم به یادآوری است در آذرماه سال گذشته و پس از اعلام تجمع دانشجویان چپ در روز 13 آذرماه، نیروهای امنیتی در چند نوبت، بیش از 40 دانشجوی این طیف را در تهران و شهرستان ها بازداشت نمودند.&lt;br /&gt;گفتنی است، چندی پیش نیز روزنامه کیهان، با نوشتن مطلبی علیه علی کلایی ، وی را متهم به ارتباط با برخی گروههای مخالف نظام کرد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-6748322747701093197?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6748322747701093197'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/6748322747701093197'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_17.html' title='انصراف در راستای حضور'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-7128346311502284093</id><published>2009-03-15T10:38:00.000-07:00</published><updated>2009-03-17T15:37:37.415-07:00</updated><title type='text'>این سه برای توجیه آمده اند</title><content type='html'>&lt;p align="right"&gt;هنوز سه ماهی به خرداد 88 مانده . سه ماهی که در آن می توان کمی تعمق کرد بر این انتخابات ریاست جمهوری نظام ولایی . نظامی که در آن رئیس جمهور اصلاحات چی اش پس از 8 سال اعلام می کند که تدارک چی بوده و فریاد می زند که هدفش عزت رهبری است . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;اما این روزها ظاهرا بار دیگر تنور انتخابات در حال داغ شدن است . نمی دانم تا زمان انتخابات این تنور آنقدر داغ می شود که به قول ناطق نوری در سال 76 ، نان در تنور بسوزد یا نه ؟ اما آنچه ذهن را به خود مشغول می کند این است که آیا اصولا این بازی اصول گرا و اصلاح طلب امری حقیقی است و واقعا جماعتی هستند که می خواهند نظام ولایی که میراث آقای خمینی است را اصلاح کنند یا نه .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;بگذارید با این شیوه عمل کنیم . کسی که بخواهد نظام غیر دموکراتیک و ضد آزادی و برابری ولایی را اصلاح کند ، لزوما باید سابقه ای در این زمینه داشته باشد . سابقه ای که تضمین کننده صداقت او در این زمینه باشد . این بار اما برای انتخاب دهم ریاست جمهوری این جماعت اصلاح طلب با تمامی قوا وارد میدان شده اند . حتی می بینیم که نقاش باشی سابق که بیست سالی از فضای سیاسی ایران بدور بود نیز تمام قد به صحنه آمده و چپ و راست این سو و آن سو مصاحبه می کند و سخنرانی و از اصلاح طلبی مورد نظر خود سخن می گوید . از اسلام ناب دم می زند و فریاد می زند که می خواهد مجری معتقدان به اسلام ناب باشد . البته آنچه اظهر من الشمس است ، منظور او از اسلام ناب نه اسلام شریعتی و حنیف نژاد و طالقانی که اسلام آقای خمینی و ولایت فقیه محور است . اما خب ! به هر حال نامش را اسلام ناب می گذارد . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;از آن سو آقای خاتمی نیز همچنان در حال فعالیت است و هواداران او از عدم انصرافش داد سخن می دهند . سخن هم به گونه ای است که ظاهرا برنامه این است که خاتمی بماند و میر حسین نیز به عنوان معاون اول او مشغول به کار شود . خب ! آقایی که زمانی می نالید که تنها یک تدارک چی است دوباره می خواهد در صحنه ای حاضر شود که با آرای بیش از بیست میلیونی نتوانست از حد یک تدارک چی فراتر برود !&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;اما می رسیم به شیخ الیگودرزی یعنی مهدی کروبی . او که تبحر خاصی در بارعام دادن به خانواده های زندانیان سیاسی دارد ، همچنان بر سر موضع ایستاده و به هیچ وجه قصد کنار کشیدن ندارد . خب ! این شیخ هم که صاحب تریبون است و حزب و روزنامه . نباید هم کنار بکشد !&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;یک سوال ! آیا سابقه ای حضرات می تواند تضمین کننده صداقت در اصلاح طلبیشان باشد ؟ اصلا اینان می خواهند چه چیزی را اصلاح کنند ؟ آیا قصد اصلاح ظاهر نظام را دارند یا می خواهند بنیانا روابط ضد آزادی و برابری و خلافتی حاکم بر نظام ولایی را اصلاح کنند ؟ آیا به واقع آن آیه سوره مبارکه هود را می خواهند جامعه عمل بپوشانند که ان ارید الا الاصلاح ما استطعت ؟&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;بگذارید سیری در سوابق ایشان در سالهای دهه ای داشته باشیم که می تواند سنگ محک صداقتشان باشد . آری ! دهه شصت نظام ولایی پر از خون و ظلم است . دهه ای که جوی خون از اوین و گوهر دشت و زندانهای جمهوری اسلامی سرازیر می شود به کشتار مرداد و شهریور 67 منتهی می گردد .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;اما محمد خاتمی !&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;img alt="http://www.iran-press-service.com/ips/bm~pix/khatami3~s600x600.jpg" src="http://www.iran-press-service.com/ips/bm%7Epix/khatami3%7Es600x600.jpg" width="251" height="299" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;او در سالهای 57 تا 59 مسئولیت مرکز اسلامی هامبورگ را بر عهده داشت . مرکزی که به فرمان مرحوم آقای بروجردی تشکیل شد و بهشتی و مجتهد شبستری زمانی مسئولیت آن را بر عهده داشتند . در سال 60 و پس از خرداد ماه آن سال ، خاتمی به سمت سرپرستی روزنامه کیهان منصوب می گردد . به فرمان آقای خمینی . در همان زمانی که صد صد در اوین اعدام می شوند و بازرگان فریاد لزوم آزاد بودن انتخابات را سر می دهد ، خاتمی در روزهای 16 ، 18 و 19 مهر ماه 60 و درست در روزهای خون و مبارزه در زندان فحاشانه به بازرگان می تازد و گله می کند که تازه چرا دادگاههای انقلاب قاطعیت لازم را در برابر مخالفان به خرج نداده اند و چرا ریشه فساد (بخوانید مخالفت با حاکمیت ولایی آن زمان) را از بیخ و بن نخشکانیده اند ؟ دقت کنید ! منظور او از این خشکاندن نه برخورد فرهنگی که کشتار بیشتر در اوین و گوهردشت و دیگر زندانهای کشور است .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;در این مقاله های سه گانه سید محمد خاتمی، شمایی از سیمای او در اوایل دهه شصت نمودار می گردد. او در این مقاله ها از امیرانتظام با عنوان " جاسوس و مزدور آمریکا" یاد میکند، دولت موقت را به داشتن "بینش ناسازگار با انقلاب" و "سواستفاده از نام و عنوان وزارت" و مهندس بازرگان را به داشتن " نگرش آمریکایی" متهم می سازد واز بنی صدر را با عنوان خائن دیکتاتور مآبی که" آمریکا همه امیدش را به وی بسته بود"نام میبرد. مقاله خاتمی طیف متنوعی را از انواع و اقسام طعنه ها و تحقیرها نسبت به مهندس بازرگان دربر میگیرد تا آنجا که بازرگان در پاسخ به مقاله های خاتمی، او را شخصی مینامد که جز خالی کردن عقده ها و پراکندن کینه ها " نظری ندارد و مقاله اش " تماما در جهت لجن مال کردن و کینه توزی و انهدام و اعدام بر مبنای تضاد و تخاصم مارکسیستی "است.&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;پس این شاهکار این مدعی اصلاح طلبی در سال 60 ، او در سالهای 64 تا 68 وزیر ارشاد جمهوری اسلامی می گردد . دقیقا در سالهای سانسور و خفقان و به خصوص در شرایط سالهای پایانی جنگ . و البته این سمت او در دولت هاشمی نیز تداوم می یابد . زمانی با رهبری جدید پس از آقای خمینی اختلاف پیدا می کند و به کتابخانه ملی می رود تا در خرداد 76 با شعار اصلاح طلبی بر مسند ریاست جمهوری تکیه می زند .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;و البته ایشان در سالهای ریاست جمهوری خود که بنای اصلاح داشت نیز این رویه خود را ادامه می دهد . او لاجوردی را که همگان می شناسند سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگذار مردم می خواند . دقت کنید ! لاجوردی را . آنهم در سال 77 . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;گذشته اصلاح طلب مدعی ما این گونه است . دقیقا در زمان ابتلای خلق ایران ، ایشان در کنار کشندگان و سانسور کنندگان بود .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;نفر بعد میر حسین موسوی است !&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;img alt="http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/6/3/97614_280.jpg" src="http://www.asriran.com/files/fa/news/1387/6/3/97614_280.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href="http://storage.imageloop.com/content/d839c75d-ffff-1ec4-8b33-0015c5fd2ed5/rw506h380"&gt;&lt;/a&gt;&lt;p align="right"&gt;او که همشهری رهبری ثانوی نظام است ، از سال 57 تا شصت عضو شورای مرکزی حزب جمهوری است . حزبی که جز قبضه کردن قدرت و حذف همه نیروهای آن زمان عرصه سیاسی ایران هدف دیگری نداشت . و البته تنها عضو شورای مرکزی حزب نمی شود . بلکه با ارتقای درجه در سال 58 به ریاست دفتر سیاسی حزب جمهوری می رسد . او همچنین دبیر و مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی می شود که ارگان اصلی تبلیغاتی نیروهایی است که قرار است چند صباحی بعد با حذف همه نیروهای انقلابی حاضر در صحنه که شهدای بسیاری را تقدیم مردم ایران کرده اند زندانهای شاه را پشت سر گذارده اند ، به آرزوی حاکمیت بلامنازع خود جامعه عمل بپوشانند . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;آقای موسوی حدفاصل سالهای 60 تا 68 و دقیقا در سالهای خفقان و اعدام و همچنین سال کشتار 67 نخست وزیر دولت ایران است . نخست وزیری که ریاست دولت و همه اجرائیات ایران را بر عهده دارد و شاهد و شاید مجری همه این فجایع است و همچنین مورد حمایت تامه آقای خمینی است . این هم از اصلاح طلبی که از اسلام ناب سخن می گوید و گویی منادی رحمت و شفقت بوده است . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;مردی که اگر مجری نبوده ، حداقل شاهد خشونت ضد انسانی نظام ولایی در آن دهه کشتار و وحشت بوده است .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;نگاهی به دولت این آقا هم پندهای بسیاری را به همراه دارد . دولت اول او از این قرار است &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://i40.tinypic.com/k177s2.jpg"&gt;&lt;img style="width: 400px; height: 194px;" alt="http://i40.tinypic.com/k177s2.jpg" src="http://i40.tinypic.com/k177s2.jpg" width="507" height="299" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;دقت کنید . اسمها و چهره هایی مانند رفیق دوست ، ولایتی ، ری شهری ، عسگراولادی را در کنار بهزاد خان نبوی و سلامتی و معادیخواه می بینید . اینان همگی در سالهای خون و کشتار شریک بوده اند . تفاوتی ندارد . چه مدعی اصول گرایی و چه مدعی اصلاح طلبی&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;اما دولت دوم میر حسین &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://i44.tinypic.com/2poquk0.jpg"&gt;&lt;img style="width: 386px; height: 280px;" alt="http://i44.tinypic.com/2poquk0.jpg" src="http://i44.tinypic.com/2poquk0.jpg" width="407" height="299" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;این دولت نیز کم از دولت قبلی او ندارد . به اسمها دقت کنید . عبرت انگیز است . کاش حافظه تاریخی ما این اندازه ضعیف نبود .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;و اما آخرین نفر . شیخ الیگودرزی ! مهدی کروبی&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;img alt="http://www.irannewsagency.com/files/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C1.jpg" src="http://www.irannewsagency.com/files/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C1.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;در سال 58 و تنها یکسال پس از پیروز انقلاب او از شهر زادگاهش به سمت نمایندگی انتخاب می شود . در مجلس دوم از تهران کاندیدا می شود و به سمت نائی رئیسی مجلس (نائب هاشمی) می رسد . در طی این سالها جز تلاش برای توجیه اعمال حکومت ولایی کاری نمی کند و جزو تند روهای مجلس محسوب می گردد . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;همچنین او از سال 58 به فرمان آقای خمینی به تاسیس بنیاد شهید مبادرت می ورزد و همچنین در سال 64 سرپرست امور حجاج ایرانی ( به فرمان آقای خمینی) می شود . در سال 68 نیز عضو شورای بازنگری قانون اساسی است که ولایت فقیه را به ولایت مطلقه فقیه تغییر می دهد . کروبی در سال 66 و آن جمعه سیاه و کشتار حجاج ایرانی در بیت الله الحرام نیز سرپرست بوده است . البته در کنار او محسن میر دامادی امروز اصلاح طلب نیز حضور داشته است . چرا آن جمعه سیاه ایجاد شد ؟ این از سوالاتی است که باید پرده از اسرار برافتد تا مشخص گردد .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;نگاهی به کارنامه او بکنید . جز همکاری و همراهی با نظام ولایی چیزی نمی بینید . درست در سالهای خون و اعدام .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;این نگاه کوتاه چه چیزی را ثابت می کند ؟ آیا این مدعیان اصلاح با این سوابق درخشان ! می توانند اصلاح طلب باشند ؟&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;آنچه بر اساس سوابق این حضرات و حتی سخنان امروزشان می توان برداشت کرد این است که اینان جز برای توجیه نظام ولایی و ساختن چهره ای جهان پسند ( پوسته آرایی) هدف دیگری ندارند . اینان بارها و بارها به اعمال خود افتخار کرده اند و حتی یکبار هم نشد که به نقد گذشته خود بپردازند . گاهی بعضی از دوستان عزیزمان می گویند که اینان توبه کرده اند . یکی از مظاهر توبه اعتراف به اشتباهات و اعمال است . در کدام سخن اینان چنین کرده اند ؟ گاهی هم بعضی ازبزرگواران به مدل ماندلا اشاره می کنند که ببخش ولی فراموش نکن . اینان توجه نمی کنند که ماندلا زمانی چنین حرفی را زد که پیروز میدان و صاحب حکومت بود و از موضع قدرت به این کار دست زد . ماندلا و همچنین گاندی در زمان مبارزه به هیچ وجه اینگونه در مقابل کسانی که دستشان به خون آلوده بود سکوت نکردند . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;تغییر شجاعت میخواهد و صلاحیت . اینان با این سوابق روشن نه صلاحیت تغییر دارند و نه شجاعتش را . و البته اینگونه به نظر می رسد که اینان با به راه انداختن این بازی قدرت به همراه دوستان آشکار دیروزین و پنهان امروزین اصول گرا (بنیادگرا) یشان ، هدفی جز توجیه ساختار ظالمانه و ضد آزادی و برابری موجود که در واقع ساختاری ضد توحیدی است را ندارند . &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;کاش دوستان جوانمان عبرت می گرفتند . و ای کاش که حافظه تاریخی مان این اندازه ضعیف نبود . کاش به جای خوش باوری و محافظه کاری ، صراحت ، دقت و شجاعت را جایگزین کنیم .&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;منابع :&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;- ویکی پدیا – محمد خاتمی &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85%DB%8C&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;2- ویکی پدیا – میر حسین موسوی&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;3- ویکی پدیا – مهدی کروبی &lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;4- مقاله خاتمی و جوابیه بازرگان&lt;a href="http://www.box.net/shared/rg6uo2p0kg"&gt;http://www.box.net/shared/rg6uo2p0kg&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;5- خاتمی در شهریور 77: شهید لاجوردی سرباز سخت کوش انقلاب و خدمتگزار مردم بود.&lt;a href="http://enghelab-57.blogfa.com/post-45.aspx"&gt;http://enghelab-57.blogfa.com/post-45.aspx&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;6- ميرحسين موسوی: اسلام ناب از همه‌ نيروهای برجسته برای پيشرفت کشور بهره می‌برد، ايسنا&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085140.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085140.php&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085216.php"&gt;لینک مطلب بالا در خبرنامه گویا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;______________________________&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085147.php"&gt;دو سال زندان برای امير مصباح قاضی دانشجوی مهابادی، آژانس خبری موکريان&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/085143.php"&gt;ديدار ميرحسين موسوی و سيدمحمد خاتمی، ايسنا&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/17655/"&gt;انت‍‍خابات و گفتمان “مطالبه محور”&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/news/032009news/1303kanon.htm"&gt;کانون مدافعان حقوق بشر با توجه به نوروز و خطاب به مسئولان:&lt;br /&gt;دانشجویان زندانی را آزاد کنید&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a style="font-weight: bold; font-size: 15px; text-indent: 5px; font-family: Times New Roman; text-decoration: none;" href="http://www.chrr.us/spip.php?article3719"&gt;ادامه فشارها بر سندیکای فروشندگان جراید&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;زنده باد آزاد مرد ، مهندس طبرزی عزیز : &lt;a href="http://mohandestabarzadi.blogfa.com/post-975.aspx"&gt;نامه ی طبرزدی خطاب به خامنه ای&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر خطاب به اساتید دانشگاه" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019538" rel="bookmark"&gt;نامه سرگشاده انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر خطاب به اساتید دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;باز مردی دیگر از سلاله انسان روانه بند ارتجاع شد . برای رهاییش هستیم &lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;img alt="http://hesamfiroozi.blogfa.com/Photo/h/hesamfiroozi.jpg" src="http://hesamfiroozi.blogfa.com/Photo/h/hesamfiroozi.jpg" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به دکتر حسام فیروزی برای ۱۵ ماه حبس روانه زندان شد" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019482" rel="bookmark"&gt;دکتر حسام فیروزی برای ۱۵ ماه حبس روانه زندان شد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به “نهال آزادی” به امید آزادی دانشجویان دربند، در ۴ دانشگاه کشور کاشته شد" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00019443" rel="bookmark"&gt;“نهال آزادی” به امید آزادی دانشجویان دربند، در ۴ دانشگاه کشور کاشته شد&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2632"&gt;دنیای بی تهاجم و تحقیرم آرزوست &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.concealour.info/index.php?q=aHR0cDovL2F6aXphbnByZXNzLmJsb2dzcG90LmNvbS8yMDA5LzAzL2Jsb2ctcG9zdF8xNS5odG1s"&gt;تصاويري از تحويل جسد زنده ياد امير حشمت ساران به خانواده ش&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;یاد این شهید راه وطن گرامی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;_________________________&lt;/p&gt;&lt;p style="font-weight: bold; color: rgb(255, 0, 0); text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;ولادت پیامبر رحمت و رهایی ، رسول برابری و آزادی حضرت محمد مصطفی و همچنین ولادت امام و پیشوای دانش و اندیشه، حضرت جعفر ابن محمد الصادق را تمامی رهروان راه برابری و آزادی تبریک و تهنیت عرض می کنم . به امید نیل به هدف اساسی همه ادیان یعنی جامعه بی طبقه توحید&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;img style="cursor: -moz-zoom-in;" alt="http://tadidareyar.persiangig.ir/image/45.jpg" src="http://tadidareyar.persiangig.ir/image/45.jpg" width="333" height="299" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-7128346311502284093?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7128346311502284093'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7128346311502284093'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_15.html' title='این سه برای توجیه آمده اند'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-7312618923566612816</id><published>2009-03-08T10:19:00.000-07:00</published><updated>2009-03-11T02:02:15.588-07:00</updated><title type='text'>ای زن ! ای حضور زندگی</title><content type='html'>&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این روزها را که نگاه می کنی ، هر طرف را که می نگری امری بدیع را می بینی . آنچه میبینی را شاید چند سال پیش ، دو دهه پیش یا سه دهه یا بیشتر یا کمتر آن نمی توانستی ببینی . روبرویت را نگاه کن . آنجا را ! خواهری را ! همسری را ! مادری را ! زنی را ! دختری را !&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;نگاه کن . اینان مانند تو اند . انسان اند مانند تو ای مرد . ای حاکم . ای سوار بر سریر قدرت . اینان هم مانند تو اند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;نمی دانم . راستش را بخواهی هنوز نمی توانم بفهمم که چگونه می توانی این زن را جنس دوم بنامی ؟ مگر تو از دامان یک زن پرورش نیافتی ؟ مگر وجودت را و همه چیزت را مدیون او نیستی ؟ مگر دل در گرو او نداری ؟ پس چگونه به او اجازه می دهی که جنس دومش بخوانی و بر ساحت مقدسش اهانت کنی ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_yy1uDN_9WgQ/R9JLW6fTUwI/AAAAAAAAAC4/wiIOXWpBscM/s320/image011.jpg"&gt;&lt;img height="221" src="http://3.bp.blogspot.com/_yy1uDN_9WgQ/R9JLW6fTUwI/AAAAAAAAAC4/wiIOXWpBscM/s320/image011.jpg" width="310" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;ای مرد! ای حاکم ! ای انسان مذکر ! آهای ! با تو هستم . چشمهایت را باز کن . قدری از قبیلگی نفرت انگیزت فاصله بگیر . به خودت ، به زن ، نگاه کن . چه میبینی ؟ جز انسان ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;به قول دوبوار عزیز زنان ما زن به دنیا نمی آیند . زن می شوند . این تربیت زنانه است که ایشان را بدل می کند به ابزار دست تو . به لذتگاه تو . به زیر دست تو . و وای به حال آن روزی که این انسان آگاه شود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;این زن که آگاه می شود ، دیگر نمی توانی افسارش بزنی . دیگر نمی توانی یکی را دو تا کنی و دو تا را سه تا به بهانه شرع تا چهارش را برای خود مجاز بشماری . دیگر نمی توانی به فتوای آن مرتجع که در عصر فتحعلی شاه بی کفایت مملکت بر باد ده فریاد می زند که چون زن راه بازار گیرد ، او را بزنی . می دانی چرا ؟ چون او می داند کیست . آگاه شده به گوهر وجودیش . آگاه شده به انسان بودنش و دیگر ابزار دست تو مرد ، تو حاکم نمی شود . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;سالها بود که بهانه آزاد شدنش ابزار دست استثمار مدرن شده بود . به پا خواست . تمام قد ایستاد . مسلح شد به سلاح اندیشه و ایمان . فاطمه امینی ها داد و مرضیه اسکویی ها . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;انقلاب شد . شعار داده بودند که حجاب برایش اجباری نیست و برای اندیشه اش ارزش قائل اند . شعار داده بودند که زن قرار است به جایگاه واقعیش برسد . قرار نیست دیگر تمتعگاه مردان گردد . قرار نیست دوباره استثمار کهنه خانه نشینش کند . همانطور که استثمار نو بار نشین و کاباره نشینش کرده بود .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما خب ! دوباره شروع شد . فکر می کنم سال 58 بود . دوباره بازی از نو . اجبار و یا روسری و یا توسری . دوباره برای عقلانیتش ارزنی ارزش قائل نشدند و زدند و بردند و بستند و شکستند . آخر می دانی ! با پس گردنی با او تا کردند . این بار باید ابزار و حرث کهنه پرستانی می شد که خدای برابری طلب آزادی خواه را انحصار گرایانه به نفع خود مصادره کردند . همانطور که همه چیز را ، انقلاب را و اسلام را مصادره کردند . زن را نیز و ارزشش را نیز مصادره کردند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما نشکستی ای زن ! سرافراز بودی ای زن . در هر دو جبهه دفاع از میهن و دفاع از آزادی و برابری . هم در جنوب و غرب و هم در اوین و رجائی شهر . آزاده بودی و آزادگی را آموختی . یادش به خیر شریعتی شهید را ! می گفت و خطاب به بانویی چون زینب می گفت که او مردانگی در رکابش جوانمری آموخت . زینبی کردی و فاطمی بودی زن ایران . و هر چه این دیو استبداد و استثمار کرد ، خم به ابرو نیاوری . آفرین بر تو ای زن و نفرین بر تو ای مرد نامرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://i15.tinypic.com/4mx7lft.jpg"&gt;&lt;img height="221" src="http://i15.tinypic.com/4mx7lft.jpg" width="178" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما باز برخواستی . فریاد زدی ای زن که جهان دیگری ممکن است و جنبشی را راه انداختی و گفتی که این جنبش زاینده آن است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;زنده بادت که 22 خرداد را آبرو دادی . دیگر 22 خرداد هم می تواند در بین روزها ! مانند 4 خرداد و 29 خرداد و روزهای دیگر خرداد سر در سرها دربیاورد که آری ! در روز ما هم شهامتی شد مثال زدنی . بر روی زمین کشیده شدند ، اما بر سر اندیشه و آرمان ایستادند . زنده بادت ای زن . میبینی حاکم ! می خواستی منکوبش کنی . ببین چه عزتی یافته . ببین !&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;اما ای زن ! بگذار این گفتگوی ما را همان مرد حاکم که با او سخنم را آغازیدم بشوند و ببیند و بخواند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;تو برای انسانیت و آزادی و برابری آبرو خریدی . اما نکته را فراموش نکن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;در این ملک غم زده آنچه فراموش شده انسان است . انسان را ثمن بخس به تاراج داده اند . زندان را نگاه کن . زجه ها و عربده های مردان زندانی را در 209 و 325 و بندهای اوین و رجائی شهر و دیزل آباد و ... در انفرادی و تنهایی ببین . اینجای دنیا دوباره آشویتس تکرار می شود . دوباره هولوکاست تکرار می شود . دوباره گولاکها برپا شده . و خون خلق مکیده میشود . خلقی که هم مرد دارد و هم زن . شاید امروز باید فریاد انسان سر داد . انسانی هم زن و هم مرد . دوشادوش برای رهایی باید رفت . باید رزمید خواهرم . باید رزمید برادرم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_NNLEqjqLl8U/Re3qa2KghNI/AAAAAAAAAME/2wmStecJXME/s400/DSC01030q.JPG"&gt;&lt;img height="221" src="http://bp2.blogger.com/_NNLEqjqLl8U/Re3qa2KghNI/AAAAAAAAAME/2wmStecJXME/s400/DSC01030q.JPG" width="295" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;حاکم ! مرد حاکم ! مردانگی حاکم ! ببین . تو آبروی مردانگی را برده ای . اما روزگار ما بس سپید است و روزگار تو بس سیاه . می دانی ! ما فریاد میز نیم . با یکدیگر و زن را حضور زندگی می دانیم . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;با فریاد ! ای زن ! ای حضور زندگی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;_________________________&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;روز جهانی زن گرامی . 8 مارس پاینده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;به یاد عالیه اقدام دوست عزیز که امروز در بند جور و جبار است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://i41.tinypic.com/fyl407.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 369px; HEIGHT: 266px" src="http://i41.tinypic.com/fyl407.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;_______________________________&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h3 class="title2" style="FONT-WEIGHT: normal; TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084847.php"&gt;روز جهانی زن بر زنان ايران مبارک، بيانيه کميته زنان کانون مدافعان حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084843.php"&gt;ضرب و شتم علی باقری دبیر انجمن ادبیات دانشگاه سیستان و بلوچستان&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h3 class="title2" style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084841.php"&gt;م&lt;/a&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084841.php"&gt;مانعت از برگزاري مراسم خاكسپاري امير ساران، کميته گزارشگران حقوق بشر&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news1/17610/"&gt;نامه کمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه به شاهرودی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h1 id="post-18765" style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به اعتراض شدید کمیته زنان انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به هتک حرمت و تضییع حقوق دختران دانشجو در این دانشگاه" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018765" rel="bookmark"&gt;اعتراض شدید کمیته زنان انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به هتک حرمت و تضییع حقوق دختران دانشجو در این دانشگاه&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h1&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به نشست جمع گسترده ای از فعالین سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و خانواده های دانشجویان بازداشت شده" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018613" rel="bookmark"&gt;نشست جمع گسترده ای از فعالین سیاسی، اجتماعی، دانشجویی و خانواده های دانشجویان بازداشت شده&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h1 id="post-18634" style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم با خانواده شبنم مددزاده" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018634" rel="bookmark"&gt;دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم با خانواده شبنم مددزاده&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h1&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://www.tahkimwomen.org/IMG/breveon475.jpg"&gt;&lt;img height="221" src="http://www.tahkimwomen.org/IMG/breveon475.jpg" width="162" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;h1 id="post-18807" style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به تجمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در اعتراض به ادامه بازداشت شبنم مددزاده" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018807" rel="bookmark"&gt;تجمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در اعتراض به ادامه بازداشت شبنم مددزاده&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/h1&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;a style="FONT-WEIGHT: bold; FONT-SIZE: 15px; TEXT-INDENT: 5px; FONT-FAMILY: Times New Roman; TEXT-DECORATION: none" href="http://schrr.net/spip.php?article3663"&gt;برخورد نامناسب مسئولان دانشگاه تربیت معلم با خانواده مددزاده&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="TEXT-ALIGN: right"&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;___________________________&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://www.ketabeshear.com/Tazeh/newpoems.htm"&gt;&lt;img height="221" src="http://i41.tinypic.com/2zy9xsj.jpg" width="293" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;embed src="http://www.youtube-nocookie.com/v/W6CEhzJEmLA&amp;amp;hl=" fs="1&amp;amp;border=" width="345" height="264" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"&gt;&lt;/embed&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-7312618923566612816?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7312618923566612816'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/7312618923566612816'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_08.html' title='ای زن ! ای حضور زندگی'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_yy1uDN_9WgQ/R9JLW6fTUwI/AAAAAAAAAC4/wiIOXWpBscM/s72-c/image011.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-4399643940163058504</id><published>2009-03-06T07:31:00.000-08:00</published><updated>2009-03-07T06:46:39.184-08:00</updated><title type='text'>جان بی ارزش انسان برای حکومت ولایی – جنایتی دیگر در زندان گوهردشت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در این ملک نمی دانم تا کجا باید تحمل کرد بی ارزشی جان انسانها را . زندانی به جرم دگراندیشی و مخالفت با حاکمیت جماعتی خاص بر ایران عزیز محاکمه می شود . به زندان می رود . در زندان بار دیگر محاکمه می شود و هشت سال محکومیتش به شانزده سال تبدیل می شود . اما جانش در بند نیز از دستبرد دزدان در امان نیست . در زندان مورد هجوم ددمنشان جلاد قرار می گیرد . وی در حمله ای که توسط کرمانی و نبی الله فرج زاده همراه با ۳۰ نفر از افراد گارد ویژه زندان به سلول او و سایر هم بندیهایش می شود، آماج ضربات باطوم قرار می گیرد و دراثر بی توجهی مسئولان زندان و تزریق داروهای مشکوک و مخلوط شده و پس از سه بار اغما به بیمارستان رجائی کرج ، بخش مراقبهای ویژه، منتقل می شود. در حال بیهوشی نیز به دستان او دستبند می زنند . می ترسند زندانی سیاسی بیهوش مبادا بگریزد ! آری ! زندانی سیاسی برای اینان از صد زندانی عادی و قاتل و جانی خطرناک تر است . یک زندانی سیاسی می تواند جامعه ای را به ظلم دستگاه جبار حاکم آگاهی بخشد . وی به تخت بیمارستان بسته می شود . آنهم در حال کما و بیهوشی . ببینید ددمنشی را . اینان از یک زندانی در حال کما نیز در هراسند . این زندانی یک زندانی عادی نیست . زندانی سیاسی است و مخالفت حکومت ولائی . پس باید از او ترسید . از همه زندانیان سیاسی باید ترسید . پزشک معالج بر خلاف سوگندی که خورده و تنها برای خوش آمد قدرت شرفش را به زیر پا می گذارد و با رذالت هر چه تمامتر از دادن هرگونه اطلاعاتی از وضعیت جسمی زندانی خودداری می کند.فرزندان زندانی اما چندین بار تلاش کردند که پدر خود را ببینند ولی مامورین از دادن اجازه به آنها خودداری می کنند . سه فرزند این زندانی که برای دیدار پدر خود لحظه شماری می کنند . پدری که به خور و خواب و خشم و شهوت بسنده نمی کند و برای اندیشه اش و عقیده اش به مبارزه بر می خیزد . اما زندانی بدلیل شدت ضریات وارده به سر و تزریق داروهای مشکوک ،پس از ۴۸ ساعت کما،در 9 صبح روز 16 اسفند کشته می شود . سکته مغزی می کند و مرگ او را در بر می گیرد .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="145" src="http://4.bp.blogspot.com/_XIzipu_NsTU/SXu6kQH1ASI/AAAAAAAAAnE/EkWTRM3XUsg/s400/amir-saran3.jpg" width="100" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;البته این سکته مغزی نیز از مدعیات رژیم است . گاهی عده ای سکته می کنند . گاهی سکته داده می شوند . یادمان نرود که اینها سابقه ای بس درخشان ! در این زمینه دارند . یک بار یکی از خودشان را گرفتند . طرف خودکشی شد ! &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منطق ماجرا را ببینید ! یک زندانی سیاسی به جرم ایجاد تشکلی مستقل و اعتراض یه روند حاکمیت مستبد ایران به زندان می رود . در زندان انواع برخوردهای غیرقانونی و ضد حقوق بشری را تحمل می کند . در زندان گوهردشتی به بند می رود که شهره است به این مسئله که زندانی به زندان می رود ، اما از زندان زنده خارج نمی شود . همانطور که در دوسال گذشته و با مرگ زندانیان سیاسی چون عبدالرضا رجبی و ولی الله فیض مهدوی این مسئله به اثبات رسیده است . این زندان اما گذشته ای دهشت بار دارد . در سال 67 نیز یکی از زندانهایی که همراه با زندان اوین تهران به جولانگاه قتل عام زندانیان سیاسی تبدیل شده بود همین زندان بود .&lt;br /&gt;در طول زندانش تنها یکبار به مرخصی می آید و آنهم پس از پایان دوران مرخصیش با حضور ماموران در منزلش دوباره بازداشت و روانه زندان می شود .&lt;br /&gt;این همه ددمنشی را در کجای عالم می توان سراغ گرفت ؟ گوانتانامویی که حاکمیت ایران همواره آن را به عنوان مصداق نقض حقوق بشر توسط رژیم آمریکا مطرح می کند ، با تمام مشی جلادی این رژیم در این زندان باز هم در برابر جان زندانیان سیاسی تعهد دارد . زندانی سیاسی اما برای رژیم ایران نه یک انسان معترض که اعتراض می کند به وضع موجود و به حاکمیت سیاسی که یک موجود است که لاجرم هست و باید تحملش کرد . همانطور که به زندانیان دانشجوی فاجعه کوی خونین دانشگاه چنین گفتند .&lt;br /&gt;امیر حسین حشمت ساران دبیرکل جبهه اتحاد ملی ایران در سال 82 و به جرم تشکیل یک گروه سیاسی (که از اولین اختیارات یک شهروند در یک جامعه انسانی است) بازداشت می شود . به هشت سال حبس محکوم می شود و به زندان مخوف گوهردشت برده می شود و بعد محکومیت به هشت سال دیگر و بعد سکته مغزی و مرگ او . این چه چیزی را ثابت می کند ؟&lt;br /&gt;حاکمان جمهوری اسلامی برای جان انسانها هیچ ارزشی قائل نیستند . این حاکمیت که این روزها اتفاقا دندان تیزکرده است برای آزادی خواهان و برابری طلبان و به خصوص دانشجویان ، اما سابقه ای بس فاجعه بار در نقض اساسی ترین حقوق انسانی دارد . دهه سیاه شصت هیچ گاه از ذهن و ضمیر ایرانیان پاک نمی شود . تیر خلاص های مکرر و هرشبه آن دهه را علاوه کنید با قتل عام بیش از 30 هزار نفر در مرداد و شهریور 67 . تنها به جرم عدم تمکین به حکومت ولایی . در دهه 70 نیز این روند دهشت بار ادامه داشته و فی الحال دردهه 80 نیز با افت و خیزهای فراوان در مقاطع مختلف این روند جنایت بار ادامه دارد .&lt;br /&gt;سوال اینجاست ؟ مسئول جان امیر حسین حشمت ساران و امثال او کیست ؟ آیا نظام ولایی نباید پاسخگوی این فاجعه قتل و فجایعی این چنین باشد ؟ مرگ در متون دینیمان این امر ذکر نشده که مرگ و زندگی یک انسان برابر با مرگ و زندگی بشریت است ؟ در کجای حکومت علوی و نبوی با مخالفین سیاسی حاکمیت اینگونه برخورد می کردند ؟ آیا این برخورد تنه به تنه برخوردهای معاویه و دار و دسته اش و همچنین خلفای جور بنی امیه و بنی عباس در مقابل مخالفین سیاسی نیست ؟ اگر واقعا تئوری قدرت نظام ولایی النصر بالرعب است ، بگوید تا ما نیز تکلیف خود را بدانیم . این قتل وقتلهای اینچنین را چه کسی باید پاسخگو باشد ؟&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="image" src="http://news.iransarfaraz.com/thumbnail.php?file=_________208917739.jpg&amp;amp;size=article_medium" /&gt;&lt;br /&gt;مگر امیر حسین حشمت ساران در تاریخ 10 آبانماه 1387 خورشیدی و از زندان رجائی شهر کرج طی رنجنامه ای اعلام نکرد که تلاشی که برای تامین معاش خانواده خود کرده را باند فاسدی در شهریار با شکست مواجه کرد و بعد مگر او اعلام نکرد و به اطلاع آقایان خامنه ای و شاهرودی نرساند که این گونه در کشور فساد می شود ؟ مگر مسئولیت زندانها و این گونه فجایع با نهادهایی نیست که مستقیما و بدون هیچ واسطه ای خود را منسوب به رهبری می دانند و تنها خود را مطیع او می شمرند ؟ به نظر می رسد رهبری نظام و تمامی نهادهای امنیتی و حکومتی در برابر این فاجعه باید پاسخگو باشند . مولایمان علی هماره خود را در معرض سوال و پرسش خلائق قرار می داد و حتی صراحتا اعلام می کرد که خود را بالاتر از اینکه خطا کند نمی داند . کاش مشی علوی و نه اموی نصب العین اعمال حاکمان باشد . اما صد حیف که اینچنین نیست&lt;br /&gt;امیر حسن حشمت ساران در زندان درگذشت . این سخن می توان تنها یک خبر باشد . اما اگر با وجدانهای بیدار با این خبر مواجه کنید باید خاک سیاه بر سر بپاشید از مرگ همه بشریت . من به شخصه امیر حسن حشمت ساران نه می شناختم و نه دیده بودم . اما این امر برای من فخر نیست که ذمی آشکار است . چه اگر کسی می خواهد و می گوید که فعالیت حقوق بشری کند و برای انسانها و ارزش ایشان مبارزه کند ، می بایستی که پیش از ایجاد چنین فاجعه ای از این همه محرومیت این مرد سپید موی خبر داشته باشد .&lt;br /&gt;اینجا می خواهم سخنی خطاب به فعالین محترم حقوق بشر در ایران بگویم . عزیزان ! امیر حسین حشمت ساران و امثال او در ایران بسیارند . کاش از دست دادن این زندانی سیاسی و مرگ او و شاید بهتر است با ادبیات دینی صحبت کنم ، شهادت او تلنگری به وجدان همه ما باشد . بسیارند امثال امیر حسین حشمت ساران که در زندانهای جمهوری ولایی در حال گذراندن دوران محکومیت خویش اند . محکومیتی که تنها به جرم دگر خواهی و اعتراض سیاسی پدید آمده است . این زندانیان در تهران ، کرج ، دیزل آباد کرمانشاه ، سنندج و تمامی نقاط کردستان عزیز همیشه ایرانی ، اصفهان و شیراز و تبریز و همه شهرهای کشور در بند اند . حکومت تهران ایران به زندانی برای ایرانیان تبدیل کرده است . کاش فعالان حقوق بشری بدون در نظر گرفتن گریشات ایدئولوژیک و طیفی به این موضوع بپردازند . فی الحال در موضوع دانشگاه طیفهای متفاوت دانشجویان در بند اند . از عزیزان انجمنی و تحکیمی تا رفقای عزیز چپ تا برادران و خواهران کرد تا عزیزانی که در 2 اسفند امسال با هجوم ددمنشانه و خشونت بار به خانه هایشان به بند کشیده شدند . امروز حاکمیت ولایی شمشیر را برای تمامی آزادیخواهان از هر طیف و گروه وسازمان از رو بسته و قصد حذف سیاسی و اگر دستش برسد فیزیکی ایشان را دارد . مصداقهایی مانند امیرحسن حشمت ساران و ولی الله فیض مهدوی و عبدالرضا رجبی نمونه بارزی در طی دو سال اخیر اند که در زندانهای جمهوری اسلامی جان به جان آفرین تسلیم کرده اند . کاش تلاش کنیم که دیگر چنین فجایعی اتفاق نیافتد&lt;br /&gt;یادم هست در زمان شهادت زنده یاد اکبر محمدی در جلسه ادوار تحکیم سخنی گفته شد . گفته شد که باید کاری کنیم تا دیگر رژیم ولایی نتواند اکبر محمدی دیگری را به قتل برساند . اما خب ! ظاهرا حاکمیت از این همه تشتت بین نیروها و فعالین دانشجویی و حقوق بشری و دیگر نیروها بیشترین استفاده را می کند و کمر به قتل زندانیان سیاسی بسته است . رژیمی که یک بار سابقه قتل عام گسترده کوتاه مدتی را دارد ، این بار به صورتی تدریجی به قتل زندانیان سیاسی می پردازد . شاید باز باید اسمهایی که یادم می آید را در طول این سالهای اخیر بگویم . اکبر محمدی . ولی الله فیض مهدوی . عبدلرضا رجبی . امیر حسین حشمت ساران و بسیاری دیگر که حافظه ام یاری نمی کند .زمانی هم علنا به اعدام می پردازد و یک فعال مدنی را ، یعقوب مهرنهاد را اعدام می کند . به بهانه ای واهی که هیچ بنی بشری جز خود حاکمان باور نمی کنند .&lt;br /&gt;رژیم ولایی باید بداند که خون را نمی توان شست و خون عاقبت دامان قاتل را خواهد گرفت . این سنت خدا و سنت تاریخ است که هر عملی به عامل باز می گردد . و هیچ عملی هم پاک شدنی نیست . چرا که فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره . و من یعمل مثقال ذره شرا یره&lt;br /&gt;و السلام علی شهداء و الصدیقین&lt;br /&gt;منابع : &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;1- وکیل حشمت ساران : در مرگ امیرحسین حشمت ساران «کوتاهی مقامات زندان مسلم است»&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.iransarfaraz.com/news/3016.html"&gt;http://news.iransarfaraz.com/news/3016.html&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;2-رنجنامه امیر حسین حشمت ساران &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://ettelaat.net/08-november/news.asp?id=32953"&gt;http://ettelaat.net/08-november/news.asp?id=32953&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;3-امير ساران، زندانی سياسی در زندان درگذشت، کميته گزارشگران حقوق بشر و مجموعه فعالان حقوق بشر&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084751.php"&gt;http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084751.php&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;4- &lt;a style="COLOR: white" href="http://jebheettehademelli.blogfa.com/"&gt;جبهه اتحاد ملی ایران&lt;/a&gt;جبهه اتحاد ملی ایران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://jebheettehademelli.blogfa.com/"&gt;http://jebheettehademelli.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;5- ویکی پدیا ، امیرحسین حشمت ساران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%B4%D9%85%D8%AA_%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/news/032009news/0503kalai.htm"&gt;لینک مطلب بالا در پایگاه اطلاعاتی نیروهای ملی مذهبی ایران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به امیر ساران زندانی سیاسی درگذشت" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018417" rel="bookmark"&gt;امیر ساران زندانی سیاسی درگذشت&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خب ! بار دیگر یکی از چهره های پنهان امنیتی حکومت از پرده در آمد و چهره خود را آشکار کرد . جالب است این سخنان حسن زارع زاده دهنوی معروف به قاضی حداد . بخوانید : &lt;a title="پیوند همیشگی به پروژه پرونده سازی برای دانشجویان پلی تکنیک به دست قاضی حداد کلید خورد" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018420" rel="bookmark"&gt;پروژه پرونده سازی برای دانشجویان پلی تکنیک به دست قاضی حداد کلید خورد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;صد رحمت به قوم مغول . نظام ولایی اینگونه است : &lt;a title="پیوند همیشگی به گزارش نحوه حمله به منازل و بازداشت دانشجویان" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00018335" rel="bookmark"&gt;گزارش نحوه حمله به منازل و بازداشت دانشجویان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هر چه جلوتر می رویم دست رژیم جمهوری ولایی رو می شود . در این چند روز و پس از صدور حکم عمر البشیر جلاد سودان ، حکومت تهران به حمایت تمام قد از قصاب دارفور پرداخته است . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img src="http://azhonline.googlepages.com/sudan_bashir.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;عمر البشیر یکی از مرتجع ترین رژیم های آفریقایی را دارد . رژیم تهران نیز از او حمایت می کند . به هر حال می توان از این وقایع حقیقت را دریافت :&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/03/084752.php"&gt; احمد خاتمی در نماز جمعه: صدور حکم دادگاه لاهه برای البشير از عجايب روزگار است، ايلنا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2491"&gt;&lt;strong&gt;شهر مريوان در چهارمين روز اعتصاب عمومی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2485"&gt;&lt;strong&gt;برای پيشبرد خواست انتخابات آزاد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به یاد پیر احمد آباد . راهبر راه آزادی و برابری و استقلال&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="250" src="http://www.tvpn.de/ois/galaahe%20ahmadabad-mossadegh.gif" width="362" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/03/post_11888.php"&gt;&lt;strong&gt;طنين "اي ايران" در احمد آباد‏&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;____________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;هشتم مارس ، روز جهانی زن بر همه مبارزان راه برابری و آزادی مبارک&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به یاد عالیه اقدام دوست و همه زنان زندانی و در بند سرزمینم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i41.tinypic.com/fyl407.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 365px; HEIGHT: 268px" height="248" alt="http://i41.tinypic.com/fyl407.jpg" src="http://i41.tinypic.com/fyl407.jpg" width="344" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-4399643940163058504?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4399643940163058504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4399643940163058504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post_06.html' title='جان بی ارزش انسان برای حکومت ولایی – جنایتی دیگر در زندان گوهردشت'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_XIzipu_NsTU/SXu6kQH1ASI/AAAAAAAAAnE/EkWTRM3XUsg/s72-c/amir-saran3.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-1337219357898729267</id><published>2009-03-04T10:32:00.000-08:00</published><updated>2009-03-04T15:11:53.083-08:00</updated><title type='text'>زیباست تقارن حقوق بشر و مصدق</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;نیمه شب است و تازه آغازین ساعات روز 14 اسفند 1378 . داشتم می رفتم که خبر شدم . خبر به روز شدن سایت &lt;a href="http://www.schrr.net/"&gt;کمیته گزارشگران حقوق بشر&lt;/a&gt; و ویژه نامه تولد آن . سومین سالگرد تولدش&lt;br /&gt;درست در شب چهل و دومین سالگرد رحلت پیشوای کبیر آزادی و برابری ، مصدق فقید .&lt;br /&gt;فکر کردم . تقارن جالبی است . مصدق . حقوق بشر . مگر نه اینکه این پیرمرد که به قول شریعتی شهید هفتاد سال برای آزادی نالید دغدغه انسان ها را داشت ؟ مگر نه اینکه مصدق جز به انسان بودن انسانها نمی اندیشید ؟ استقلال و آزادی و برابری همه ابزاری است برای اتسان شدن انسانها و رها شدنشان از زیر یوغ استبداد و استعمار و استحمار .&lt;br /&gt;مصدق مرغ حق بود برای آزادی ایران و ایرانی . در برابر دیکتاتورها ایستاد تا رهایی خلق ایران را نوید دهد . حبس و تبعید را تحمل کرد برای همین انسانها . بزرگش می دارند مردمان&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mossadeq.com/languages/farsi/63mossadeghahmadabad.jpg"&gt;&lt;img src="http://www.mossadeq.com/languages/farsi/63mossadeghahmadabad.jpg" width="193" height="288" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;راستی ! مگر نه اینکه آدمها باید در قلبها جای بگیرند ؟ چرا در سالمرگ این رهبر کبیر با وجود همه خطرات و مشکلات و برخورد امنیت بانان ولایی و ایست های متعدد و هزار مصیبت و پرونده سازی ، 14 اسفند که می شود مصدقی ها سوار بر جانشان به احمد آباد می روند و پروانه وار به دور شمع وجودش می گردند ؟ نه صدا و سیمای رژیم تبلیغی می کند و نه اتوبوس مجانی می گذارند و نه شام و نهار می دهند . تازه مصیبت هم دارد این کار . اما خب ! می روند عاشقان مصدق برای دیدارش و زان وزدن در برابرش . امروز که 14 اسفند 1387 خورشیدی باشد ، باز هم عاشقان بر سر مزارش بودند . دیدم مردی میانسال را که در برابرش نه به سنت نشستن و فاتحه خواندن که زانو زده بود و فاتحه می خواند . دیدم جوانانی را که دو برابر سنشان از رحلت مصدق می گذرد و عاشقانه آمدند و در برابر رهبر محبوبشان ای ایران خواندند و رفتند . چرا ؟ راز محبوبیتش در کجاست ؟&lt;br /&gt;همه می دانیم . مصدق با انسان به عنوان انسان برخورد کرد . اهل آزادی و برابری و استقلال بود و بر سر این هرسه با هیچ کس معامله نکرد . نه در پرونده اشزد و بند برای رئیس جمهور عوض کردن در امریکا به چشم می خورد و نه خرید اسلحه مخفیانه از امریکا و نه همکاری برای هجوم به کشوری . هیچ گاه شعار مرگ نداد . اما مردانه ایستاد و دست استعمار را از مرفق برید .&lt;br /&gt;مصدق صحابه خوبی هم داشت . یک فاطمی داشت که چون شیر بر سر شاه می غرید و او را با فاروق و دربارش را با دربار سیاه فاروق مقایسه می کرد . یک فاطمی داشت که سفارت انگلستان را به امر رهبرش می بست . یک فاطمی داشت که باوجود اختلاف سر بر امر رهبرش می گذاشت و البته پشت سر رهبرش ساز نمی زد و موش نمی دواند .&lt;br /&gt;مصدق هیچ ادعایی نداشت . اما این خلق بودند که شعار دادند یا مرگ یا مصدق . دقت کنید . مرگ . مصدق . و این یعنی مصدق را زندگی دانستن . چرا ؟&lt;br /&gt;همین مصدق بود که با وجود شیفتگی همه در سال 42 در برابر روحانیت سیاسی شده ، فضا را درک کرد . بگردید خواهشا . یک بیانیه در حمایت از آن نیروها پیدا نمی کنید . و بعد دیدیم که روحانیت سیاسی شده و تیمش در ایران به چه صورتی در آمدند .&lt;br /&gt;مصدق اما اهل جوانی و جوانان بود . بوانید نامه اش را به اللهیار خان صالح . مصدق از جوانان برای عضویت در جبهه ملی و اهل شورای مرکزی  شدنشان دفاع می کند و پیران جبهه می گویند نه . همین است که جبهه را پیشوا منحل می کند . چرا ؟ مصدق در نیروی جوانی چه می بیند ؟&lt;br /&gt;می بینیم که جوان جبهه ملی که طرد می شود سر از جنبش مسلحانه دهه های چهل و پنجاه در می آورد و در اوج خون ریزی سفاک پهلوی پیر جبهه ملی صبر و انتظار پیشه می کند . پیشوا خوب میداند از که باید دفاع کند . باید زمانی نوشته شود که خط پیشوا کجا و خط جبهه ملی کجا .&lt;br /&gt;مصدق یک رهبر است در تاریخ ایران . در این تاریخ پر فراز و نشیب خیلی ها ادعا کردند که رهبر خلق اند . خودتانید و تاریخ ایران . قیاس کنید تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.omid-e-iran.blogfa.com/post-619.aspx"&gt;گزارش تصویری احمدآباد 1387 از  امید ایران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;_______________________________&lt;br /&gt;ک&lt;a href="http://www.schrr.net/"&gt;میته محترم گزارشگران حقوق بشر&lt;/a&gt; لطف کرده و بر بنده منت نهاد و مصاحبه ای نیز با بنده کرده است . متن این مصاحبه در زیر می آید . باشد که مفید فایده باشد&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.schrr.net/"&gt;&lt;img src="http://i41.tinypic.com/fdc049.jpg" width="187" height="146" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style="font-family: Times New Roman; font-size: 14px; font-weight: bold; text-align: right;"&gt;                  &lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong class="spip"&gt;1. عملکرد کمیته را طی 3 سال گذشته چگونه ارزیابی می کنی؟&lt;/strong&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;بارها و بارها در نگاشته های و یا جاهای متفاوتی که مطلب نوشته ام این نکته را متذکر شده ام که در میان طیف مختلف فعال در ایران که برای رسیدن به ایرانی آزاد و برابر و رها از سرکوب و فقر مبارزه می کنند ، لزوم حضور نهادی حقوق بشری ضرورتی ویژه دارد . در این میان این نکته قابل ذکر است که چنین نهادی از مجموعه ای جوانان که آینده ای بس درخشان دارند تشکیل یافته است .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;کمیته گزارشگران حقوق بشر از دیدگاه من در طی این سه سال به خوبی رسالت خود را انجام داده است . این کمیته بدون در نظر گرفتن رویکردهای ایدئولوژیک خود را طور کامل وقف اجرای حقوق بشر در ایران کرده است و قطعا در این راه سختی ها و برخوردهای بسیاری را تحمل نموده . ولی خب ! در طول این ایام به خوبی وظیفه خود را انجام داده است . از مسائل و برخوردهای غیرقانونی سیاسی رژیم ایران گرفته تا مسائل اجتماعی مانند بحث سوله های کهریزک و گزارش بسیار کامل و جامع آن تا بحث کودکان و زنان و همچنین حوزه های معلمان ، کارگران و دانشجویان این کمیته به خوبی وظیفه خود را در برابر جامعه انسانی ادا نموده و جای سپاس و تشکر فراوان دارد .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;&lt;strong class="spip"&gt;2. فکر می کنید کمیته و یا تشکل هایی این چنین، چه تاثیری توانسته اند و یا می توانند در فضای گفتمان حقوق بشر در ایران داشته باشند.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;گفتمان حقوق بشری در ایران مدیون حضور نیروهای مدنی حاضر در جامعه است . اگر امروز حاکمیت جمهوری اسلامی در همین حد محدود مسائل حقوق بشری را رعایت می کند ، این حداقل هم مدیون پایداری نیروهای فعال مدنی حوزه حقوق بشر است . یادمان نرود حاکمیت جمهوری اسلامی دارای سابقه ای بس دهشتبار در زمینه حقوق بشر است . دهه شصت را هنوز می توان در ذهن و ضمیر ایرانیان به خوبی مشاهده کرد . این گونه کمیته ها و نهادهای مدنی با حضور و فعالیت مستمر و خستگی ناپذیر و همه جانبه خود به عنوان هشدار دهنده ای برای وضعیت جامعه ایران عمل می کنند .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;&lt;strong class="spip"&gt;3.ضعف ها و قوت ها یی را که در کار دیده ای، چه بوده و کلا فکر میکنی چطور می توانیم در این زمینه موثرتر کار کنیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;در ایران نقد کردن کار ساده ای است . سنت بر برج عاج نشینی و نقد کردن هر مجموعه ای به صورت عادتی برای نیروها بدل شده . هر چه نقد برّا تر باشد ، بر ارزش بیشتر نویسنده دلالت دارد . اما خب ! چون سوال فرمودید باید نکاتی چند را بر شمرم که مسلما به دلیل محدودیت های حاکم بر فعالیت های مدنی در ایران به عنوان نقظه ضعف محسوب نمی گردد . بلکه تنها توصیه ای است به دوستان محترم کمیته گزارشگران حقوق بشر تا در آینده با رفع این نقاط در جهت هر چه بهتر شدن گام برداشته شود .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;اولین نکته این که این مجموعه می بایستی هر چه بیشتر با مجموعه های فعال مدنی در ایران ارتباط بگیرد تا از وضعیت ایشان اطلاع دقیقتری داشته باشد . این مسئله نیز مستلزم این است که حوزه تعداد نیروها و فعالیت های این مجموعه گسترش پیدا کند و ارتباط های بیشتری در داخل و خارج از کشور داشته باشد .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;نکته دوم اینکه نمی دانم به چه دلیل این مجموعه نسبت به برخی از برخوردهای غیر قانونی حاکمیت ایران کم بها می دهد . به عنوان مثال مسئله مرگ اخیر زندانی سیاسی عبدالرضا رجبی در زندان گوهردشت یا مسئله بازداشت های گسترده و غیرقانونی عده ای آدم مسن در فرودگاه مهرآباد که فرزندانشان عضو گروهی خاص بودند یا همین مسئله اخیر هجوم به خانواده های کسانی که کسی از اعضای خانواده در احزاب برون مرزی در حال فعالیت هستند . فکر می کنم می توان بدون در نظر گرفتن عضویت افراد این گونه مجموعه ها یا هواداریشان از حزب یا سازمان یا گروهی خاص به حمایت حقوق بشری از اینها دست زد . حاکمیت جمهوری اسلامی یکبار به کشتار وسیع این گونه نیروها در سال 67 دست زده است . امروز نیز با توجه به رویدادهای کشورهای اطرافمان که توسط ایالات متحده اشغال شده و همچنین مسائل داخلی ایران امکان این گونه برخورد ها وجود دارد . حاکمیتی که به بهانه واهی به اعدام یعقوب مهرنهاد که از فعالین مدنی بلوچستان بود دست می زد و همچنین برای فعالین کرد مانند کمانگر و لطیفی حکم اعدام می برد و در مقابل مرگ لطف اللهی در کردستان سکوت می کند و حتی خود دستی بر آتش دارد ، امکان گسترده این برخورد را دارد . به نظرم قدری به این گونه مسائل بیشتر توجه شود بهتر خواهد بود . البته باز هم ذکر می کنم که تنها سویه حقوق بشری مسئله مد نظر است .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;نکته دیگری که قابل ذکر است مسئله رویکرد نسبت به مذهب و بسط حقوق بشر در این حوزه است . می دانید که برخی از علما هستند که فتاوی جدیدی در ارتباط با مسائل حقوق بشری دارند و در حوزه هایی مانند رجم یا اعدام یا حقوق زنان به نتایج تازه ای رسیده اند . این دسته از علما که اتفاقا بر مبانی فقه سنتی یا به قولی همان فقه جواهری (صاحب جواهر) تاکید دارند ، به دلیل هم گفتمانی با حکومت روحانی ایران می توانند پاسخ بسیاری از مسائلی را که توسط حاکمیت مطرح می شوند را بدهند . یادمان نرود که جامعه ایران جامعه ای مذهبی است که این دین به عنوان بخشی از سنت اجتماعی آن بدل شده و از متن جامعه غیرقابل تفکیک است . همچنین به نظر می بایستی کمیته رویکردی نیز نسبت به نواندیشان دینی داشته باشد و نواندیشی های ایشان را در ارتباط با مسائل حقوق بشری و برداشت جدید در این ارتباط را مطرح کنند . این ارتباط با این گونه نیروها می تواند در جهت همخوانی فرهنگی بیشتر با متن جامعه موثر باشد . به هر حال اگر هم معتقد به مذهب نباشیم ، باز هم باید این واقعیت را بپذیریم که جامعه ایران یک جامعه مذهبی است و فکر می کنم منطقی تر این است که با مولفه های فرهنگی و مذهبی این جامعه با ایشان برخورد کرد .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;و اما باید ید دست مریزاد بگویم و یک گلایه کنم . دست مریزادی بابت آن گزارش در مورد سوله های کهریزک که وجهی کامل بارز از برخورد ضدانسانی حاکمیت ولایی را برملا کرد و گلایه از این جهت که چرا چنین فعالیتی ادامه نیافت .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;باز هم عرض می کنم که البته این گونه نقدها بر برج عاج نشینی است و قطعا به دلیل فشارهای موجود و امکان برخورد غیر انسانی نظام ولایی انجام این گونه کارها بسیار پرمشکل خواهد بود .&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;  &lt;/div&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;بنده باز هم از تمامی عزیزان همرزم و همراه در آن کمیته معزز تشکر می کنم و امیدوارم که در انجام وظیفه خود در قبال خلق ایران موفق و پیروز باشند .&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;___________________________&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right; font-weight: bold;" class="spip"&gt;استاد ارجمند دکتر محمد ملکی هم مصاحبه ای بسیار عالی با این کمیته انجام داده اند . &lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right; font-weight: bold;" class="spip"&gt;&lt;img src="http://www.shahrgon.com/fa/thumbnail.php?file=mohammad_maleki_111112905.jpg&amp;amp;size=article_medium" width="159" height="183" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;این مصاحبه را در &lt;/span&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://www.schrr.net/"&gt;سایت کمیته&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt; بخوانید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/"&gt;اخبار دانشگاه را از رسانه رزمگاه پلی تکنیک بخوانید&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="text-align: right;" class="spip"&gt;&lt;a href="http://www.azadna.com/"&gt;پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه آزاد . شیران در زنجیر جاسبی و مافیایش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;__________________________&lt;br /&gt;راستی ! روز دوشنبه 12 اسفند به همراه وکیلم آقای دکتر نعمت احمد به شعبه دهم دادگاه انقلاب (برای من این دادگاه نیست . بلکه بیدادگاه ارتجاع است) مراجعه کردم . وکالت نامه و معرفی وکیل تسلیم شد . قرار شد برای دادگاه احضاریه بدهند . ظاهرا گفته اند برج دوم سال آینده . خلاصه همچنان شمشیر داموکلس نظام ولایی روی سر ما هست . ولی خب ! بگذار باشد . ما که کار خود را می کنیم&lt;br /&gt;ممنون از دوستانی که اظهار لطف نموده و برای این حقیر نگران شدند . شرمنده کردید عزیزان&lt;br /&gt;__________________________&lt;br /&gt;آزادی و برابری در بند . باز به برابری خواهان ایرانی رحم نکردند . رژیم ضد برابری کمر به نبودی برابری خواهان بسته است . اما زهی خیال باطل&lt;script type="text/javascript"&gt; &lt;!-- if (top.location != self.location) top.location = self.location; // --&gt; &lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sosdab.blogspot.com/"&gt;&lt;img style="width: 371px; height: 279px;" alt="[ftftft[1].jpg]" src="http://3.bp.blogspot.com/_A3K2M2zwK4w/Sa5eKlTEyeI/AAAAAAAAACM/sgkKm9MF6Nk/s1600/ftftft%5B1%5D.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://sosdab.blogspot.com/"&gt;&lt;span style="color: rgb(255, 0, 0); font-weight: bold;font-size:130%;" &gt;کارزار آزادی و برابری&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;__________________&lt;br /&gt;اینهم جالب بود پیدا کردم . از قول تا عمل فاصله کجاست تا به کجا . به قول قرآن لم تقولون ما لا تفعلون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://tinypic.com/33583et.jpg" width="357" height="268" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-1337219357898729267?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1337219357898729267'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/1337219357898729267'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/03/blog-post.html' title='زیباست تقارن حقوق بشر و مصدق'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_A3K2M2zwK4w/Sa5eKlTEyeI/AAAAAAAAACM/sgkKm9MF6Nk/s72-c/ftftft%5B1%5D.jpg' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-4380837882848133303</id><published>2009-02-23T23:32:00.000-08:00</published><updated>2009-02-25T12:03:14.244-08:00</updated><title type='text'>باز دوباره گر می گیره . رزمگاه پلی تکنیک</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تو فضای شهر تاريک،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقت شورش ميشه نزديک،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز دوباره گرُ ميگيره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;، رزمگاه پلی تکنيک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه شون مثل ستارن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;، همه شون ستاره دارن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;، اين مدال سرخ فخره،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که رو سينه شون ميذارن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز رزمگاه پلی تکنیک به دست سردمداران ارتجاع به خون کشیده شد . اما این بار به چه بهانه ای ؟ به بهانه نام مقدس شهید&lt;br /&gt;آری ! شهید قلب تاریخ است . قلب همه تحولات . قلبی که هر قطره خونش منشا رشد هزاران رزم آور دیگر است . خاکستر او تخم رزم آور دیگر است . شهید قلب تاریخ است .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="423" src="http://mojtaba-razmi.persiangig.ir/image/weblog/16Azar.jpg" width="335" /&gt;&lt;br /&gt;از سال 67 و پذیرش قطع نامه و نوشیدن جام زهر توسط آقای خمینی بیست سال گذشته است . بیست سال است که بسیار خانواده ها که فرزندانشان مفقود اند ، هنوز امیدوار اند که خبری از جگرگوشه هایشان بشوند . خبری که دل مادری را شاد کند . لب خواهری را خندان و قلب پدر و برادری را شاد . جنگی که پس ار فتح خرمشهرش را هنوز نمی دانند چرا ادامه پیدا کرد . احمد خمینی در سال 74 در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی می گفت که پدر موافق نبود . اگر او موافق نبود پس که موافق بود ؟ رفسنجانی که نماینده اش بود در ستاد جنگ ؟ رحیم صفوی و رضایی که فرمانده سپاه بودند یا شهبازی و دوستانش در ارتش ؟ یا خود خامنه ای به عنوان رئیس جمهور ؟ یا میرحسین موسوی که نخست وزیر دهه شصت است و طنز روزگار اصلاح طلبش کرده ؟ کدامیک ؟&lt;br /&gt;هنوز چشم خانواده ها به در خشک می شود . این اما سویی از ماجراست .&lt;br /&gt;سویی دیگر اما چپ و راست آوردن شهید گمنام است . شهیدی که نام و نشانی ندارد . بیست سال است که همچنان شهید گمنام می آورند . قوانین بیولوژیکی می گوید که اجساد پاک این شهدا نباید جز خاکی باقی مانده باشد . اما جمهوری اسلامی همچنان و هرجا گیر می کند و هر جا می خواهد در برود چند شهید گمنام رو می کند و مراسمی و قس علیهذا .&lt;br /&gt;مگر این سربازان وطن پلاک نداشتند ؟ مگر پلاک نباید به گونه ای باشد که نپوسد و از بین نرود ؟ پس این همه شهید گمنام از کجاست ؟ قطعه شهدای گمنام بهشت زهرا پر از این گلگون کفنان گم نام است . اما انصافا یک سوال ! مگر پلاک نیست ؟ یعنی همه اینها در هنگان شهادت پلاکشان را گذاشته اند و بعد به استقبال شهادت رفته اند ؟ اصلا در این بیست سال مگر جایی مانده که تفحض نکرده باشید که هر از چندی شهید گمنام را به مثابه آسی برای ماله کشی شاهکارهایتان رو میکنید ؟&lt;br /&gt;فکر می کنم سال 85 بود و دانشگاه شریف . آنجا هم می خواستند شهید گمنام دفن کنند . درگیری و برخورد و حضور سعید حدادیان که هنوز نفهمیده از کدام معبر گزینشی به یکباره سر از دانشگاه در آورده ؟ سوال ! مگر دانشگاه جای دفن شهید است ؟ در دانشگاه شهید دفن می کنید که چه شود ؟ هدفتان چیست ؟ &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="423" src="http://didar.webphoto.ir/photos/di887266.jpg" width="302" /&gt;&lt;br /&gt;هدف مشخص است . دانشگاه نباید تنها در اختیار دانشجویان باشد . باید جیره خواران نظام ولایی هم در آن باشند . باید زمانی که دانشجو آزاد می اندیشد در این هراس باشد که نکند موشهای دیوارها که جیره خوارند راپورت آزاد اندیشی اش را بدهند به مخبرین اطلاعاتی و امنیت بانان نظام ولایی . دانشگاه باید بشود پاتوق انصار و بسیج و سعید حدادیان مداح و سعید قاسمی همه جا چریک که ما هنوز نفهمیدیم در عراق برای چه نیرویی کار چریکی می کرده ؟؟؟!!! (بروید معرفی ایشان را در همایش چه مثل چه گوارا – چه مثل چمران در دانشگاه تهران گوش کنید . ایشان در آنجا فعال چریکی در عراق معرفی شد . آنهم در اوج دوران تروریسم در عراق)&lt;br /&gt;دانشگاه نباید مجید توکلی را به خود ببیند . احمد قصابان را هم نه . احسان منصوری را هم نه . اصلا دانشجو جای دانشجو نیست . جای بسیجی جیره خوار (کاش بسیجی همان بسیجی سالهای جنگ میهنی بود) و ریش دار های بی ریشه و مداحین بی سواد است که بیایند و به ریا اشکی ار خلق الله بستانند و بر خر مراد خویش سوار شوند .&lt;br /&gt;پلی تکنیک به خون کشیده شد . به بهانه شهید و شهادت . و در حقیقت با هدف ضایع کردن فرهنگ شهید و شهادت . اینان که به نام شهید خر مراد می رانند و از خون شهید تغذیه می کنند ، هدفی جز ضایع کردن این فرهنگ ندارند . می خواهند و در تلاش اند که این فرهنگ در قبضه خودشان باشد . چه اگر این فرهنگ عظیم و انسان ساز منتشر گردد ، ریشه نظامشان و منافعشان و اقتصادشان زده می شوند . آخورشان کور می گردد . باید این گونه تلاش کنند برای ضایع کردن این فرهنگ و در قبضه در آوردن آن .&lt;br /&gt;در همین راستاست که تلاش می کنند باز به بهانه شهید دانشگاه را پاتوق کوردلان خود کنند . اینان به دیگران نسبت منافق می دهند .اما خود از هر منافقی منافق تر اند . با نام شهید و شهادت به جان فرزندان مردم ایران افتاده اند و نامش را عمل ارزشی می گذارند . دانشگاه نباید دانشجو به خود ببیند که از بستر ان حنیف نژاد ها و محسن ها و بدیع زادگان ها و جزنی ها و احمدزاده ها و عزت ابراهیم نژاد ها و اکبر محمدی ها و جان بر کفان راه آزادی و برابری خلق ایران در آید . باید فرومایگانی از دانشگاه خارج شوند که در برابر رژیم ولایی سر کرنش فرود آورند . شاه هم دانشگاهی می خواست که بر برابرش تعظیم کند و دیدید نتیجه اش چه شد . فاعتبروا یا اولی الابصار&lt;br /&gt;اما نکته ای جالب ! سوال اینجاست ! اصلاح طلبان حکومتی کجا هستند ؟ آیا هنوز خبر به ایشان نرسیده ؟ در این ایام بازداشتها و برخوردها و زدن ها و استبدادی که بر دانشگاه حاکم است ، این اصلاح طلبان حکومتی در کدام سوراخ خزیده اند که حتی از دادن یک بیانیه عاجز اند ؟ این است اصلاح طلبیشان ؟ این اصلاح طلبی است یا قدرت طلبی ؟ آیا با این کار جز زانو زدن در برابر قدرت ولایی حاکم و اظهار بندگی در برابر او هدف دیگری دارند ؟ آقایان مدعی ! قدرت تا کجا برایتان ارزش دارد که این گونه سکوت می کنید ؟ مگر شما نبودید که در منابرتان هنوز هم که هنوز است وقیحانه دم از مبارزه با ظلم می زنید ؟ لم تقولون ما لا تفعلون ؟ چرا به چیزی که می گویید عمل نمی کنید ؟ کجائید آقای خاتمی و موسوی و نوری که اینگونه فرزندان خلق قهرمان ایران را می زنند و می گیرند و می کشند و شما سکوت کرده اید ؟ از سوراخهایتان بیرون آئید که شرف انسان از جانش ارجح تر است .&lt;br /&gt;می دانید چرا اینان سکوت کرده اند ؟ چون راس نظام ولایی این روند زور و سرکوب را تائید کرده و می کند . روزهاست که در برابر این مثلا دفن شهدا در دانشگاهها و در حقیقت ایجاد بهانه برای حضور نیروهای سرکوب گر در دانشگاهها ، دانشجویان مبارز وقهرمان ایران زمین و به خصوص دانشجویان رزم گاه پلی تکنیک به مبارزه ای بی امان برخواسته اند . مبارزه ای که در حقیقت گذاشتن جان بر سر آرمان است . اما رهبر نظام اینگونه واکنش نشان می دهد که و ضمن تائید روند سرکوب می گوید : ((از خودگذشتگي آن پاكبازان بود كه اسلام و استقلال و آزادي را به ملت ايران هديه كرد و اداي حق بزرگ آنان و ‏تكريم ياد و نام آنان نشانه فداكاري به ارزش هاي والا است .))&lt;br /&gt;به یاد سخن مولا علی می افتم که کلمه الحق یراد به الباطل . درست است که خلق ایران مدیون این پاکبازان است . اما آیا دانشگاه جان دفن انسانهاست ؟ آیا نباید در دانشگاه قبل از شهدا دانشجویان حضور داشته باشند ؟ بسیاری از این شهیدان دانشجو بودند . قبل و پس از انقلاب ضد سلطنتی بهمن 57 در تمامی عرصه ها از مبارزه چریکی تا دفاع از تمامیت ارضی ایران تا مبارزه ضد استبداد دینی جدید این جنبش دانشجویی بود که تمام قد حضور داشت . اینان که به قول شریعتی شهید به دو عنصر نداشتن و نخواستن روئین تن اند بودند که بر دشمنان خدا و خلق شوریدند و راه آزادی و برابری را پاس داشتند . اما قبل از همه اینها به عنوان دانشجو جایشان در دانشگاه بود . دانشجویان را ممنوع الورود می کنند . زندانی می کنند . محروم و تعلیق می کنند و بعد می خواهند در آنجا شهدایی دفن کنند که از بستر همین دانشگاهها بر خواسته اند . طنز تاریخ است رفتار رژیم ولایی ! و البته طنزی تلخ که در آن فریب و ریا نهفته است . باز می گویم شهید دفن نمی شود چون به قول رهبر رژیم ولایی از ایشان یاد شود و ارزش شهادت پاس داشته شود . شهید دفن می شود تا دانشگاه پاتوق انصار و جیره خوار و لباس شخصی های ولایت مداری شود که حضرت آقا را تا حد خدایگانی بالا می برند . مولا علی ابن ابی طالب با تمام بزرگیش فریاد می زند که من بالاتر ا زاین نیستم که خطا کنم و این جیره خواران حضرت آقا و سلفش را از هر خطا و اشتباهی مصون می دانند . سوال ! آیا این شرک نیست ؟ ! آقایان مدعی دین داری کجایند که با این شرک آشکار برخورد کنند ؟ سوالی اساسی می کنم . آیا خود رهبری می داند که در موردش اینگونه می اندیشند ؟ ایشان نظرشان در برابر این نوع برخورد افراطی و ضد اسلامی چیست ؟&lt;br /&gt;اما وظیفه ما چیست ؟&lt;br /&gt;دانشجویان مبارز ایران زمین ! خواهش می کنم . به عنوان یک دانشجو سابق که به خداوندی خدا آرزو داشتم هنوز دانشجو بودم تا در کنار فرزندان مبارز رزم گاه پلی تکنیک بر علیه استبداد بشورم . به یاری دوستان و رفیقان وخواهران و برادران دانشجویتان بروید. بر صورتهای عزیزشان جای مشت و باتوم پنجه بکس و زنجیر است . به یاریشان بروید و البته تنها دانشجویان . رزم گاه پلی تکنیک از دانشجو نباید خالی بماند . و البته فقط دانشجو . حواستان باشد که تجریه ثابت کرده که اینان دانشجو نماهایی را به عنوان نفوذی میانتان می فرستند تا حرکت را منحرف کنند . درود بر شما دانشجویان راه آزادی و برابری خلق مظلوم ایران&lt;br /&gt;و وظیفه بقیه ما ، شما و همه مایی که دیگر در سنگر دانشگاه نیستیم . افشای ظلمی است که بر این دانشجویان می رود و کار توضیح و هر کاری که برای در آمدن با شرف و افتخار جنبش دانشجویی از زیر ضرب لازم است و باید انجام شود .&lt;br /&gt;اما در آخر ! اساتید محترم دانشگاهها ! دانشجویان فرزندان شمایند . هیچ پدر حاضر نمی شود که فرزندش کتک بخورد او ساکت بنشیند . شرفتان نباید اجازه به شما بدهد که در برابر این ظلم آشکار سکوت کنید . به عنوان یک دانشجوی دیروز که هنوز هم خودرا فرزند شما می دانم ، خواهش می کنم به کنار فرزندان مبارز و دانشجویتان بروید و در کنارشان باشید . تنها گذاشتن ایشان امروز برای شما جز شرمندگی در برابر خدا و خلق ایران چیزی نخواهد داشت .&lt;br /&gt;به امید رهایی مردم ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1 - &lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11743.php"&gt;http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11743.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;2- &lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017486"&gt;http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017486&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;3- &lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017500"&gt;http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017500&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084362.php"&gt;لینک مطلب بالا در خبرنامه گویا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.mellimazhabi.org/mm/news/022009news/2602kalaie.htm"&gt;لینک مطلب بالا در خبرنامه نیروهای ملی مذهبی ایران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;___________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc1NzE%3D"&gt;گزارش کامل اعتراضات روز گذشته دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید و ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان توسط چماقداران بسیجی و سپاهی&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این هم یکی دیگر از کسانی که در آینده مانند مهرداد بذرپاس و وحید خاوه ای پست میگیرد . &lt;a title="" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc1Njk%3D" rel="bookmark"&gt;تصاویر یکی از سردمداران اوباش بسیجی در ضرب و شتم دانشجویان&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084292.php"&gt;اعتراض دانشجويان در برنامه دفن شهيد در دانشگاه پلی تکنيک و حمله چماقداران، اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a class="titr-ti18bl" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL2FzcmUtbm91Lm5ldC8uL3BocC92aWV3LnBocD9vYmpucj0yMzM4" align="center"&gt;اعتراض ۱۵۰ تن از اعضای انجمن های اسلامی دانشجويان دانشگاه های سراسر کشوربه ادامه ی بازداشت دانشجويان شيراز و اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_____________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="220" src="http://i40.tinypic.com/qq7nlt.jpg" width="310" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.peykeiran.com/(S(2cttib45e4qhsr302vty5245))/iran_news_body.aspx?ID=57831&amp;amp;AspxAutoDetectCookieSupport=1"&gt;&lt;strong&gt;یورشهای همزمان ، گسترده و وحشیانه به منازل شخصی و دستگیری تعداد زیادی از عزیزان آنها&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;___________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017580"&gt;&lt;img height="128" src="http://i44.tinypic.com/21kbjue.jpg" width="334" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به مرحله دوم هجوم به دانشجویان پلی تکنیک آغاز شد: احمد قصابان، نریمان مصطفوی، مهدی مشایخی و عباس حکیم زاده بازداشت شدند" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017580" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;مرحله دوم هجوم به دانشجویان پلی تکنیک آغاز شد: احمد قصابان، نریمان مصطفوی، مهدی مشایخی و عباس حکیم زاده بازداشت شدند&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/dafn28.JPG"&gt;&lt;img height="257" src="http://www.autnews.us/wp-content/uploads/dafn28.JPG" width="343" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به گزارش تصویری ۲ از اعتراضات دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017557" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;گزارش تصویری از اعتراضات دانشجویان پلی تکنیک به دفن شهید&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;__________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;زنده باد گرامی بانوی دانشگاهی ، مهدیه گلروی عزیز&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img src="http://yekseda.org/images/6.jpg" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084373.php"&gt;&lt;strong&gt;نامه سرگشاده مهديه گلرو، دانشجوی محروم از تحصيل، به احمدی نژاد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;___________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اوین دوباره ستاره باران شد . سالها می گذرد اما تا جور هست و جبار هست ، زندان هم آبرو دارد . 209 ستاره باران شد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://i44.tinypic.com/opzfqf.jpg"&gt;&lt;img height="423" src="http://i44.tinypic.com/opzfqf.jpg" width="314" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به اسامی ۲۵ نفر از دانشجویان پلی تکنیک در زندان اوین" href="http://www.autnews.us/archives/1387,12,00017630" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;اسامی ۲۵ نفر از دانشجویان پلی تکنیک در زندان اوین&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-4380837882848133303?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4380837882848133303'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/4380837882848133303'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/02/blog-post_8016.html' title='باز دوباره گر می گیره . رزمگاه پلی تکنیک'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-8063252553419807429</id><published>2009-02-23T00:41:00.000-08:00</published><updated>2009-02-23T01:23:03.503-08:00</updated><title type='text'>من لم یشکر المخلوق . لم یشکر الخالق - کسی که آفریده را شکر نگوید ، خدای را شکر نگفته است</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;واقعا ممنون از تمامی برادران و خواهران عزیز و بزرگواری که لطف کردند به این حقیر اظهار لطف نمودند . امیدوارم که لیاقت این لطف ایشان راداشته باشم . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امیدوارم بتوانم دفاعی هم شان خلق قهرمان ایران و شما عزیزان هم رزم داشته باشم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ابتدا بخوانید الطاف دوستان را در بخش نظرات &lt;a href="http://navaney1.blogspot.com/2009/02/blog-post_22.html"&gt;پست قبلی &lt;/a&gt;که اعلام احضار کرده بودم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;1- مردک تو خودت فحش کاف داری با عرض پوزش از علی و خوانندگان وبلاگ نمی گفتم خفه میشدم 2- رفیق علی کلایی ایمان دارم که در بیدادگاه ارتجاع نیز چون شیر نعره میزنی و فریاد آزادی خواهی و برابری طلبی این خلق ستم دیده را بر سر جلادان دیکتاتور در بیدادگاه ارتجاع میکشی رزمت جاودان باد زنده باد آزادی زنده باد برابری پیروز باد سوسیالیسمامیر &amp;amp;  &lt;a title="http://www.armansorkh.blogfa.com/" href="http://www.armansorkh.blogfa.com/"&gt;Homepage&lt;/a&gt;  02.22.09 - 4:57 pm  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22500"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="22501"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;الهی حبس تو حبست بکنندالهی جای انفرادی ببرنت سیاه‌چالالهی جای بازجو دیو اکوان سه سر بیاد سراغتالهی جای قاضی جلا بیاد سراغتولی فکرش نکن مثل شیر پشت سرتم. چنان برات مرثیه‌سرایی سر بدم که خود قاضی دل اش به رحم بیاد و آزادت کنه. چنان کمپینی برات بسازم که تا حالا لنگه‌اش نبوده. چنان پتیشنی بسازم که عمو باراک اوباما هم بیاد امضاش کنه. یک لوگو آزاد کنید می‌سازیم؛ هلو. که ببینه عاشقت بشه.تو برو بقیه‌ش با منبه جون علی راست می‌گمخارج از شوخیغلط کردن و ... بقیه‌ی چیزها که بنویسم همین امشب می‌گیرنتمدیا&amp;amp;#  &lt;a title="http://ghomaaar.blogspot.com" href="http://ghomaaar.blogspot.com/"&gt;Homepage&lt;/a&gt;  02.22.09 - 5:15 pm  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22501"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="22509"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;الهی قربون قدوقوارت مادر اپس بالاخره نوبت توهم شد بابا منو سرفراز کردی باباتم همینطو بود اصلا آدم زندون نره مرد نمیشه راس راس سربلندشدم ریشیلو پرفسوریکثرا&amp;amp;#  &lt;a title="http://www.kasrani-iransarfaraz.blogspot.com" href="http://www.kasrani-iransarfaraz.blogspot.com/"&gt;Homepage&lt;/a&gt;  02.23.09 - 2:30 am  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22509"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="22510"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ان شاالله مشكلي پيش نيايد و تبرئه بشوي توكل به خداعطيه  &lt;a title="http://fardayevatan.blogspot.com" href="http://fardayevatan.blogspot.com/"&gt;Homepage&lt;/a&gt;  02.23.09 - 2:43 am  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22510"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="22511"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;salamta narafti telefon bezan baba tazeh mikhastim baa ham kar konim janeshiat raa moarefi konali  &lt;a title="http://www.alihosseiny.blogfa.com" href="http://www.alihosseiny.blogfa.com/"&gt;Homepage&lt;/a&gt;  02.23.09 - 2:51 am  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22511"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name="22512"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;سال گذشته مرد هزار چهره مهران مدیری را حتما شما دیده ای ... شخصیتی داشت به نام آقای چه ... علاقه ای داشت به زندان و دستگیری و اغتشاش و شهرت ... حیف در زندانی و نمی توانی جواب مرا بدهی ... اما ناراحت نباش ... شما نظام را که عوض کردی به این روزها افتخار می کنی ... به توده های ننه مرده می گویی که چقدر برایشان زجر کشیدید و گوسفند نبودی و یوسف بودی و با مگس همنشین!!!برو خوش باش داداش...فرزا&amp;amp;#  02.23.09 - 3:00 am  &lt;a title="Link to this comment" href="http://www.haloscan.com/comments/navaney1/2023978279038193514/#22512"&gt;#&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما امروز دوشنبه 5/12/1387&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مراجعه شد به دادگاه انقلاب . با وکالت نامه رسمی که تمبر هم خورده بود و معرفی نامه وکیل عزیزم دکتر نعمت احمدی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما خب ! کسی که در شعبه دهم دادگاه انقلاب نشسته بود و اگر اشتباه نکنم منشی دادگاه بود گفت که برای تعیین وقت وکیل هم باید حضور داشته باشد . این را می گویم برای دوستانی که بعد از من دادگاه دارند . با وکیل بروید بهتر است&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;این هفته که هیچ . فردا که رحلت رسول آزادی و برابری و انسانیت ، حضرت محمد مصطفی و همچنین شهادت امام اندیشه و جهاد حسن ابن علی است و تعطیل رسمی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;چهارشنبه هم که مدارس تعطیل است و ادارات هم تق و لق و این یعنی تعطیل غیر رسمی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;پنج شنبه هم شهادت مولانا علی ابن موسی الرضا المرتضی (ع) است و ایضا تعطیل .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;خلاصه این هفته تا آخرش تعطیل است و امروز آخرین روز کاری بود&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;قرار شد اول هفته آینده مراجعه کنیم به همراه وکیل معززم برای تعیین وقت دادگاه و بقیه رویه معمول دادرسی دادگاه انقلاب&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باز هم از برادران و خواهرانی که اظهار لطف کردند سپاسگذارم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اما یک غفلت از سوی من که البته دلایلی داشت که بعدا به خود این برادرمان خواهم گفت&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img alt="[kasrani.jpg]" src="http://3.bp.blogspot.com/_xNym59_sefE/SDFg0HAbVQI/AAAAAAAAASI/HzjlpZne3D0/S220/kasrani.jpg" border="0" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;برادر عزیزمان محمد رضا کثرانی که از زندانیان فاجعه کوی خونین دانشگاه تهران است و مدت 5 سال را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرده ، چندی پیش پدر نازنین و بزرگوارش و به قول خودش تنها کسش را از دست داد . بنده همینجا به ایشان تسلیت عرض کرده و علو درجات آن مرحوم را از خداوند بزرگ مسئلت دارم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;از ایشان هم شرمنده ام که در این چند روز پس از رحلت پدر بزرگوارشان باایشان تماسی نگرفتم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;باز هم شرمنده&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.kasrani-iransarfaraz.blogspot.com/"&gt;http://www.kasrani-iransarfaraz.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.kasrani-iransarfaraz2.blogspot.com/"&gt;http://www.kasrani-iransarfaraz2.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;رحم الله لمن قرا فاتحه مع الصلوات&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بخوانید سوگنامه ایشان را برای پدر بزرگوارشان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://kasrani-iransarfaraz2.blogspot.com/2009/02/blog-post_3962.html"&gt;&lt;strong&gt;سوگنامه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اندیشه نیک سرلوحه کارتان&lt;br /&gt;اینک که چندروزیست که پدرم راازدست دادم و ناباورانه به نگاه میکنم به حادثه ها که ازپی هم میآیند و هیچ گریزی از آن نیست .چیزی همانند مرگ و تولد که انسانها محکوم به آنند و متولد میشوند میایند و میمیرند و میروند در این میان چیزی شکل میگیرد به نام زندگی. زندگی حاصل تقارن دوطبع متضاد آمدن شور حیات زیستن و رفتن عدم شاید تغییر انرژی در یک سیکل طبییعی در این میان زیستن شکل میگیرد زیستن نقطه مقابل سکون است درزیستن حرکت جوهره اصلی است ودر سکون نابودی &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_______________________________&lt;br /&gt;دوباره می گویم . فحش بدهید . عیبی ندارد . من یکی فحش خورم ملس است . اما خواهش می کنم کمی انصاف داشته باشید . منصفانه فحش بدهید . همین و بس . همینجا هم بگویم تمامی عزیزانی که می آیند اینجا و فحش می دهند را حلال کردم . اما علیکم بالانصاف&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;____________________________&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.armansorkh.blogfa.com/post-668.aspx"&gt;&lt;strong&gt;اینهم لطف سنگین برادر امیر امیرقلی عزیز . با تشکر فراوان برادر گل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;_____________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084257.php"&gt;یک عضو دیگر سندیکای واحد دستگیر شد، دویچه وله&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11733.php"&gt;تصويرهاي آشناي کامبوجي&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11744.php"&gt;ستادهاي تشخيص محارب در راهند؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11743.php"&gt;&lt;strong&gt;با ورود علی خامنه ای به صحنه : بحران دفن شهيد در دانشگاه بالا گرفت&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11745.php"&gt;به شدت نگران رضوي فقيه هستيم&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://advarnews.biz/university/8789.aspx"&gt;سحر یزدانی پور دانشجوی دانشگاه شیراز آزاد شد&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به بیانیه انجمن اسلامی پلی تکنیک پیرامون دفن تابوت های گمنام در دانشگاه : هجمه بی سابقه چماقداران خشک مغز و لزوم هشیاری دانشجویان" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc0NjA%3D" rel="bookmark"&gt;بیانیه انجمن اسلامی پلی تکنیک پیرامون دفن تابوت های گمنام در دانشگاه : هجمه بی سابقه چماقداران خشک مغز و لزوم هشیاری دانشجویان&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به فوری: تا کنون هیچ یک از فعالین دانشجویی موفق به ورود به پلی تکنیک نشدند" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc0NjQ%3D" rel="bookmark"&gt;فوری: تا کنون هیچ یک از فعالین دانشجویی موفق به ورود به پلی تکنیک نشدند&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به همزمان با اعلام نهایی جمع آوری بیش از ۳۰۰۰ امضا در مخالفت با دفن تابوت های گمنام، تحصن شورای عمومی انجمن پلی تکنیک به تجمع انجامید" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc0Mjg%3D" rel="bookmark"&gt;همزمان با اعلام نهایی جمع آوری بیش از ۳۰۰۰ امضا در مخالفت با دفن تابوت های گمنام، تحصن شورای عمومی انجمن پلی تکنیک به تجمع انجامید&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;گلی به گوشه جمال نظام جمهوری اسلامی : &lt;a title="پیوند همیشگی به گسترش شپش در مدارس و کودکستان های تهران" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTc0NTQ%3D" rel="bookmark"&gt;گسترش شپش در مدارس و کودکستان های تهران&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2309"&gt;&lt;strong&gt;از "نافرمانی مدنی" تا "بدفرمانی مدنی"&lt;br /&gt;(بخش چهاردهم و پايانی)، بدفرمانی دولتی، توجيه‎پذيری بدفرمانی مدنی و جمع‎بندی، عمار ملکی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2325"&gt;&lt;strong&gt;فریدون زرنگار (رادیو فردا)&lt;br /&gt;انقلاب ۵۷: پیش‌زمینه‌ها و انحراف از اهداف&lt;br /&gt;میزگردی با علی اکبر معین فر، مهدی خانبابا تهرانی و احمد قابل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-8063252553419807429?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/8063252553419807429'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/8063252553419807429'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/02/blog-post_23.html' title='من لم یشکر المخلوق . لم یشکر الخالق - کسی که آفریده را شکر نگوید ، خدای را شکر نگفته است'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-2023978279038193514</id><published>2009-02-22T12:12:00.000-08:00</published><updated>2009-02-22T12:22:35.138-08:00</updated><title type='text'>احضار میشوییییییمممم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خب بالاخره نوبت ما هم شد . به قول بچه ها خیاطی که نام و نشان بازداشتی ها را ذیل هر پستش درج می کرد ، این بار خود در کوزه افتاد . ما هم احضار شدیم . اما چند نکته به نویسندگان این احضاریه قابل تذکر است .&lt;br /&gt;اولا که بنده کلائی هستم نه کلانی . ثانیا در زمان بازداشت دانشجو بودم و فی الحال هم در جایی مشغول کار فنی خودم هستم . چنان در برابر شغل و شهرت نوشته اند آزاد که آدم خیال می کند طرف بازاری است و اختلاسی ، دزدی ای ، دودره بازی ای کاری کرده که احضار شده . با آبروی مردم بازی نکنید و اینقدر خودتان را به نفهمی نزنید . دانشجو در زمان فازغ التحصیل بودن هم چون زمان دانشجویی بازداشت شده ، یک زندانی دانشجو محسوب می شود .&lt;br /&gt;اما از همه جالب تر موضوع اتهام است . می خواهید باور کنید یا خیر . در برابر موضوع اتهام شماره تلفن منزل ما و همچنین موبایل مادرم (که وثیقه گذار است) درج شده . پیدا کنید پرتقال فروش را . اتهام ما ظاهرا و بنا به گفته این دوستان داشتن شماره تلفن منزل و موبایل است . دفعه قبل هم اصلا اتهام بنده عضویت ، ارتباط و همکاری با گروههای مخالفت و معاند با نظام جمهوری اسلامی تفهمیم نشده بود و اصلا من را همینجوری گرفتند . تجمعی نبوده و احیانا من زندانی سیاسی نبودم . من کیم ؟ تو کی ای ؟ اینجا کجاست ؟؟؟!!!&lt;br /&gt;13 آذر 86 بنده در حاشیه تجمع دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های تهران بازداشت شدم . 36 روز انفرادی بودم و جمعا 57 را در بند 209 زندان اوین گذراندم . هم فعال دانشجویی بودم و هم فعال حقوق بشر (تا جایی که از دستم بر بیاد) بوده و هستم . به لحاظ فکری به چپ های مذهبی تعلق داشته و دارم و مدتی نیز عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بودم که البته از نیمه شعبان است که دیگر به آنجا نرفته ام . دلیلش هم اختلافات فکری و سیاسی و شخصی است . به هر حال در برابر اتهام و عنوانش شماره تلفن نمینویسند . نوبر است والا .&lt;br /&gt;وقت حضور هم نوشته اند : حداکثر سه روز پس از رویت اول وقت اداری . یعنی سه روز پس از امروز که نامه رسیده . یعنی سه روز اداری پس از امروز که 4 ام اسفند ماه 1387 است . اینان رسما قصد کرده اند عید امسال را ما در زندان ببینیم . یادم می آید در سلول 44 بند 209 که انفرادی بودم یکی از ملعمان این گونه نگاشته بود . میم معلم را با فلش به کلمات مهر ، معرفت ، منزلت و معیشت متصل کرده و زیرش امضا کرده بود ، عید 1386 . در آن زمان من هم نگران بودم که نکند عید 1387 را در کنار خانه نباشم . اما خب ! ظاهرا دارند برای 1388 این بساط را جور می کنند . خدا عالم است و بس .&lt;br /&gt;از همه جالب تر این است که رئیس شعبه دهم دادگاه انقلاب اسلامی تهران بنده را احضار فرموده . بر اساس تحقیقات انجام شده رئیس این شعبه قاضی رامندی است که پرونده های فساد ملی و اخلاقی را بیشتر قضاوت می کند . بنده همینجا شهادت می دهم که نه دزد بوده ام . نه اختلاس کرده ام و نه اهل فساد اخلاقی هستم . (ان شاء الله ) حالا برای چه این شعبه ؟ در آینده نزدیک مشخص می شود .&lt;br /&gt;زیرش هم نوشته که ((اگر وکیل انتخاب نموده اید معرفی نمائید و اگر هم کسی را بعنوان شهود قضیه دارید قبل از وقت مقرر معرفی نمائید تا احضار شوند .&lt;br /&gt;نتیجه عدم حضور جلب است و چنانچه در موعد مقرر حاضر نشوید دادگاه حکم غیابی (مثل سعید رضوی فقیه حتما یک سه چهار سالی) صادر خواهد نمود و هرگاه عذر موجهی مطابق ماده (113) آئین دادرسی کیفری داشته باشید به دادگاه اظهار نمائید .))&lt;br /&gt;این از نامه احضاریه .&lt;br /&gt;اما یک نکته جالب که بر می گردد به سرعت پست در ایران . تاریخ نامه خورده 23/11/1387 . یعنی این نامه حدود 11 روز در راه بوده تا به خانه ما برسد . آنهم از دادگاه انقلاب در خیابان معلم . پیاده هم می آمد زودتر می رسید !&lt;br /&gt;فردا یعنی روز دو شنبه مورخ 5 ام اسفند ماه به همراه نامه تائید وکالت و کالت نامه به دادگاه انقلاب مراجعه می کنم . لازم به ذکر است که وکیل بنده آقای دکتر نعمت احمدی است .&lt;br /&gt;این از وضعیت فعلی ما . بقیه آن را خدا به خیر بگذراند . فعلا که می رویم داشته باشیم احضار و دادگاه را . خدا کند که برگردم . اگر هم برنگشتم از همانجا بازداشت شدم از تمامی دوستان حلالیت می خواهم . به هر حال به قول حضرت یوسف که این روزها جمهوری اسلامی با این سریال توهین آمیزش به ملکوک کردن چهره ملکوتی آن مرد بزرگ مشغول است ، زندان برای من از آنچه ایشان مرا بدان می خوانند (تمکین و بی شرفی و بی شعوری و گوسفند وارگی) ارزش مند تراست &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یادمان نرود که&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین ، فلیس بمسلم&lt;br /&gt;و من الله توفیق&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;______________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یک نکته را همینجا بگویم . دوستان محترمی که می خواهند بنده را فحش بدهند و با فحش دادن به من سبک می شوند و خیالشان راحت می شود و کار به سامان می رسد و همه چیز ردیف میشود ، به راحتی فحش بدهند . از نظر من مسئله مهمی نیست . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فقط وجدانا اینجا را خانواده می بیند . فحش خواهر مادر ندهید . فحش هایتان هم کاف نداشته باشد لطفا !!!!!!!!!!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-2023978279038193514?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2023978279038193514'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2023978279038193514'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/02/blog-post_22.html' title='احضار میشوییییییمممم'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-2409745357781613551</id><published>2009-02-19T01:11:00.000-08:00</published><updated>2009-02-19T01:34:56.028-08:00</updated><title type='text'>Rober جان ! کجایی پس ؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خدایا ! چرا اینجا اینقدر سرده . این لوله ها چرا گرم نمی شه .&lt;br /&gt;پتو رو دوباره می پیچم دور خودم .دلم می سوزه برای بچه هایی که تو جاهایی مثل کردستان و استانهای غربی ایران الان سربازن . تو این زمستون سرد نمی دونم چی می کشن . اصلا الان چند درجه زیر صفره ؟&lt;br /&gt;یه نیگاهی به کره گوشه اتاق می کنم . از صبحونه دو روز پیش اونجاست اما هنوز آب نشده . خندم گرفته . من وقتی خونه بودم به بابا بی لرزون معروف بودم . مامان همیشه می گفت به جای لرزیدن یا روشن کردن بخاری برقی لباس بپوش .&lt;br /&gt;خدایا چرا اینقدر سرده ؟ چرا صدایی نمی آد . بیش 25 روزه اینجام . خونه چه خبره ؟ وضع مامان چه جوریه ؟ نمی دونم . این سید نامرد هم نذاشت حتی یه بار به خونه زنگ بزنم . از دکترم خواستم . اونم نذاشت .&lt;br /&gt;صدای ویززی را می شنوم .&lt;br /&gt;ای ول ! صدای چیه ؟&lt;br /&gt;سرم رو بر می گردونم . از خنده دارم می ترکم . این اینجا چی کار میکنه ؟ یه مگس سیاه درشت که اومده تو اتاق و داره دور اتاق می چرخه . یهو دیدم اومد بیخ این لوله ها و اونم خودش رو مثل من چسبوند به این لوله ها . بیچاره فکر کرده اینا گرمش می کنه .&lt;br /&gt;هفته اول منم فکر میکردم اینا برای گرمای اتاقه . از نگهبانا و بعد از به قول خودشون کارشناسا می پرسیدم چرا گرم نمیشه . یه پسره که بچه خوش تیپ بود و ریش مرتب و آنکارد شده داشت می گفت دارن شوفاژ خونه رو تعمیر می کنن . سرما زیاده و نمی کشه . بعدا شنیدم این یکی از روشاس برای شیکستن آدما . زمستون 87 شنیدم که برای بازاریهای متحصن هم همین کار رو کرده بودن . شانس آورده بودن که زمستون 87 مثل زمستون زیر 20 درجه 86 نیست&lt;br /&gt;ویززززززززز&lt;br /&gt;وقتی یادش می افتم خندم می گیره . بنده خدا گیر کرده بود تو سلول . دو سه روز انصافا باهاش حال کردم . اسمش رو گذاشته بودم rober . نمیدونم چرا . ولی یهو یاد یه حیوون خونگی تو یه فیلم افتادم که اسمش همین بود . منم همین رو به عنوان اسمش گذاشتم .&lt;br /&gt;بچه چی کار میکنی ؟ خوبی ؟&lt;br /&gt;پیرمرد کوتاه قدی که سعی می کرد از دریچه بالای در سلول منو ببینه پرسید .&lt;br /&gt;آره حاجی خوبم .&lt;br /&gt;چیه با خودت حرف می زنی چرا پس ؟&lt;br /&gt;با خودم نیستم که . با این مگسه ام . بنده خدا دو روزه اینجا داره می چرخه . فکر کنم اینم پا رو دم اینا گذاشته که انداختنش اینجا .&lt;br /&gt;پیرمرد خندید وترجیع بند همیشگی حرفاش رو گفت که : آخه من نمی دونم بچه های خوبی مثل شما ها رو چرا اینجا انداختن و بعدش هم دریچه رو علی رغم خواست من بست و رفت .&lt;br /&gt;ویزززززززززز&lt;br /&gt;چی می گی پسر ؟ تو هم فهمیدی اینجا چه خبره ؟ تو هم میدونی ما چرا اینجاییم ؟ چرا اومدیم ؟ چرا گفتیم ؟ چرا گرفتن ؟&lt;br /&gt;دلم می گیره . شروع می کنم به گفتن بهش که جریان چیه&lt;br /&gt;13 آذر بود . بعد از ظهر و تجمع دانشگاه تهران . دانشکده فنی . ظهر رسیدم اونجا با یکی از رفقا . داشتیم دور دانشگاه قدم می زدیم که یهو یکی مچ دستم رو گرفت&lt;br /&gt;آقای کلائی ؟&lt;br /&gt;بله ! برای ادای توضیحات و یه استعلام کوچیک با ما بیاید . دور و برم رو نیگا کردم . سه چهار نفر شبیه این بابا داشتن نیگام می کردن . این آدمم یه عاقله مرد بود با بیسیم و کفش کتونی و کاپشن و شلوار کتون . ظاهرا خیلی هم محتاط بود . بعدا فهمیدم یکی از رفقا تو تعقیب و گریز با اینا درگیر شده و بینی یکیشون رو شکسته و البته عینک خودش هم شکسته و الان هم تو همین بنده .&lt;br /&gt;بریم .&lt;br /&gt;سوار یه سمند پسته ای رنگ روشن شدیم . راه افتاد . آها rober جان ! یادم رفت بگم ! تو ماشین که نشستیم یهو ازم پرسید : اون دختر خانمی که با شما بود کی بود ؟ از سوالش به خنده افتادم . آخه اون خانم یه چیزی حدود هشتاد سال سنش بود . یه مادر بود و ما رو که تو جمعهای بچه ها بودیم می شناخت و داشت در مورد تجمع تو دانشگاه می پرسید . البته اینکه یکی از مادران باشه از حدسامه . چون همیشه بود . حتی تو خاوران و سر مزار شهدای کشتار .&lt;br /&gt;خندیدم و گفتم والا اون خانم حدود هشتاد سالش بود . دختر بودنش رو هم شما باید نظر بدید . امیر که اینو شنید ترکید و صدای خندش اومد . بذار اینم بگم . این داش امیر ما یه تازه جوون 19 ساله اس که شور جوننیش رو پای عقیده اش گذاشته . گاهی کله خر بازی در میاره . اما خب ! جمعا جوون خوبیه .&lt;br /&gt;یارو همیچین با غیظ نیگام کرد که گفتم همین الان یه گلوله تو مغزم خالی می کنه . بعدا شنیدم که وقتی میریزن خونه ما تا کامپیوتر شخصیم و یه سری سی دی هام و دست نوشته هام رو ببرن تو بحث با مادرم گفته بودم که علی اصلا درگیر نشد و راحت گرفتیمش . مثلا توقع داشته درگیر بشم . جو گرفته فکر کرده فضای سال 60 و اون روزهاست . از موی سپیدش البته معلوم بود که اون روزها رو هم تجربه کرده . احتمالا در همین کسوت یا یه چیزی شبیه این&lt;br /&gt;راه افتادیم و رفتیم سمت چهار راه ولی عصر . سر چهار راه ماشین دور زد . شصتم خبر دار شد که داریم میریم دفتر پیگیری وزارت فخمیه ! این اصطلاحی بود که همیشه بین خودمون برای وزارت داشتیم و داریم . سر خیابون برادران مظفر گفتن سرا پائین . وارد منطقه امنیتی میشیم . اینم باز از اون جکا بود که لبخند رو روی لبام آورد . قبلا خیلی از رفقا برای به قول اینا ادای توضیحات و در واقع بازجویی ساعتها اینجا بودن . جا کاملا آشنا و به قولی لو رفته بود . نمی دونم و هنوزم نفهمیدم این ادا بازیا یعنی چی&lt;br /&gt;ویززززززززززززززززززز&lt;br /&gt;Rober ظاهرا از دستم خسته شد . بلند شد و یه چرخی تو سلول زد .&lt;br /&gt;بشین جان من . من تو این مدت کسی رو نداشتم براش حرف بزنم . بشین و گوش کن .&lt;br /&gt;اما انگار اصلا حال گوش کردن نداشت . انگار از این حرفا اینجا زیاد شنیده بود . همیجوری چرخ می زد و منم بدم نمیومد . یه صدای نا متعارف تو این وضعیت خودش یه تنوعه .&lt;br /&gt;وقت شامه&lt;br /&gt;در سلول با صدای نخراشیده ای باز شد و پیرمرد سید غذا رو داد و بعدم چایی . یهو نفمیدم چی شد rober رفت بیرون . حالم گرفته شد . غذا رو گرفتم و تشکر کردم و در رو روم بست . پیرمرد خوبی بود . با اون عرق چین سبز و اون تسبیح عین این پیرمردایی شده بود که تو مسجدا یا امام زاده ها به عنوان متولی نشستن . جمعا آدم بد عنقی نبود . گرچه رو نمی داد . یه روز شنیدم این سلول بغلیم که بعدا اسمش رو فهمیدم بهش می گه شما شبیه پدر بزرگمی . وقتی شنیدم این بچه سلول بغلی متولد شصت و شیشه حالم خیلی گرفته شد . از معدود دفعاتی بود که نشستم و گریه کردم . گریه تلخ .&lt;br /&gt;خدایا ! من سابقه کار دارم . این بچه همش 20 سالشه . این اینجا چی کار میکنه ؟ اینا چی خیال کردن ؟ بعد یادم افتاد تو همینجا بیست و اندی سال پیش 15 و 16 ساله رو کابل زدن و از دست با قپانی آویزون کردن و اعدام کردن . اینکه که دیگه دانشجوه و بیست ساله . یاد شعر شهید عزت افتادم . ما را که تازه جوانانی 22 ساله بودیم . یادش به خیر . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="200" src="http://i2.tinypic.com/52oyi9w.jpg" width="287" /&gt;&lt;br /&gt;شام رو خوردم و نماز رو خوندم و داشتم قرآنم رو می خوندم که یهو یه صدایی شنیدم .&lt;br /&gt;ویزززززززززززززززززززززز&lt;br /&gt;ای ول ! اومد . خدایا شکرت . rober چرخید و نشست دوباره رو پنجره شبکه ای روی لوله هایی که قرار بود گرم باشه ولی از دیوارها و در آهنی سردتر بود . رفتم پیشش . نیگام کرد و همچنان سر جاش بود . کاش حرف می زد و می گفت اوضاعه بچه ها چه جوریه . حدود یک ماهه که از امیر خبر ندارم . حال سعید چه طوره ؟ اوضاع بند چه جوریه ؟ این صدای کتک خوردن دخترا که اون ده دوازده شب اول می شنیدم چی بوده ؟ کی کتک خورده ؟ یه بار از سید که مثلا کارشناس و در واقع بازجو بود پرسیدم که این صداها چیه ؟ گفت پشت شما بند خانمهاست . اونا با هم دعوا می کنن . بعدم شنیدم که همه دخترا یک هفته ده روز اول مثل ماها با کتک خوردن .&lt;br /&gt;ویززززززززززززززززززززززززز&lt;br /&gt;دوباره بلند شد و دور سلول چرخی زد و نشست . می خواستم براش بگم اوضاع رو . ولی خسته بودم . نمی دونم چرا خوابم برد .&lt;br /&gt;صبحانه&lt;br /&gt;بلند شدم و چشام رو مالوندم .&lt;br /&gt;حاجی ! اجازه می دی برم دستشویی ؟ تا طلوع آفتاب چیزی نمونده می خوام نماز بخونم .&lt;br /&gt;در رو باز گذاشت و گفت سریع برو بیا . رسیدم ته راهرو اومده باشی .&lt;br /&gt;خوبی سلول کنار دستشویی و اول راهرو همینه . رفتم و برگشتم . خدایا ! این کو پس ؟ هرچی دنبالش گشتم پیداش نکردم . بعد از نماز و صبحانه گفتم میاد . اما نیومد . ظهر شد . ناهار و باز نماز و قرآن .&lt;br /&gt;نیومد . شبم نیومد . نا امید شدم دور روز خوب رو با حضورش سپری کرده بودم و یه مقدار روحیه ام بهتر شده بود . ولی هر چی وایسادم نیومد .&lt;br /&gt;نمی دونم . شاید اونم برده بودن به یه سلول دیگه . شاید یکی دیگه احتیاج به روحیه داشته . نمیدونم . ولی رفت و دیگه هم نیومد .&lt;br /&gt;آره اخوی ! این رفتار من با این مگسه مال اون روزاس . الان که بیشتر از یکسال از اون روزهای خوب می گذره هنوز چشم دنبالشه . منی که بچگی همیشه مگس آزار خوبی بودم و بال مگش می کندم و مگس اعدام می کردم ! - تو همون روزهای دهه شصت و هفتاد که اینا آدم اعدام می کردن و انگار فرهنگ اعدام تو کشور مسری شده بود – حالا دیگه حتی مگسا رو نمی پرونم . شاید یکیشون rober یا از دوستان و اقوام و خویشانش باشه . نمی دونم ! شاید بازم دیدمش&lt;br /&gt;*** اسم مطرح شده را در ابتدا به نام شهید ابراهیم لطف اللهی نام گذاشته بودم .&lt;br /&gt;&lt;img height="221" src="http://www.kurdishstudents.net/picmem/ibrahim%20lotfulahi%20wb.jpg" width="194" /&gt;&lt;br /&gt;اما شان آن شهید عزیز را که برای آزادی و برابری به قربانگاه رفت را بالاتر از این حرفها دیدم و نام خود را جایگزین کردم&lt;br /&gt;یادش گرامی&lt;br /&gt;_________________________&lt;br /&gt;&lt;img height="200" src="http://www.shahrgon.com/fa/thumbnail.php?file=mohammad_maleki_311435434.jpg&amp;amp;size=article_medium" width="174" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به محمد ملکی: هدف نهایی شان از دفن شهید شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است؛ این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTEsMDAwMTcwMzU%3D" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;محمد ملکی: هدف نهایی شان از دفن شهید شکستن حرمت دانشگاه و ویران کردن این سنگر است؛ این حرکت تکریم نیست، سوء استفاده است&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به در ادامه پروژه امنیتی دفن شهید در پلی تکنیک و بعد از بازداشت ۴ دانشجو: ۴ دانشجو ممنوع الورود به دانشگاه و ۲ دانشجو به وزارت اطلاعات احضار شدند" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTcxNzY%3D" rel="bookmark"&gt;در ادامه پروژه امنیتی دفن شهید در پلی تکنیک و بعد از بازداشت ۴ دانشجو: ۴ دانشجو ممنوع الورود به دانشگاه و ۲ دانشجو به وزارت اطلاعات احضار شدند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به تاکید رهایی بر ادامه بازداشت دانشجویان امیرکبیر برای اجرای پروژه دفن شهید" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTEsMDAwMTcxNjY%3D" rel="bookmark"&gt;تاکید رهایی بر ادامه بازداشت دانشجویان امیرکبیر برای اجرای پروژه دفن شهید&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=2268"&gt;اعتصاب غذای دانشجویان بازداشت شده و وضعیت به شدت وخیم جسمی آنان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084065.php"&gt;اعتصاب دانشجويان بازداشت شده ادامه دارد، اميرکبير&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="200" src="http://www.irannewsagency.com/files/6-1.jpg" width="220" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="پیوند همیشگی به رنجنامه احمد قابل" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTIsMDAwMTcxNTM%3D" rel="bookmark"&gt;&lt;strong&gt;رنجنامه احمد قابل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;_______________________&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/084067.php"&gt;آقای خاتمی، با "ستم های ظالمانه" امام و ولی فقيه چه خواهيد کرد؟ مسعود نقره کار&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11677.php"&gt;آقاي خامنه اي و هم سلولي هايش&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2008/02/post_6169.php"&gt;&lt;strong&gt;با آقاي خامنه اي در زندان شاه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;______________________&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11688.php"&gt;&lt;strong&gt;مشکلات اصلاحات را به خاتمي تقليل ندهيم&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11689.php"&gt;حکومت نگران است&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11684.php"&gt;اميد‎ ‎به‎ ‎برائت‎ ‎داريم‎ ‎‎ ‎&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11678.php"&gt;&lt;strong&gt;به نام حق و عدالت&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11680.php"&gt;مرد هميشه برحق&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11686.php"&gt;دو فعال زن شلاق خوردند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;________________________&lt;br /&gt;&lt;img hspace="0" src="http://www.tahieh.net/images/article/347.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.tahieh.net/index.phtml?tsk=read&amp;amp;id=621"&gt;&lt;strong&gt;تایید حکم اعدام حبیب الله لطیفی فعال دانشجویی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://no-execution-habib.blogfa.com/" target="_blank"&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img src="http://i34.tinypic.com/23w63pc.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;_______________________&lt;br /&gt;&lt;img height="88" src="http://i43.tinypic.com/23sixkm.png" width="71" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=57744&amp;amp;AspxAutoDetectCookieSupport=1"&gt;&lt;strong&gt;حکم زندان برای هود یازرلو و نازیلا دشتی . تنها به جرم دیدن خانواده . نفری سه سال زندان. این است عدالت علوی رژیم ولایی . عکس بالا تصویر دانشجوی 21 ساله برادر هود یازرلو است&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-2409745357781613551?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2409745357781613551'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2409745357781613551'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/02/rober.html' title='Rober جان ! کجایی پس ؟'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-1719912737892676672.post-2134871645783222885</id><published>2009-02-11T11:06:00.000-08:00</published><updated>2009-02-15T04:14:08.394-08:00</updated><title type='text'>ارشاد ، حقیقت و مصلحت</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آذر و دی و بهمن 1386 . امیدوار هستیم که با توجه به سیل برخوردهای دانشجویی در آذر ماه ، بخشی از فشار قدرت مداران حاکم کم شود و بگذارند یادبودهای بزرگان برگزار شود . 1 آذر 1386 اما در برابر خانه فروهر شهید درگیری شد و کتک خوردند فرزندان ایران زمین از ددمنشان امنیت بان نظام ولایی . 9 آذر نیز بر سر مزار شهیدان پوینده و مختاری ، گرچه مراسم برگزار شد اما جو امنیتی مراسم بیش از حد بود و به دانشجویان بازداشت شده در آذر ماه 86 عکسهایی از آن مراسم (آنهم با کیفیتی بسیار عالی و از نزدیک) نشان دادند .&lt;br /&gt;تصور بر این بود و حداقل من خود بر این فکر بودم که رژیم ممانعت نمی کند از سالگرد بهمن ماه . یعنی سالگرد مهندس بازرگان فقید . اما چه شد ؟ امنیت بانان از برگزاری مراسم ممانعت به عمل آوردند . اما چگونه ؟ آیا زدند و بستند و شکستند و چهره ددمنش خود را به نمایش گذاشتند ؟ خیر ! مدیریت محترم حسینیه ارشاد با اعلامی خود مراسم خود اعلام کرده را لغو کرد .&lt;br /&gt;فروردین 87 . بزرگداشت زنده یاد ، فقید سعید دکتر یدالله سحابی . اما باز همان اتفاق . مراسم لغو شد و مدیریت حسینیه هم بر این تصمیم غیر قانونی امنیت بانان گردن نهاد .&lt;br /&gt;صحنه سوم : مرداد 1386 . از کوه می آیم و به سوی حسینیه ارشاد می روم برای مراسم مشروطه ایرانی که قرار است از سوی انجمن اسلامی دانشگاه شریف برگزار شود . به حسینیه می رسم . مراسم لغو شده و باز با اعلام حسینیه ارشاد و برگه های سپیدی که لغو برنامه بر آنان نقش بسته .&lt;br /&gt;اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود . من و 4 تن از عزیزان فعال توسط نیروی انتظامی بازداشت می شویم و تا شب در کلانتری قلهک هستیم و تنها ضمانت یکی از وکلای جوان است که به رهایی ما می انجامد . تا یک ماه حداقل من درگیر پلیس امنیت هستم تا کارت شناسایی ضبط شده ام را پس بگیرم .&lt;br /&gt;آنچه در بالا نقل شد ، سه صحنه است از سه واقعه در یک مکان . مکانی که سابقه دیرینی دارد . از سال 1347 به این سوی که حسینیه ارشاد فعالیت می کند . یاد واقعه ای تاریخی می افتم . رژیم ددمنش شاه بارها و بارها خواست که با ارشادیان برخورد کند . بالاخره در سال 1351 دست به تعطیلی ارشاد می زند . زنان و مردانی که بر شرکت در جلسه درس دکتر شریعتی آمده اند بر امنیت بانان استبداد پهلوی می شورند . یکی از این جوانان این گونه می گوید : آنها (همان امنیت بانان) که شما را به اينجا فرستاده اند تا درب حسينيه را به روي ما ببنديد بگوئيد، ما تا امروز با ‏قلمي که شريعتي به دست ما داده بود مي نوشتيم. ولي شما اين قلم را از دست ما گرفتيد. مطمئن باشيد فردا به جاي قلم ‏مسلسل به دست خواهيم گرفت و شاهد بوديم که چنين شد. ‏&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img src="http://www.ibna.ir/images/docs/000005/n00005588-b.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;ارشاد را نه متولیانش در آن روز بستند و نه مدیرانش به روی مردم . ارشاد را استبداد بست . دیکتاتوری بست و بسته شدن ارشاد از دستان نسل جوان آن روز قلم را گرفت . اما اسلحه را جایگزین کرد .&lt;br /&gt;اما صحنه ای دیگر . 3 ام بهمن 1387 . مراسم مهندس مهدی بازرگان در ارشاد . از جایی می آیم . مراسم قرار است حدود 2 و 3 بعد از ظهر انجام شود . حدود 12 ظهر به محل می رسم . پارچه ای مشکی که روی آن نوشته است که مراسم لغو می شود . با امضای مدیریت حسینیه ارشاد . در ساعت مراسم وقتی که دکتر محمد ملکی عزیز به مدیریت ارشاد یعنی آقای میناچی اعتراض می کند ایشان صراحتا می گوید که : اگر من اينکار (اعلام این مسئله که لغو مراسم از سوی نیروهای امنیتی است نه ارشاد) را بکنم درب حسينيه را ‏مي بندند .&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="329" src="http://nasiriphotos.com/blog/blogimg/bazargan-mehdi.jpg" width="216" /&gt;&lt;br /&gt;بار دیگر . اگر اشتباه نکنم 17 ام بهمن ماه 1387 . اعلام برای مراسم مهندس بازرگان و این بار از سوی خاناوده مهندس فقید و همچنین نهضت آزادی ایران و مهندس سحابی . اما&lt;br /&gt;اما باز هم از برگزاری مراسم ممانعت به عمل می آید . این بار اما بازداشتی هم می دهد . در مراسمی که قرار بود عبدالعلی بازرگان، وحيد ميرزاده، دکتر صدر و چند نفر ديگر سخنراني کنند ، فعالان دانشجویی بازداشت می شوند . در بين ‏بازداشتي ها ۴ دانشجوي دانشگاه صنعتي اميرکبير و از اعضاي اصلي انجمن اسلامي دانشگاه به نام هاي حسين ‏ترکاشوند دبير انجمن اسلامي، مجيد توکلي (سابق شوراي مرکزي انجمن اسلامي پلي تکنيک و يکي از سه دانشجوي بازداشت شده در ‏پرونده جعل نشريات موهن دانشگاه اميرکبير که مدت ۱۵ ماه در زندان به سر برد )، کوروش دانشيار و اسماعيل سلمانپور به همراه ۴ تن ديگر به نام هاي ‏حيدري، علي اصغر شفيعيان، پاکرخ و خانجاني بودند .&lt;br /&gt;برای مراسم دعوت می کنند عده ای از بزرگانی که یکی از ایشان یعنی آقای دکتر یزدی را رژیم جمهوری اسلامی در طول 30 ساله اخیر هیچ گاه جرات بازداشت و زندانی کردن نداشته است . مراسم را حسینیه ارشاد میخواهد برگزار کند . اما مدیریت ارشاد همراه با امنیت بانان به بستن در ارشاد بر روی فرزندان ایران زمین مبادرت می ورزد . مراسم ملغی می کند و فرزندان دانشجوی مبارز ایران زمین به دام و تله امنیت بانان می فرستد تا بازداشت شوند و وقتی بزرگی مانند دکتر ملکی که هماره یار دانشجویان و دانشگاهیان و ستم کشان ایران زمین بوده اعتراض میکند ، به او می گویند که اگر اعلام کنیم که کار ما نبوده و دست امنیت بانان رو شود ، در حسینیه بسته می شود .&lt;br /&gt;آقای میناچی ! حسینیه باز بماند به چه قیمتی ؟ این را کسی می گوید که از زمستان 84 دورانی را مجری جلسات دکتر کدیور (قرآن و انسان معاصر) بوده . در جلسات سیره علوی دکتر آقاجری شرکت جدی داشته . در جلسات تاریخی آقای صابر و همچنین بحثهای ایدئولوژیک اخیرشان همیشه زانوی شاگردی زمین زده و دانش آموز این اساتید گرانقدر بوده . اما آقای میناچی ! ارشاد به سر خم نکردنش در برابر ظلم ارشاد است . یادمان نرود شریعتی شهید می گفت که اگر در صحنه حق و باطل نیستی هر کجا می خواهی باش . چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://drshariati.org/files/2-2-1386-4-11-16-15-26-888E.jpg"&gt;&lt;img height="234" src="http://drshariati.org/files/2-2-1386-4-11-16-15-26-888E.jpg" width="312" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ارشاد به سر بلند بودنش ارشاد است . به یاد حق محورانی مانند شریعتی و طالقانی و حنیف و محسن و بدیع زادگان ارشاد است . به یاد حسن و محبوبه شهید که سر بر سر آرمان نهادند و جان پاک را نثار عقیده و برابری و آزادی خلقها کردند ، ارشاد است . ارشاد اگر در برابر ظلم قد خم کند و پاتوق موتلفه ای ها شود و جلسات دانشگاه آزاد جاسبی بخواهد در آن برگزار شود که دیگر ارشاد نیست . کاریکاتوری است از حسینیه ارشاد . کاش نشود روزی برسد که به این بیندیشیم که ارشاد نیز مصداق سخن مارکس در 18 ام برومر شده و این ارشاد در تکرار تاریخ ، کاریکاتور ارشاد شریعتی ها و طالقانی هاست . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img src="http://aycu32.webshots.com/image/27031/2005052065790993994_rs.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;بعد هم اصلا فرض کنیم که ارشاد را ببندند . مگر در سال 51 که ارشاد را بستند ، تنها 6 سال بعد آن جلاد پهلوی مجبور به فرار نشد و گریان بر پله های هواپیما آخرین گریه هایش را در خاک وطن نکرد ؟ جمهوری اسلامی نیک می داند که با بستن ارشاد تنها برای خود دردسر می تراشد و خود را بیچاره میکند . مطمئن باشید جمهوری اسلامی به هیچ وجه چنین کاری را نمی کند . ارشاد با مقاومت ما فرزندان عقیدتی نسل بنیانگذار ارشاد (به یاد زنده یاد همایون فقید سعید) و شما عزیزان باز مانده از دوران یاد یادگاران می تواند به خانه روشنفکران مذهبی تبدیل شود و بار دیگر صلابت خود را باز یابد . تنها آقای میناچی ! خواهش میکنم حقیقت را قربانی مصلحت نکنید . &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;img height="233" src="http://www.sharghian.com/aks/images/hashem_aghajari_emam.jpg" width="311" /&gt;&lt;br /&gt;سوالی می کنم ! مگر آن دانشجویان بازداشتی برای مراسم بازرگان نیامده بودند ؟ آیا وظیفه دعوت کنندگان برنامه یادبود ، تنها دادن بیانیه است ؟ آیا ارشاد نباید تلاش خویش را برای رهایی فرزندانی که ارشاد را مامن و پناهگاه خود قرار داده اند و برای یادبود مردی بزرگ به ارشاد همیشه استوار آمده اند ، انجام دهد ؟&lt;br /&gt;نمی دانم . تنها می دانم این میراث نسل یادگاران ایران زمین که هنوز یادشان و نامشان اتش عشق و درد بر جان نسل نو می افکند باید با صلابت و استوار بماند . این هم ایستادگی و عدم تعظیم شما را در برابر قدرت طلبان حاکم نظام ولایی می طلبد جناب آقای میناچی عزیز !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منابع :&lt;br /&gt;1- بزرگداشت مهندس بازرگان باز به هم خورد&lt;br /&gt;دستگیری در مراسم سالمرگ نخست وزیر انقلاب‏ - یکشنبه 20 بهمن 1387 [2009.02.08]&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11495.php"&gt;http://www.roozonline.com/archives/2009/02/post_11495.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- اين کارها نشانه ضعف است يا قدرت؟&lt;br /&gt;دکتر محمد ملکي ‏ - پنجشنبه 10 بهمن 1387 [2009.01.29]&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2009/01/post_11313.php"&gt;http://www.roozonline.com/archives/2009/01/post_11313.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;___________________________________&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5pcmFuLWVtcm9vei5uZXQvaW5kZXgucGhwPy9uZXdzMS8xNzQ4MS8%3D"&gt;محکومیت چهار روزنامه‌نگار به زندان و شلاق&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/083718.php"&gt;معاون امنيت دادسرای تهران: پرونده‌ ۷ تن از متهمان تشکيلات غيرقانونی بهاييت هفته آينده به دادگاه ارسال می‌شود، ايسنا&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://news.gooya.com/politics/archives/2009/02/083679.php"&gt;&lt;strong&gt;‏هنوز سانسور و فشار و سختی معيشت هست، مصاحبه خبرنگار شبکه الجزيره با آيت الله منتظری به مناسبت سی امين سالگرد انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTEsMDAwMTY3MDk%3D"&gt;آیت الله منتظرى: ‏آقایان دائم مى‎گویند دانشگاهها و دانشجویان باید در صحنه باشند، آیا در صحنه باشند‏ ‏یعنى پیرو شما باشند؟&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a title="" href="http://www.enlg.cn/proxy/index.php?q=aHR0cDovL3d3dy5hdXRuZXdzLnVzL2FyY2hpdmVzLzEzODcsMTEsMDAwMTY3Njg%3D"&gt;&lt;strong&gt;دانشجویان بازداشت شده در مراسم بازرگان با صدور قرار بازداشت به بند امنیتی ۲۰۹ منتقل شدند&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://advarnews.biz/university/8721.aspx"&gt;4 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک همچنان در بازداشت&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://advarnews.biz/politic/8723.aspx"&gt;آرمان‎ ‎هاي انقلاب در جمهوري اسلامي&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://advarnews.biz/politic/8723.aspx"&gt;برگزاری مراسم بزرگداشت منوچهر داورپناه،فعال ملی مذهبی در فومن &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;____________________&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;a href="http://www.google.com/search?hl=en&amp;amp;q=%D9%87%D9%88%D8%AF+%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%B1%D9%84%D9%88&amp;amp;aq=7&amp;amp;oq=%D9%87%D9%88%D8%AF"&gt;&lt;strong&gt;تا رهایی برادر گرامی مان هود یازرلو که از خرداد 87 در بند وزارت امنیت بان ولایت فقیه و دادگاه انقلاب جمهوری ولایی قرار داد . رهاییش باید&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;img height="88" src="http://i43.tinypic.com/23sixkm.png" width="71" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/1719912737892676672-2134871645783222885?l=navaney1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2134871645783222885'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/1719912737892676672/posts/default/2134871645783222885'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://navaney1.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='ارشاد ، حقیقت و مصلحت'/><author><name>علی کلائی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/11484936382333103938</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='10080147641625362995'/></author></entry></feed>